أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
21آن چه را که بنده عرض کردم که هفتهای دو بار خانمها بیشتر بیرون نروند، این را هم در نظر داشته باشید مربوط به موارد ضروری نیست، مربوط به آن مواردی که گاهی اوقات برای خود انسان در بعضی اوقات میشود انسان واقعاً گرفته است و این گرفتنش با یک بیرون رفتن و سر زدن و اینها مربوط به اینها نیست که انسان برای رفع دلتنگی و برای رفع نقاهت و برای رفع ضیق بخواهد یک عمل خیر انجام بدهد، یک زیارتی بخواهد برود یا فرض کنید به بقّیه سری بزند و شوهرش هم اشکالی نمیگیرد میگوید میخواهی بروی، برو اینها منظور بنده نبوده منظور بنده و همین طور بزرگان این است که انسان بخواهد مسائل غیر حقیقی را جای حقیقی بنشاند و مسائل اعتقادی را به جای مسائل واقعی بنشاند برای رفتن بیرون و بر سر کلاسها و اینها بنده گفتم که دو دفعه رفتن کفایت میکند هر روز چادر را سر نکنی و کیف را بلند نکنی که از این کلاس به آن کلاس و از آن کلاس به آن کلاس مثل اتاقهای اداره که از این جا به آن جا مراجعه میکند. از این جا به آن جا دفتر را از آن جا برمیداری مُهر میزنی این جور ما نداریم، این جور سلوک نداریم، این جور در مکتب نیست میگویند حرف میزنند، بنده صحبت میکنم و میدانم که بعضیها صحبت من را عوض میکنند، این را هم میدانم، حتّی افرادش را میدانم، اشخاص را میدانم، عرض کردم بنده با یک گروه خاص صحبت نمیکنم صحبت بنده عام است، آن چه را که بزرگان گفتند عرض میکنم، اگر صبح تا شب از منزل بمانید چیزی به من اضافه نمیشود، صبح تا شب منزل بیرون بیایید هم چیزی از من کم نمیشود، آن را که راه و روش بزرگان است عرض میکنم و از آن طرف هم عرض میکنم که خیال نکنید هر کی این جا میآید کارش تمام است نخیر، هستند، خیلی هم هستند افرادی که صد سال میآیند و یک سانت هم حرکت نمیکنند، خاطرتان جمع، در زمان مرحوم آقا هم بودند و خود ایشان هم میفرمودند و این آب پاکی را بریزم روی دست آنهایی که مطلب ما را تغییر میدهند و عوض میکنند و مدام میخواهند یک جوری دور بزنند و یک جوری تغییر بدهد و صاف بگویم در همان ماههای آخر زمان مرحوم آقا ایشان به بنده اعتراض داشتند که شما چرا وقتی که صحبت میکنی مطالب را خیلی پایین میآورید تا مصادیق معلوم بشود، بنده به ایشان عرض کردم آقاجان اگر نیاورم پایین این ور و آن ور حمل میکنند، ایشان گفتند بگذار بکنند، بگذار بکنند، آن کسی که باید مطلب را بفهمد (عین عبارت ایشان است بی کم و زیاد)، کسی که باید مطلب را بفهمد میفهمد گرچه شما خیلی هم کلی بگویید و هیچ مصداق تعیین نکنید او میفهمد چه کند و آن کسی که نمیخواهد بفهمد هزار بار قسم و آیهجلویش بخوری که منظورم این است او میگوید نه، خب حالا دیگر این آب پاکی را ما ریختیم و مسئله به این کیفیت است آن چه را که من عرض کردم راجع به کلاسها بود این که هی بلند میشوند از این کلاس به آن کلاس، از این درس به آن درس، این هفتهای دو بار بیشتر غلط است. اما این که انسان میخواهد یک زیارتی بکند پزشک میخواهد مراجعه بکند، حالا دلش در خانه گرفته میخواهد برود در این پارک قدم بزند، بلند شود برود قدم بزند، چه اشکالی دارد؟ برود نیم ساعت در هوای آزاد نه مزاحمتی دارد نه مانعی دارد، نه نامحرمیبا او برخورد میکند، خیلی هم اتفاقاً خوب است، بسیار خوب است آدم در خیابان قدم بزند هوایش خوب است حرکتی هم میکند ورزشی میکند چه اشکال دارد؟ البته شبها خوب نیست خودمان گفتیم شبها خوب نیست اما در طول روز رفتن اشکال ندارد با شوهرش برود با شوهر برود با هم قدم بزنند، تفریح کنند، نمیدانم نان بخرند پنیر بخرد، ایراد ندارد آن این است که انسان بلند شود این ور و آن ور برود برای چی دنبال همین درس و روضه و اینها همه بهانه است روضه بلند شود برود نه نه روضه یکدفعه بس است تمام شد الان شب است و ایام عزاداری و شب هم اشکال ندارد در غیر از اینها در روز همان روضهای که بین الطّلوعین است کافی است همانی که در شهادت ائمّه و اعیاد ائمه در بین الطلّوعین میروید کافی است در زمان مرحوم آقا هم بوده و دیگر نیازی به اضافه گرفتن نیست، عصر میگیرید، شب هم میگیرید، نصفه شب هم میگیرید، چه خبر است؟ یکدفعه آدم روضه میرود، تمام شد و رفت دیگر هی بلند شدن و با زیاد روضه رفتن چیزی گیر آدم نمیآمد، یک روضه باحال میرود، با نیت با صدق با صفا و بعد دیگر تمام شد، لذا مسئله افراط و تفریط را باید رعایت کنید، بعضی از خانمها میگویند که شوهر ما میگوید باید بمانی در خانه، نه، اصلًا این طور نیست، آن شوهر اشتباه میکند، وقتی که زنش ناراحت است، دلتنگ است باید بلند شود با او حرم برود، بلند شود بیرون برود، فرض کنید یک گردشی بکند بیاید، نمیتواند برود حداقل اجازه بدهد خودش یک حرم برود اگر برایش رفتن میسر است، نباید محدودیت به یک کیفیتی باشد که به اعصاب زن فشار بیاید و به روحیه فشار بیاید، همه اینها غلط است، کنتم أمی وسطاً، باید راه اعتدال را در پیش گرفت، راه اعتدال، بله انسان به واسطهاین قضیه باعث بشود که ددری شود، باعث این بشود که تا در منزل ماند بگوید دلم گرفت، نه بابا این چیزها نیست، این جور نباید باشد خود انسان میداند و دلیلش هم چیست؟ دلیش این است که ما چکار میخواهیم بکنیم؟ چرا میخواهیم کار انجام بدهیم؟ دلیلش با خودش است این را که ما این را انتخاب کنیم این دلیل بر این است که ما چه کنیم. آن چه را که برای ما مفید است ترتیب اثر بدهیم و آن چه را که برای ما مضّر است نسبت به آن نه افراط و نه تفریطّ همه اینها غلط است.

