أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
أهمیت رعایت اعتدال نسبت به امور ظاهری و معنوی
23سؤال: خداوند عزوجل در قرآن کریم در خیلی از سورهها به لفظ هو خود را نام برده و این معلوم است دارای اسراری است که من کجا فهم این مطلب را دارم؟! ولی سؤال حقیر این است که چرا به لفظ هو اشاره کرده است و واقعاً کیست و همیشه و همواره در ذهنم هست که او کیست که همان عبارت هو او باشد؟
جواب: خوب البته این مسئله مقام غیب الغیوب بودن است و مقام آن حقیقت بسیط بودن است که به واسطه بساطت و به واسطهصرافت نمیتواند مورد اشاره قرار بگیرد، شما وقتی به یک شیئی اشاره میکنید که متشخّص باشد، متعّین باشد، الآن این پارچ قابل اشاره است این لیوان این پارچ این فرش، ولی آن چیز مورد اشاره نیست، نمیتواند مورد اشاره قرار بگیرد، مثلًا من باب مثال میگویم گرچه این مثال از یک جهتی هم ضعف دارد، ولی برای نزدیکی ذهن شما، هوا را در اینجا به من نشان بدهید، بگویید این هوا است، کو هوا؟! در حالی که همه ما داریم این هوا را استنشاق میکنیم و داریم تنفس میکنیم حالا شما این را نشان میدهید این چیزی است که قابل مشاهده است ولی آن هوایی که من با انگشت اشاره بکنم که آن جا هوا است، پس من تا حالا نفس از کجا میکشیدم؟ یا این که بگویم این جا هوا است پس آنهایی که در آن جا هستند از کجا نفس میکشیدند؟ این قابل برای اشاره نیست، مقام هو هویت این مقام است، البتّه با یک تقریبهایی و با یک ضعفهایی ولی برای تقریب مثال گفتم، مقام هوهویت پروردگار مقامی است که فارق از ظهور اسماء و فارق از ظهور صفات چه جلالیه چه جمالیه، فارق از این اسماء و صفات تحقّق عینی و تحقّق خارجی دارد، حالا آن تحقق خارجی را چه جوری شما نشان میدهید؟ جایی نیست که شما نشان بدهید، جایی نیست، این یکی از مظاهر خدا است، لیوان آب، انسان یکی از مظاهر خدا است نشان هم میدهیم این انسان، این حیوان، این درخت، این غول، این بیابان، این صحرا، جبرائیل، اینها همه مظاهر خدا هستند درست شد؟! خود خدا کجاست؟ اینهایی که برای شما مثال زدیم مظاهر خدا است خود او کجاست؟ آن، حقیقتی است که همان وقتی که ما داریم صحبت میکنیم و میگوییم خود خدا کجا است، در همان جا هم خدا وجود دارد، حالا ما آن را چطور نشان بدهیم؟! یعنی همین که الآن دارم صحبت میکنم دارم میگویم خود خدا کجاست در همین صحبت کردن من آن خدا وجود دارد، در این شنیدن شما خدا وجود دارد، در سرتکان دادنتان به علامت تصدیق خدا وجود دارد، در زدن پلکتان خدا وجود دارد، در همهاینها خدا وجود دارد پس شما چطور میتوانید اشاره کنید، اینجا است که در قرآن به هو تعبیر آورده شد، یعنی حقیقتی که ماوراء مظاهر و ظواهر است و در عین حال همه او است و وجود او در همه ساری و در همه جاری است، این مقام مقام هوهویت است که تعبیر غیب الغیوبی و مقام عماء هم از او میکنند که آن اصطلاحات خاص دارد.

