أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
14وقتی که بنده میگویم سلوک زن به این است که فکرش آسودهتر باشد، مسئولیتّش کمتر باشد، ارتباطش با مرد کمتر باشد، اینها مطالبی است که از پیش خودم نگفتم، مطالبی است که از بزرگان شنیدم تا وقتی که مسئولیت به کسی ندادند، خودمان را نیاندازیم جلو، خطاب کنیم به همه که ما رئیس هستیم، تا وقتی که تکلیف به کسی داده نشده است، نیاییم و از پیش خود، خود را بر دیگران مقدّم کنیم! تمام اینها شیطان است، دیگر چه جور صریحتر از این بگویم؟! این افکار و تخیلات همه ناشی از شیطان است، این شیطان را نباید یک روزی از خودمان دور کنیم؟ حالا که یک مسکین و بیچارهای مثل بنده آمده و دارد دو تا مسئله ارائه میکند، خب نباید از این مطالب استقبال کرد؟! پس ما راه خودسازی را برای کی گذاشتیم؟ برای چه روزی؟! این همه در کتاب خواندیم که باید انسان با نفس مبارزه کند، با نفس مجاهده کند، تخیلات را کنار بگذارد، اصحاب امیرالمؤمنین کسانی بودند که وقتی احساس میکردند که امیرالمؤمنین یک موقعیتّی میخواهد به اینها بسپارد، تنشان میلرزید و میگفتند نه! ما همین گوشه و کنار باشیم، کنار مسجد باشیم، همین که در پشت سر امیرالمؤمنین [باشیم]، همین برای دنیا و آخرت ما بس است، ولی خب میدیدند که خُب امام است، دستور امام واجب است باید اطاعت بشود.
چه قدر خوب است که انسان به همان میزانی که در ابتدای کار مسئولیتّی به او واگذار میشود وقتی در انتها میخواهد آن مسئولیت گرفته بشود همان باشد، فرقی نکند! هان؟! چه قدر ...، حالا مسئولیت چه چیز؟ چه مسئولیتی؟ آقا برو این حرف را به او بزن، این مسئولیت شد؟ واقعا خنده دار نیست؟! آقا تو برو این را به آن بده، آقا شما این حرف را آن جا بگو، اینها چیست؟ این بازیها چیست؟ این مسخره بازیها چیست؟ بله؟!! برای زن بهترین موقعیت آن موقعیتّی است که حضرت زهرا فرمود، آخر پس حضرت زهرا را چه کنیم؟! همه اینها فقط در کتب بماند و برویم؟! ناپخته و نارس عُمر را طی کنیم و از این دنیا برویم؟ مگر حضرت زهرا سلام اللَهعلیها نفرمود: بهترین عمل برای زن آن است که نه مردی او را ببیند و نه او مردی را ببیند؟! خب همین الآن ما داریم میگوییم آقا همین کار را بکنیم،

