أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
أهمیت فهم و تطبیق مبانی كلی سیروسلوك بر مسائل جزئی زندگی
28سؤال: با کمال پوزش آیا نامههای دفعه قبل را جواب نمیدهید؟
استاد: بنده خیلی عذر میخواهم از این که نامههای گذشته را گم کردم و این گم کردن هم در اختیار بنده نبوده، ظاهراً در تمیزکردن و جا به جا کردن، این کاغذها گم شده حالا اگر نامهها به اصطلاح سؤالاتی بوده، خب این سؤالات را [بیان] بکنند [تا] در جلسات دیگر انشاءاللَه عرضکنم خدمتتان.
دیگر خیال میکنم که فرصت گذشته و الآن حدود دو ساعت است که در خدمت دوستان هستیم و انشاءاللَه این دفعه اینها را گم نمیکنیم، در یک جایی میگذاریم که محفوظ باشد تا این که در فرصت دیگر اگر خداوند توفیق داد خدمت دوستان باشیم و امیدواریم که این وعدههای ما که وعده به دیدارهای مجدّد میدهیم، این فاصلهاش کمتر بشود و همّت رفقا و دوستان ما را به جلو براند، اگر هم تنبلی میکنیم نسبت به ادای تکلیف، آن همّت و نفس گرم آنها ما را به جلو براند.
علی کل حال از مطالبی که امروز بنده عرض کردم خب شرمنده هستم و عذر خواهی میکنم که پا را از حدّ خودمان فراتر گذاشتیم و شاید اصلًا به طور کلّی مسائلی که عرض کردم هیچ ارتباطی با اینمجلس و دوستانی که در این مجلس هستند نداشته باشند ولی خب علی کل حال مطلب چون باید به گوش همه برسد این مسئله باید گفته میشد و من احساس کردم که صحبتهای که بنده قبلًا در این زمینه کردم ظاهراً کافی نبوده و بعضیها دارند به همان راه خودشان ادامه میدهند و خیال کردند اینجا هیئت است و هر چه جمعیت بیشتر بشود، باعث خشنودی ما است، در حالتی که مسئله این طور نیست.
این جا هیئت نیست و بنده هم هیئتی نیستم و به دنبال فقط دردمندی میگردم که از رفاقت با او برای خودم کسب فیض کنم و این را به عنوان تواضع نمیگویم، بنده اهل تواضع نیستم، در زمان مرحوم والد هم نبودم، حالا احساس میکردم که همان طوری که با صراحت باشم خیال میکنم آن برای خودم و حال خودم بهتر است و همین نکته موجب اعتراض بعضیها نسبت به بنده شده بود، هم زمان سابق و هم الآن، ولی علی کل حال همان طوری که این مخدّره فرمودند شاکلهها را نمیشود عوض کرد، این هم از جمله آن مواردی است که دیگر دوستان عذر ما را میپذیرند و احساس کردم که خیلی صریح با رفقا صحبت بکنم بهتر است، یعنی این واقعاً به نفع همه ما است و ما باید بدانیم که همان طوری که سابق عرض کردم خب جاهای دیگر هم هست، عمرمان را تلف نکنیم، این سفرهای که در این جا پهن شده، غذاهای خاصّی در این سفره گذاشتند، ممکن است این غذاها جاهای دیگر نباشد و یا غذاهایی که در جای دیگر است این جا نباشد، علی کل حال موائدی که در اینجا است مشخّص است، مسائلی که در اینجا هست، مشخّص است و احساس ما این است ادّعای عصمت نمیکنیم، ادّعای خطا میکنیم ادّعای نسیان میکنیم، ادّعای نقص داریم احساس ما این است که شاید اگر صدق در راه و نیت ما وجود داشته باشد، مورد نظر و عنایت خدا قرار خواهیم گرفت. این احساس به این کیفیت است و لذا خب همان طوری که رفقا مشاهده میکنند، در خیلی از قضایا و مسائل رفقا راه و روش ما را جور دیگری دیدند و با آن چه را که خیلیها خود را از موالیان مرحوم آقا میپنداشتند متفاوت بوده، در جهتگیریهامان، در صحبتهایمان، در مسائلی که بوده و علی کل حال به همان کیفیت با این که مورد بعضی از اعتراضها قرار گرفتیم یا حتّی فراتر از اعتراض، ولی در عین حال آن چه را که به نظر رسید گفتیم ما از آنها نمیتوانیم تخطّی کنیم هر چه بادا باد، نمیتوانیم. همین کیفیت در ارتباط خود ما هم وجود دارد، بنده نسبت به افرادی که آنها دردمندند و به دنبال دوا میگردند و به دنبال رفع نقاط و آن کمبودها و فقدانها هستند و بنده را نسبت به این قضیه مکلّف کردهاند و بنده را به عنوان رفیقی که میتواند مطالب بزرگان را در اختیار آنها بگذارد پذیرفتهاند و این منّت را بر من قرار دادهاند، بنده خود را نسبت به صدق و صفای آنها مسئول میبینم و احساس تکلیف میکنم و اگر در جلوی آنها خس و خاشاکی وجود داشته برمیدارم و افرادی که ممکن است مزاحم با راه آنها باشد، آنها را کنار میگذارم، شوخی ندارم، مزاح ندارم، باید افراد خود بدانند مطالبی را که مطرح میکنند به گوش بنده میرسد و تا این مقدار دیگر خیال میکنم که مسئله تمام باشد و مطالب گفته شده باشد.

