علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
34حالا چه انسان بلند شود چکار کند؟ داد بکشد چکار کند! خب گریه انسان میآید دیگر، انسان ملاحظه کند موسی بن جعفر، هفت سال در زندان، شش سال، بعضی چهار سال گفتند، در زندان، آن سالهای آخر با غل و زنجیر، نماز میخواند با غل و زنجیر، مینشست با غل و زنجیر، یک امام سالهای سال در زندان، این دارد کل ما سویاللَه را میگرداند. موسی بن جعفر بدنش در زندان است، در عذاب و در این شکنجهها و در اینها. روحش کجاست؟ روح او به ماسوی اللَه در عالم وجود هر چه میخواهد باشد دارد افاضه میکند. ما چه میبینیم؟ یک شخصی که فرض کنید که در زندان است و این حرفها.
اشک خودش مسئلهای نیست، آبی است که از چشم میآید، اتّفاقاً خیلی مفید است، اگر هم نیاید آن سوراخ اشکی بسته میشود و مشکلات پیدا میشود ولی آن چه که هست ارتباط است. این ارتباط وقتی که برقرار بشود آدم احساس سبکی میکند، احساس نشاط میکند. احساس انبساط میکند میبیند رفت در یک فضای دیگر، آن مهم است، هی داد بکشی نمیروی، فایده ندارد. این سینه خودت و گلوی خودت را هم پاره کنی فایده ندارد. رفتن در آن فضا، واردشدن، حال و هوای آن اصحاب سیدالشّهدا را یکخرده پیدا کردن، یک ذرّه پیدا کردن آن است البتّه وقتی که انسان در یک همچنین فضایی قرار میگیرد اشکش میآید چطور این که گاهی اوقات انسان از شدّت شوق هم اشکش میآید. در مجالس ائمّه و اعیاد مگر انسان گاهی اوقات اشکش نمیآید؟ خب آن هم اشک است دیگر، آن هم مثل گریه بر امام حسین است. چه عزا باشد چه گریه شوق باشد در اعیاد، تفاوت نمیکند و به واسطه وارد شدن، انسان گناهانش ریخته میشود؟ چرا ریخته نشود؟ چرا؟ مگر گناه غیر از کدورت است، غیر از کدورت است مگر؟ وقتی که انسان یک گناه انجام میدهد حالت کدورت را احساس نمیکند؟ آن گناه را که انجام داد حالا که دیگر کاری نمیتواند بکند! آن که هست با انسان و هیچ وقت از انسان جدا نمیشود کدورت و ظلمتی است که انسان احساس قبض میکند. احساس ناراحتی میکند آن حالت گناه است دیگر، خب وقتی که انسان وارد در این فضا شود آن حالت کدورت و قبض او از بین میرود پس معلوم است که ریخته شد دیگر، دیگر چه میخواهی؟ دیگر چه میخواهی؟ ریخته شد دیگر و هر چه این قویتر باشد البتّه اثر بیشتری دارد.

