علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
علت ثبوت احكام الهی و مبانی اخلاقی در شرایط مختلف زمانی و مكانی
36شما یک رفیقتان وقتی میآید بغلتان، دست و پایتان را جمع میکنید لباستان را میروید عوض میکنید هر حرفی را نمیزنید، الآن من میبینم این جناب دستگاهها و ضبطها و دوربینها و اینها جلوی من هست، خب مگر من عقلم را از دست دادم که بیایم هر چه دلم میخواهد بگویم که میدانم یک ساعت بعد همه دنیا میفهمند؟ میرود روی سایت و فلان این حرفها. حساب میکنم، حرفم را حساب میکنم، صحبتم را حساب میکنم، میسنجم، چه چیزی را بگویم چه چیزی را نگویم؟ باز در آن خلاف درمیآید. میگویند آقا این حرفی را که زدید این قضیه چه میشود؟ حالا بابا یک کاریش بکن. از یک دوربین فسقلی این قدری من میترسم آن وقت امام زمان را احساس کنم در کنار من است چه احساسی پیدا میکنم؟ این مال چیست؟ بخاطر این است که ما در ظاهر گرفتاریم. ما در احساس گرفتاریم. ما در زندان چشم هستیم. نه در فضای قلب و بصیرت. چشم ما میبیند دست و پایمان را جمع میکنیم، قشنگ.
همین جوری به نماز میایستیم عبایمان این جوری بود بود هم، خب نماز میخوانیم، دیگر لازم نیست که ....! امّا تا یک دوربین و تلویزیون میگذارند جلویمان و میگویند میخواهد پخش شود یکدفعه خودمان را درست میکنیم، عبا را هی وسط نماز سه دفعه، به جای حمد و سوره خواندن، عبایمان را درست میکنیم یک وقت یک میل این طرف و آن طرف نرود این تیپ و ...! مردم قشنگتر ببینند و قشنگتر چیز کنند، چرا؟ چون این فسقلی این چند گرم دارد ما را به بقیه نشان میدهد. این نماز شد؟ نه! نماز نیست، فیلم است، دوربین است، بیچاره برو دوباره نمازت را بخوان، این دوربین است، این نماز از این سقف هم بالاتر نمیرود. امّا اگر آمدیم همان جوری که ایستادیم داریم نماز میخوانیم و کسی نیست، همان طور جلوی دوربین ایستادیم یک چیزی میشویم و همان حالت حضوری را که در آن جا احساس کردیم بیاوریم آنجا که خیلی مشکل است میشود روی آن حساب کرد.

