أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
أهمیت و تأثیر مسئلۀ عبور از ظاهر به باطن در مقدمهسازی ظهور امام زمان
37یک وقت مرحوم آقا میفرمودند که فلانی! تو فلان کتاب من را خواندی؟ من عرض کردم نه، یعنی کی این حرف را زدند؟ سال آخر حیاتشان، الان پانزده سال از فوت ایشان میگذرد، سال آخر حیاتشان ایشان این مطلب را گفتند. گفتند پس من این کتابها را برای کی نوشتم؟ برای کی این کتاب را نوشتم؟ ما همین دل خوش کنیم که پدری داریم از اولیای خدا است و تمام شد؟ یا نه؟ برویم ببینیم چه گفته است؟ چه مطالبی گفته است؟ چه رهنمودی داده است؟ خدا شاهد است که بنده الان در این شرایط و در این سنّ، الان مطالبی را که با شما درمیان میگذارم همین چیزهایی است که ایشان در این کتابها گفته است. همین است.
من دو ساعت برای رفقا صحبت میکنم وقتی که تمام میشود یکی میآید پیش من، آقا من را نصیحت کن! میگویم پس این دو ساعت بنده این با لا چکار میکردم؟ همین حرف. آقا یک وقت خصوصی میشود به من بدهید؟ آقا وقت خصوصی هم همین حرف را میزنم، چیز خاصی نیست. اگرانسان به این مسائل برسد دیگر نیاز به وقت خصوصی ندارد و من هم مگر فرصت دارم؟ رفقا هم از من دلخور میشوند که چرا خدای نکرده در تصورشان هست بنده کم به این قضیه میپردازم یا نسبت به وقت یا نسبت به پاسخ دادن به نامهها؟ من قسم میخورم واللَه وقت ندارم یعنی به چه نحو بگویم که بنده فرصت ندارم برای آن چه ...؟ و مطالب هم همه گفته شده است یعنی مسائل گفته شده است و ترتیب اثر داده شده است حالا شما میخواهید وقت خصوصی از من بگیرید بسیار خب، بنده در آن وقت خصوصی به شما خواهم گفت که خودتان عمل نکردید! خودتان به آن چه را که گفتم عمل نکردید! آن وقت چه توقع وقت دارید؟ چه توقع پاسخ به نامه را دارید؟ تمام پاسخها مگر حالا بعضی از مسائلی که خب مسائل خاص است یا یک ا حکامیاست که احکام خاص است. در این سوالهایی که بنده امروز جواب دادم نود درصد آن را قبلا عرض کرده بودم همه را گفتم.

