ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی
ملاک تشخیص سلوك حقیقی از مجازی
17الان به من چه مربوط است که در فلان کنفرانس و فلان سمینار زنها هستند، یک مرد دارد حرف میزند یا زنی دارد حرف میزند، دو تا آخوند نشستند صاف در چشم و ابروهایش فوکوس و زوم کردهاند یا چه کار کردهاند، من چه میدانم. آنها بروند پاسخ خود را بدهند. مثل اینکه چندی پیش یک شیخی رفته بود نمیدانم شیخ بود چه کسی بود رفته بود گفته بود اهل علم مثل طبیب میمانند، با صدا قرآن بخوانید، با صدا، قشنگ بخوانید. گفتم: خب بگویید ترانه و تصنیف هم برایتان بخوانند؛ برای اهل علم اشکال ندارد، اهل علم اصلًا فرق میکنند، از کره ماه آمدهاند. خصوصیاتشان اصلًا تفاوت دارد، سایکلوژیشان تفاوت دارد، فرق میکند. همه یکی هستند، هیچ تفاوتی ندارد. پزشک همین گونه است، مهندس همین گونه است، تاجر همین گونه است، اهل علم هم همین گونه هستند، مجتهد همین گونه است، مرجع هم همین گونه است. همین هستیم.
آن سلمان بود که فرق میکرد؛ سلمان نه مرجع بود و نه مهندس و پزشک و فلان بود، انسان بود، رسیده بود، از نفس گذشته بود. برایش فرق نمیکرد که صحبت بکند یا نکند. اما برای بنده که میبینیم فرق میکند، در خودم تفاوت میبینم، نبینم هم بخواهم یا نخواهم طور دیگری میشود. چطور وقتی که میگوییم فلان مجلس هست، میگویید نه، میشود ما را به آنجا بفرستید، چه شد؟ مال چیست؟ مگر شما برای خدا نمیخواهید بروید؟ خب برو آنجا، قضیه چیه؟ بعضیها میگویند که فقط جوابمان را شما میدانید. گفتم نه آقا، هزار نفر مثل شما هستند، تو برو کار خودت را بکن. قضیه چیست؟ همه ما گیر هستیم، همه ما میلنگیم، مگر در همین حوزه علمیه عکس بعضیها را به در و دیوار نزدند و گفتند اینها چه کارهایی انجام دادند. از افرادی که اینها معمم بودند، مجتهد بودند، رساله عملیه داشتند، کارشان به دادگاه کشید، برای هم خط و نشین کشیدند. همان اوایل انقلاب و دو سه سال اول انقلاب مگر نبودند. اینها چند ساله بودند، جوانبیست ساله بودند یا پیرمرد شصت ساله؟ شما فکر کردید شیطان فقط سراغ پانزده، بیست سالهها میرود؟ نه، همه جا هست، همه این حرفها هست، این مسائل هست.

