اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

حقیقت وحی و اقسام و مراتب آن

8
  • یک دفعه یکی از رفقا به من یک کاری داده بود که آقا ذکر ما تمام شده بروید به آقا بگویید که ذکرمان تمام شده، [ما هم گفتیم‌] بسیار خب، ما روز اول رفتیم دیدیم که ایشان حوصله ندارند صحبت‌هایمان را کردیم، گفتم در ضمن یکی از رفقا هم ذکر می‌خواهد، گفتند: حالا وقتش نیست، حالا نیم ساعت داشتند با من حرف می‌زنندها! می‌گویند حالا وقتش نیست، ما آمدیم بیرون و رفتیم، شب تماس گرفت گفت آقا مطلب ما را سوال کردید، گفتم که إن‌شاءاللَه حالا فردا نگفتم که ...، فردا رفتیم دوباره پیش ایشان و تا آمدم بگویم گفت: هیس! بی‌چاره امروز این چه بدبیاری آورده، شب دوباره تماس گرفت و گفتم که نتوانستم فرصت نشد، گفت بسیار خب!! یک بسیار خبی گفت از هزارتا فحش بله ...، روز سوم رفتیم خدمت ایشان، وقتی وارد شدم از آن اول دیدم ایشان حوصله برای صحبت کردن ندارند، اصلًا آمدم بیرون دیگر نایستادیم که ببینیم که مطلب از چه قرار است، شب سوم دوباره تماس گرفت گفت که آقا این ذکر ما چه شد، گفتم که حالا عجله نکنید إن‌شاءاللَه می‌گویم، بعد دیگر صبرش تمام شدگفت: آخر آقا این رسمش است، ما سه روز است داریم به شما می‌گوییم، ما هم که خب بله، معمولًا یک چیزیمان می‌شود و آن موقع هم بیشتر، گفتیم خب باشه، حال و احوالی کنیم گفتم: آقا مسئله‌ای نیست حالا چند روز دیگر هم بگذرد، حالا شما یک هفته دیگر به فناء برس هیچ مشکلی پیش نمی‌آید، از نظر ملائکه و جبرئیل و این‌ها خیال نمی‌کنم مسئله‌ای پیش بیاید، از نظر خودتان نمی‌دانم که تا چه حد شما عجله دارید برای رسیدن به این فنا و اینها، ولی از نظر خدا خیال نمی‌کنم که هنوز آن عجله داشته باشد برای دیدن روی مبارک شما و وارد شدن در آن ... گفت: آخر این چه حرفی است که شما می‌زنید و شما دارید ما را دست می‌اندازید. گفتم نه آقا خیلی چیز نباشید و حالا جور می‌شود، درست می‌شود، و بعد هم اصلًا مرحوم آقا جوابش را ندادند، خلاصه او هم که بیچاره بنده خدا به آن کیفیت.

/