
اعتدال در سلوک
موضوع: اعتدال در سلوك 1 تفسير آيه: (كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ) از سوره آل عمران آيه 110 2 غذاهايي كه موجب كثيفي خون ميشوند نشاط را از بين ميبرند و موجب قبض و كسالت ميشوند. 3 بیان دستورات غذايي براي سالك. 4 ذکر انحراف یکی ازسالكین الی اللَه به خاطر تخطّي از دستورات استاد. 5 عدم مخالفت دستور استاد کامل با دستور امام زمان علیه السلام. 6 كمال بدون ازدواج محال است البته ازدواج بر اساس اسلام و براي خدا. 7 سفارش مرحوم علامه طهرانی به دوستان و رفقا خویش نسبت به زود رفتن به منزل در هنگام شب. 8 تعهد سالك در قبال زن و فرزند در كمال او بسيار مهم است.
اعتدال در سلوک
10استاد مرحوم آقا مرحوم حاج شیخ محمد جواد انصاری؛ آقازاده ایشان برای من نقل كرد كه یك رابطهسببی هم ایشان با ما دارند. ایشان میگفتند كه در بعد از فوت مرحوم آقای انصاری، تكفل اولاد صغار ایشان برعهده ما بود، وقتی كه ایشان از دنیا رفتند بچه های كوچكی از مرحوم آقای انصاری باقی مانده بود و بچه هایی كه شاید سنشان دو سال، یك سال در این حدود بود از ایشان باقی مانده بود و با وجود اینكه ایشان مایل نبود در همدان بماند و قصد مسافرت به سایر شهرها را داشت به خاطر تربیت و به خاطر رعایت این بچه ها در همدان میماند و تكفل آنها را به عهده میگیرد. تا این كه یك سفری ایشان میكند برای عتبات این قضیه را ما از خود مرحوم آقا رضوان اللَه علیه شنیدیم در وقتی كه ایشان داشتند به عنوان تذكر این مطلب را به پدربزرگ ما كه ایشان هم از دنیا رفتند داشتند برای ایشان این داستان را نقل میكردند، من نشسته بودم داشتم توجه میكردم میرود در عتبات و تقریبا بیش از دو ماه هم در آن جا میماند این عتبات و جذبه این اماكن مقدسه و حالات روحی و وارداتی كه برای ایشان پیدا شده بود در این اعتاب مقدسه آن چنان ایشان را شیفته میكند كه میل سكنی و توطن در عتبات برای او حاصل میشود و در ذهن او میگذرد كه بیاید ایران و كارهای خودش را جمع كند و برگردد به عتبات و دیگر بماند. حالا كربلا، نجف، كاظمین هرچی، دیگر در آن جا بماند و سكنای خودش را در عتبات قرار بدهد. با این میل و با این قصد با عیالش هم اتفاقا صحبت میكند كه عیالش یكی از بستگان و محارم نزدیك ما است؛ خاله ما عرض میشود كه ایشان هست و صحبت میكند و او هم اظهار آمادگی میكند برای این كه بگردند و در عتبات در آن جا بمانند. شب مرحوم آقای انصاری پدر خودش را در خواب میبیند و میبیند كه برادر كوچكش كه تقریبا سنش آن موقع حدود پنج یا شش سال بیشتر نبود و اسمش محمود بود، میبیند كنار پدرش ایستاده و پدرشان رو میكند به ایشان و این جوری [درحالی كه] دست میكشند به سر آن فرزندشان میگوید اگر یك بار به سر محمود دست بكشی ثوابش از این كه تمام عمرت را در اعتاب مقدسه بگذرانی نزد خدا بیشتر است، یك بار!
