
اعتدال در سلوک
موضوع: اعتدال در سلوك 1 تفسير آيه: (كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ) از سوره آل عمران آيه 110 2 غذاهايي كه موجب كثيفي خون ميشوند نشاط را از بين ميبرند و موجب قبض و كسالت ميشوند. 3 بیان دستورات غذايي براي سالك. 4 ذکر انحراف یکی ازسالكین الی اللَه به خاطر تخطّي از دستورات استاد. 5 عدم مخالفت دستور استاد کامل با دستور امام زمان علیه السلام. 6 كمال بدون ازدواج محال است البته ازدواج بر اساس اسلام و براي خدا. 7 سفارش مرحوم علامه طهرانی به دوستان و رفقا خویش نسبت به زود رفتن به منزل در هنگام شب. 8 تعهد سالك در قبال زن و فرزند در كمال او بسيار مهم است.
اعتدال در سلوک
5اگر سالك از پیش خودش بیاید یك ذكری را بگوید این برای او خطر دارد، اگر سالك بیاید و بر خلاف آن چه كه به او گفته میشود بعضی از مسائل را كم یا زیاد كند این خطر برای او پیدا میشود.
یكی از افراد همین مخدرات از دوستان در مشهد بود چند سال پیش در زمان مرحوم آقا این دارای حالاتی شد و مسائلی برای او پیدا شد و اینها و من وقتی كه با ایشان صحبت كردم و مسائلی را مطرح میكرد احساس كردم كه از آن طریق عادی كم كم دارد وضعیت او خارج میشود، كم كم حالاتش دارد رو به انحراف میرود. اول مسائلی كه مطرح میكرد تا حدودی مطالب خوبی بود بعد یك مقداری [در] مطالبش كم كم یك جرقه هایی من احساس میكردم، یك نوساناتی در صحبت احساس میكردم و مطالب را میرفتم خدمت آقا گزارش میدادم. چند روز این قضایا طول كشید، در آن روزهای آخر دیگر احساس كردم آن مقدار مطالبی كه دارد نقل میكند دیدم اینها وضع او را به هم زده و دارد به یك طرف میكشاند. مرحوم آقا بعد از این مطالبی كه ما نقل كردیم [خدمت مرحوم آقا] و بعد از دو سه روز كه گذشت و دیگر مسائل آخر را نقل كردیم ایشان رو كردند به من فرمودند فلانی میدانی چرا این، این جور شد؟
به خاطر این كه از دستوری كه به او داده بودیم تخطی كرد و سر خود شروع كرد به زیاد گفتن. التفات میكنید؟
شما از ذكر لا اله الا اللَه كه بالاتر ذكری سراغ ندارد، ذكر خدا است. همین لا اله الا اللَه را اگر انسان زیاد بگوید موجب خطر است برای او. دیگر از لا اله الا اللَه كه بالاتر ما چیزی نداریم. از ذكر یونیسه كه ما بالاتر نداریم، از اذكار توحیدی كه ما بالاتر نداریم؛ نه اینكه ذكر بد است، ذكر ذكر است، ذكر یاد خدا است و یاد خدا موجب اطمینان است، صحبت در میزان و مقدار قابلیت ما است كه ما چه مقدار میتوانیم با توجه به این نقصانی كه داریم، با توجه به این ضعفی كه داریم، با توجه به مسائل خلافی كه در نفس ما هست تا چه مقدار ما میتوانیم این ذكر را تحمل كنیم، صحبت در این است.
