
اعتدال در سلوک
موضوع: اعتدال در سلوك 1 تفسير آيه: (كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ) از سوره آل عمران آيه 110 2 غذاهايي كه موجب كثيفي خون ميشوند نشاط را از بين ميبرند و موجب قبض و كسالت ميشوند. 3 بیان دستورات غذايي براي سالك. 4 ذکر انحراف یکی ازسالكین الی اللَه به خاطر تخطّي از دستورات استاد. 5 عدم مخالفت دستور استاد کامل با دستور امام زمان علیه السلام. 6 كمال بدون ازدواج محال است البته ازدواج بر اساس اسلام و براي خدا. 7 سفارش مرحوم علامه طهرانی به دوستان و رفقا خویش نسبت به زود رفتن به منزل در هنگام شب. 8 تعهد سالك در قبال زن و فرزند در كمال او بسيار مهم است.
اعتدال در سلوک
6یك دانه سیب خیلی شیرین است و خیلی خواص دارد و خیلی برای انسان مفید است ولی این یك دانه سیب را كی باید بخورد؟ یك شخصی كه دوازده، پانزده یا بیست سالش است و ناراحتی ندارد حتی ناراحتی معده ندارد، یك شخص عادی این یك دانه سیب را كه میخورد ... حتما هم صبح بخورید، صبح ناشتا خاصیت غذاها و خاصیت میوه ها بسیار زیاد است، سابق میگفتند سیب در صبح طلا و در ظهر نقره و در شب مس است و یك همچنین چیزهایی را میگفتند و درست هم میگفتند.
صبح بسیار فایده دارد و خواصش بسیار زیاد است و خاصیت ضد چربی دارد به شرط این كه ناشتا باشد. اما این یك دانه سیب را شما بیایید به یك بچه شیرخواره، بچه شش ماهه به زور به دهان این فرو كنید خب این خفه میشود! اگر هم برود در معده او، میكشدش چرا؟ چون معده این بچه برای سیب و برای امثال سیب فعلا آمادگی ندارد، معده بچه برای شیر مادر آمادگی دارد، برای غذای بسیار نرم و ملایم آمادگی دارد. سیب خوب است، قابلیت نیست قابلیت در آن طرف نیست.
و این [مسأله] چه شد؟ مسأله این شد كه از پیش خودش فرض كنید كه مرحوم آقا فلان مقدار به او ذكر میدادند و این [از پیش خودش] اضافه میكرد میگفت حالا كه مثلا حال خوشی پیدا كردیم و حالا كه این ذكر ما را به یك مسائلی كشانده، ادامه بدهیم ٤٠٠ تا را ٦٠٠ تا، ٦٠٠ تا را ٨٠٠ تا. كم كم میشود؛ كم كم اوضاع اعتدال نفسانی او تغییر پیدا میكند و وقتی تغییر پیدا كرد دیگر قابل كنترل نیست مگر این كه در تحت تربیت خاص و شرایط خاصی قرار بگیرد و یك نوع تنبیهاتی روی او واقع بشود تا بتواند برگردد.
یكی از ارحام ما كه سابق از دوستان و رفقای مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بود ایشان یك وقتی من متوجه شدم دیدم كه ایشان سر كسب و كار نمیرود مغازه او بسته است یا اینكه شاگردی را در مغازه میگذارد و او میآید [كار را؛] این انجام میدهد و این در خانه نشسته و از خانهاش بیرون نمیرود!
