اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرّ خلقت انسان

0

موضوع:تبیین حقیقت انسان وجایگاه او در نظام عالم 1 تفسير آيات(لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويمٍ *ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ) از سوره التين، آيات 5 – 4 2 فقط انسان مي‌تواند به حقيقت مطلقه پروردگار برسد. 3 سعة حضرت موسي عليه السلام در پذيرش تجلّي پروردگار. 4 تفسير ثمّ رددناه اسفل السافلين يا سير نزولي انسان. 5 بیان حريّت و شجاعت مرحوم مدرّس. 6 علّت تشريع نماز در پنج وقت از شبانه روز. 7 كيفيت نماز شب حضرت پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم‌. 8 امام سجاد عليه السلام می فرمایند: عجيب است كه با اين همه رحمت پروردگار كسي به جهنم برود.

سرّ خلقت انسان

3
  • راجع به این خلقت آسمان و زمین و این كرات و این عالمی‌كه انتها ندارد و به انتهایش نرسیدند و نخواهند رسید، راجع به این هم ندارد كه ما آسمان‌ها و زمین را در بهترین نحوی كه می‌توانستیم با قدرت قهاریت و نیروی لایزالی خود به وجود بیاوریم، ندارد. اما راجع به انسان این مسأله است به عبارت دیگر در یك روایت و حدیث قدسی می‌فرماید: لَا یسَعُنِی أرْضِی وَلا سَمائِی وَلكِن یسَعُنِی قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِنِ‌1

  • زمین و آسمان وسعت مرا ندارند، وسعت مرا ندارند یعنی وسعت تجلّی مرا ندارند، زمین و آسمان یك ظرفیت محدودی دارند. بله شما وقتی كه یك بادكنكی را دست می‌گیرد این بادكنك ممكن است ظرفیتهای مختلفی داشته باشد، یك بادكنك را یك مقداری در آن بدمید می‌تركد، محدود است، ضعیف است. بادكنی هست قویتر، یك مقدار بیشتر بزرگ می‌شود ولی بالاخره یك حدی دارد. بعضی از این بادكنك‌ها هستند حتی یك مرد صد كیلویی، صد و بیست كیلویی برود روی آن بایستد طوری نمی‌شود چون قوی است، ماده پلاستیكی آن ضخیم است، انعطاف آن زیاد است، آن جنبه‌كششی‌اش، الاستیكی‌اش در آن قوی و زیاد است، آن طوری نمی‌شود مسأله‌ای به وجود نمی‌آورد.

  • این چه ظرفیتی در وجود انسان است كه خداوند می‌فرماید قلب بنده‌مؤمنِ به من ظرفیت مرا دارد، نه این كه زمین و آسمان من، ستارگان من، سیارات من؟ نیست این طور. این چه جهتی دارد؟ این جهتش این است كه از بین همه‌موجودات، آن موجودی كه دارای قابلیت ابراز و اظهار همه‌صفات جمالیه و جلالیه حق را داشته باشد فقط انسان است. یعنی این وجود انسان [را] به یك مرتبه‌ای و به یك نحوه‌ای خداوند خلق كرده و هنر خود را به اصطلاح در این وجود به یك نحوه‌ای قرار داده كه می‌تواند به آن حقیقت مطلقه‌ای كه خودِ وجود پروردگار آن حقیقت مطلقه است و سایر موجودات در آن مرتبهِ اطلاقی نیستند بلكه محدود هستند به یك حدودی و مقید هستند به یك قیودی، انسان از آن مرتبه غیب عبور كند. از او عبور كند و برود به آن مرتبه لاحدی و مرتبه اطلاقی برسد. حتی جبرائیل حتی جبرائیل كه ملك علم است و افاضه علم را بر همه موجودات حتی بر پیغمبران می‌كند، جبرائیل‌ یك حدّ وجودی دارد، بیش از [حدّ] او اگر خداوند در او بدمد طاقت نمی‌آورد، طاقت نمی‌آورد .... فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى‌ صَعِقاً ... الأعراف، ١٤٣ وقتی كه خداوند به كوه تجلی كرد، یعنی یك مقداری از آن جهت قهّاریت و جهت جلالیه خود را متوجه این ماده‌ای كرد كه این ماده فرض كنید كه در یك كوهی بوده. این ماده چون محدود است چون این ماده در یك محدوده خاصی قرار دارد، نتوانست آن فشار و آن اتمسفری كه الان از جهت معنوی دارد به او وارد می‌شود را نتوانست قبول كند؛ تمام سنگ‌ها از همدیگر پراكنده می‌شود.

    1. الكافى، ج ٢، ص ١٢٣