
سرّ خلقت انسان
موضوع:تبیین حقیقت انسان وجایگاه او در نظام عالم 1 تفسير آيات(لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويمٍ *ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ) از سوره التين، آيات 5 – 4 2 فقط انسان ميتواند به حقيقت مطلقه پروردگار برسد. 3 سعة حضرت موسي عليه السلام در پذيرش تجلّي پروردگار. 4 تفسير ثمّ رددناه اسفل السافلين يا سير نزولي انسان. 5 بیان حريّت و شجاعت مرحوم مدرّس. 6 علّت تشريع نماز در پنج وقت از شبانه روز. 7 كيفيت نماز شب حضرت پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم. 8 امام سجاد عليه السلام می فرمایند: عجيب است كه با اين همه رحمت پروردگار كسي به جهنم برود.
سرّ خلقت انسان
4مثل این كه فرض كنید كه بعضیها هستند خب به واسطه یك نفسی كه پیدا میكنند فرض كنید كه یك توجهی میكنند به سنگی، سنگ دو نصف میشود و توجه میكنند به یك شیشه و شیشه میشكند. این دارای یك نفس قوی است. خداوند وقتی كه یك توجهی كرد به این كوه یك توجه نه این كه ... كوه نتوانست طاقت بیاورد و موسی هم به حال غشوه افتاد. موسی طاقت آورد، موسی تكه تكه نشد، موسی نمرد ولی موسی غش كرد یعنی به این مقدار. كوه از بین رفت آن ٧٠ نفر هم افتادند مردند آن كسانی كه با حضرت موسی آمده بودند همه افتادند مردند ولی حضرت موسی جان داشت، قوی بود، ظرف و سعه داشت، مقدار تأثیرش این بود كه او را از حال ببرد، از حال ببرد. این به خاطر این بود كه حضرت موسی كار كرده بود، نفسش آمادگی داشت، استعداد داشت برای این كه آن حالات روحی كه وارد میشود و آن واردات را بپذیرد، زود از كوره به در نرود، از میدان به در نرود.
دیدید گاهی اوقات برای افرادی یك خبری میآوردند یك مرتبه اصلا حالشان به هم میخورد؟ به زمین و زمان بد و بیراه میگویند؟ یكمرتبه یك خبر برای كسی میآورند همه را چیز را انگار فراموش میكند؛ بعضیها نه بردبار هستند، صبر میكنند، تحمل میكنند هر چه مصیبت بیشتر باشد آرامش دارند اینها دارای سعه هستند.
پس مسأله تجلی خداوند به حضرت موسی و آن كوه از همین قبیل بود، حتی جبرائیل نمیتواند قبول كند او یك ظرفیت خاصی دارد. یك مثالی بزنم برای شما ببینید اگر یك مقداری فرض كنید كه یك مقداری نمكِ سنگ را بریزید در آب وحل كنید، میبینید این نمك سنگ [سنگ نمك] كوچك شد، كوچك شد و هی حل شد و هی تبدیل به آب شد ولی آخر یك مقداری ماند كه آن یك مقدار دیگر حلّ نمیشود، درست شد؟ هر كاری هم بكنید به هم بزنید آن یك مقدار حل نمیشود، چرا حل نمیشود؟ چون آن یك مقدار، مادهاش با این مادهای كه حل شده فرق میكند این مادهای كه فرض كنید كه نمك است سدیم و پتاسیم است درست شد؟ ید و سدیم است، اما آن ماده ای كه فرض كنید كه حل نمیشود آن چیست؟ كلسیم است، كلسیم كه در آب حل نمیشود، هر چه شما هم بزنید حل نمیشود، فسفر كه در آب حل نمیشود. این محدوده یك محدودهای است كه قابلیت حل شدن در آب را ندارد ولی آن نمك قابلیت حل شدن را دارد.
