
سرّ خلقت انسان
موضوع:تبیین حقیقت انسان وجایگاه او در نظام عالم 1 تفسير آيات(لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويمٍ *ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ) از سوره التين، آيات 5 – 4 2 فقط انسان ميتواند به حقيقت مطلقه پروردگار برسد. 3 سعة حضرت موسي عليه السلام در پذيرش تجلّي پروردگار. 4 تفسير ثمّ رددناه اسفل السافلين يا سير نزولي انسان. 5 بیان حريّت و شجاعت مرحوم مدرّس. 6 علّت تشريع نماز در پنج وقت از شبانه روز. 7 كيفيت نماز شب حضرت پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم. 8 امام سجاد عليه السلام می فرمایند: عجيب است كه با اين همه رحمت پروردگار كسي به جهنم برود.
سرّ خلقت انسان
توضیحات:
موضوع:تبیین حقیقت انسان وجایگاه او در نظام عالم 1 تفسير آيات(لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويمٍ *ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلينَ) از سوره التين، آيات 5 – 4 2 فقط انسان ميتواند به حقيقت مطلقه پروردگار برسد. 3 سعة حضرت موسي عليه السلام در پذيرش تجلّي پروردگار. 4 تفسير ثمّ رددناه اسفل السافلين يا سير نزولي انسان. 5 بیان حريّت و شجاعت مرحوم مدرّس. 6 علّت تشريع نماز در پنج وقت از شبانه روز. 7 كيفيت نماز شب حضرت پيغمبر صلي اللَه عليه و آله و سلم. 8 امام سجاد عليه السلام می فرمایند: عجيب است كه با اين همه رحمت پروردگار كسي به جهنم برود.
سرّ خلقت انسان
14اللَهمَّ صلِّ عَلی محمَّد و آلِ مُحمَّد
بله عرض كنم حضورتان كه راجع به این مسأله، این مطلبی كه میفرمایید این حالا این جنبه درسی و اینها ندارد. حالا كه این موقعیت پیش آمد من یك توضیحی بدهم كه چون زیاد سوال میشود راجع به همین مسألهجلسه عنوان بصری كه از این نقطهنظر بالاجمال. در زمان مرحوم آقا به واسطه بعضی از جریاناتی كه پیش آمد من بالاجبار یك مقداری از وارد شدن در مسائلی كه میگذشت كناره گیری كردم. یعنی دیدم در آن موقع یك مطالبی دارد پیش میآید كه چاره ای ندارم جلوی آن مطالب را بگیرم مگر به این كه از این جریانات یك مقداری كنار بكشم، فلهذا تقریبا یك سال، بله، یك سال به فوت و ارتحال حضرت آقا مانده بود، ما تقریبا كناره گیری كردیم و دیگر كمتر صحبت میكردیم در جلسات كمتر صحبت میكردیم و اگر كسی سؤالی میكرد مسأله فقهی میپرسید به سكوت میگذراندیم. علی ای حال یك نحوه در پیش گرفته بودیم كه دست شیطان را حداقل بتوانیم تا حدودی از دخل و تصرف و ایجاد فتنه و ... آشوب كوتاه كنیم و خب الحمدلله موفق هم بودیم.
بعضی از دوستان اینها آمدند گفتند این وضع كه نمیشود، بالاخره ما سوالاتی داریم، اشكالی داریم علی أی حال این وضع نمیشود، حالا اگر بشود به نحو بی سر و صدا یك جلسه شما شبهای پنجشنبه برای ما بگذارید و در آن جلسه سؤالات عرفانی، سلوكی و سوالاتی كه به نظر میرسد مطرح بشود و مجلس انسی داشته باشیم ما هم قبول كردیم. لذا در شبهای پنجشنبه تقربیا حدود ده دوازده نفر میآمدند و از همان رفقا و دوستانی كه در قم بودند از آنها شركت میكردند و یك سوالی میشد و ما در حول و حوش آن صحبتهایی میكردیم و مجلس مجلس خوبی بود من حیث المجموع.
تا این كه مرحوم آقا فوت میكنند، این مجلس موقتا قطع میشود. بعد از گذشتن یك زمانی به واسطه یك مسائلی كه كم و بیش سروران مكرم اطلاع دارند من احساس كردم دارد مبانی آقا منحرف میشود، از آن مرتبه خودش دارد كنار میرود و خلط دارد میشود: صحیح با سقیم ممزوج دارد میشود، اتقان با شعار دارد قاطی میشود، عقل با تعبد و تخیلات و تصورات دارد ممزوج میشود؛ مركب میشود. بله به جای مبانی اصیل دارد خواب و مكاشفات، چه بسا شیطانی، شعار و مطالب بی در و دروازه و هر گونه صحبت سست و كلام بی بنیان دارد جایگزین آن موازین متقنه سلوكی میشود. خب ما نمیتوانستیم صبر كنیم و نمیتوانستیم كناری بایستیم و نظاره گر این دخل و تصرفاتی باشیم كه دارد انجام میشود. مبانی ایشان از آن مسیر اصلی خودش منحرف شد. هر كسی را كه با ذوق و سلیقه ایشان موافق درآمد پذیرفته، ولو این كه هر كاری انجام بدهد و به هر فساد اخلاقی این شخص متصف باشد؛ و هر كسی كه با مبانی آنها موافق درنیامد از حیطه مراوده و معاشرت خود طرد كنند و او را به انواع تهمت بیالایند و هر نوع برچسب ناروایی را به صرف عدم مقبولیت این نظام بر او بزنند. این مسأله را ما نتوانستیم بربتابیم و نتوانستیم تحمل كنیم و علی هذا به مقابله برخاستیم و شدیدا در مقابل این جریان ایستادیم تا این كه خود ما را هم مشمول همین قانون و قاعده ساری و جاری خود كردند!
