
اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
موضوع:حقیقت فطرت ومراتب ان 1 آداب جلسه ذكر و آداب زيارت اهل قبور و استفاده از فضاي معنوي قبرستان. 2 مواضع كراهت سلام كردن. 3 معناي دين حنيف در آية«فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » . 4 فطرت اولي و فطرت ثانوي در انسان. 5 اوامر و نواهي پروردگار بر اساس حبّ و بغض خداوند نيست زيرا خداوند نفس ندارد. 6 مرحوم حداد رضوان اللَه عليه هیچگونه تصرّفي در تقدير الهي نميكرد و بر اساس مشيت پروردگار عمل ميكرد.
اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
7شما از پیغمبر كسی را كه بالاتر سراغ ندارید اشرف همه موجودات است كسی است كه همه كار را دارد انجام میدهد از نقطه نظر ظاهر تمام عالم وجود .... در وقتی كه دنبال پیغمبر كردند و آمد در كوهها و سنگ زدند به پایش. خون افتاد و صورتش و مردم رجاله قریش بچهها را تحریك كردند و ... تا پیغمبر آمد به این كوهها پناه برد. جبرئیل آمد گفت خداوند به تو سلام میرساند و میگوید ما تمام قوای خود را در تو گذاشتیم باد را در اختیار تو گذاشتیم زمین را در اختیار تو گذاشتیم صائقه را در اختیار تو گذاشتیم همه را در اختیار تو گذاشتیم دیگر حالا اگر یكی از اینها در اختیار ما بگذارند چه میكنیم؟ همه دنیا را كن فیكون میكنیم! همه را در اختیار تو گذاشتیم نفرین میخواهی بكنی به این قوم، نفرین كن. بعد پیغمبر چه كرد؟ پیغمبری كه تمام این قوا در اختیارش است، هیچ! گفت اللَهم اهد قومیاینها را هدایت كن اگر قرار بر این است كه من از این قدرتم استفاده كنم چرا این قدرت را در راه بهبودی استفاده نكنم؟ خیلی مسئله مهم است.
ببینید كه فرق بین انبیاء و بین غیر انبیا در این است حتی بین پیغمبر و بین سایر انبیا، فرق بین امام زمان علیه السلام با امثال ما در این است، با مردم، با مردم عادی در این است كه امام علیه السلام مسئله را توحیدی نگاه میكند مسئله را از ناحیه او نگاه میكند میگوید آن كسی كه این قوا را در اختیار من گذاشت همین شخص همین ذات. این خدای همین ها است خب خودش میداند چرا من بیایم در این جا كاری انجام بدهم؟ چرا من بیایم در این جا دخالت كنم؟ خدا دارد میبیند دیگر، او دارد میبیند من بیایم چه كنم؟ این فرق بین پیغمبر و بین سایر افراد است و این قابلیت برای پیغمبری و رسالت دارد. علت این كه امام زمان علیه السلام امام است به خاطر این مسائل است. من این طور نیستم من در نفس گرفتارم مسائل را میخواهم به نفع خودم برگردانم اگر در زندگی مسئلهای پیش آمد میخواهم زندگی را به نحوی قرار بدهم كه در وضعیت مناسب باشم ولو این كه بر دیگری هم ظلم بشود اگر یك اشكالی در یك جا پیش آمد میخواهم اشكال را برطرف كنم ولو این برطرف كردن اشكال ضرری را به دیگری برساند ولی امام علیه السلام یك همچنین فكری نمیكند، میگوید بسیار خب! من در زندگی این مشكل را پیدا كردم خب كردم، الان این اشكال دارد متوجه من میشود چرا ضررش به دیگری برسد؟ نباید برسد. مسئله را توحیدی نگاه میكنید.
