
اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
موضوع:حقیقت فطرت ومراتب ان 1 آداب جلسه ذكر و آداب زيارت اهل قبور و استفاده از فضاي معنوي قبرستان. 2 مواضع كراهت سلام كردن. 3 معناي دين حنيف در آية«فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها » . 4 فطرت اولي و فطرت ثانوي در انسان. 5 اوامر و نواهي پروردگار بر اساس حبّ و بغض خداوند نيست زيرا خداوند نفس ندارد. 6 مرحوم حداد رضوان اللَه عليه هیچگونه تصرّفي در تقدير الهي نميكرد و بر اساس مشيت پروردگار عمل ميكرد.
اهمیت نگاه توحیدی داشتن نسبت به همه امور
8یك وقت یك ضرر به یكی میرسد یك وقتی نمیشود. یك وقتی یك اشكال پیدا میشود یك وقتی نمیرسد مسئله این طور نبود كه بزرگان بیایند و تمام مطالب را به نفع خودشان برگردانند. بسیاری از بزرگان در مسائل داخلی خودشان اشكال داشتند اختلاف داشتند هیچ وقت نمیآمدند یك كار غیر عادی انجام بدهند بسیاری از بزرگان در مسائل معیشتی خودشان دچار اشكال بودند. مرحوم پدر ما نقل میكرد میگفت آقای حداد دوازده سال یك زمانی به نان شبش محتاج بود التفات میكنید كسی كه به اعتقاد ما و آن چه كه ما دیدیم قادر بر همه چیز بود چیزهایی كه بنده به چشم خودم دیدم، غیر از آن چه كه شنیدم، به چشم خودم دیدیم! بر همه چیز ایشان قادر بود ولی نمیخواهد از آن نظام و تقدیری كه خدا برایش قرار داده این طرف و آن طرف برود اگر برود باخته است شاید زندگیش خوب بشود شاید مسائل تغییر پیدا كند ولی قضیه چیست؟ مسئله را باخته است قضیه را باخته است این مكتب مكتب صحیح است.
مكتبی كه حركت فطری انسان را بر اساس توحید قرار میدهد این مكتب مكتب صحیح است خدا در قرآن به این پیغمبركه از او بالاتر وجود ندارد میگوید ای مردم تصور نكنید كه حالا كه این خاتم انبیاء شده و پیغمبر شده و اعظم همه انبیا و رسل و اشرف كائنات، همه به جای خودش محفوظ، خیال نكنید این خودش برای خودش اینها را منقبتی میبیند و بخواهد فخر و افتخار كند بر دیگران، بله ما دیگر به این تاج رسالت متوّج شدیم و قبای ولایت بر قامت ما آراسته شد و كذا و كذا، مسئله این طور نیست. وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ اگر یك كلمه را جایش را كم و زیاد كند این، از پیش خود بخواهد كم و زیاد كند وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ یك حرف به ما نسبت بدهد یك حرف یك كلمه لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ با قدرت خود چنان او را در فشار قرار میدهیم و رگ گردن او را چنان قطع میكنیم لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ وتین این رگ گردن را میگویند این رگ نخاع، آن اعصاب را میگویند، آن را قطع میكنیم مانند مرده او را میاندازیم در روی زمین و هیچ كسی نمیتواند جلوی اراده ما را بگیرد. این معجزه قرآن است
