
اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب
موضوع:جایگاه سالک الهی وکیفیت نگرش او نسبت به امور 1 تفاوت سالك با ديگران در كيفيت بينش و نگرش به قضايا است كه همه را بايد از خدا ببيند و راضي به قضای او باشد. 2 هر مكتبي كه در تعارض با ارزشهايي فطریت انسان باشد آن مكتب ، مکتبی شيطاني است. 3 تطبيق خواستههاي مرد با مسائل اسلامي در محيط خانواده بر عهدۀ زن است. 4 بهترين راه تمركز حواس توجه به حضور الهي است، محوريت نماز بر احساس حضور پروردگار است. 5 بیان حكايت مسافرت عجيب مرحوم علامه طهرانی با مرحوم انصاري رضوان اللَه عليهما از همدان به طهران. 6 بیان کیفیت علاج حالت اضطراب و عجله در امور. 7 معناي خضوع و خشوع در نماز. 8 راه مبارزه با خيالات باطله در نماز و حضور قلب.
اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب
توضیحات:
موضوع:جایگاه سالک الهی وکیفیت نگرش او نسبت به امور 1 تفاوت سالك با ديگران در كيفيت بينش و نگرش به قضايا است كه همه را بايد از خدا ببيند و راضي به قضای او باشد. 2 هر مكتبي كه در تعارض با ارزشهايي فطریت انسان باشد آن مكتب ، مکتبی شيطاني است. 3 تطبيق خواستههاي مرد با مسائل اسلامي در محيط خانواده بر عهدۀ زن است. 4 بهترين راه تمركز حواس توجه به حضور الهي است، محوريت نماز بر احساس حضور پروردگار است. 5 بیان حكايت مسافرت عجيب مرحوم علامه طهرانی با مرحوم انصاري رضوان اللَه عليهما از همدان به طهران. 6 بیان کیفیت علاج حالت اضطراب و عجله در امور. 7 معناي خضوع و خشوع در نماز. 8 راه مبارزه با خيالات باطله در نماز و حضور قلب.
اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب
19علامه طباطبایی در تفسیرشان در مورد .... فرمودند كفر شیطان محتوم بوده و بعد خدا آن را آشكار كرده مگر میشود شیطان ... در دلش و نیتش كفر باشد و بتواند به عالم .. راه پیدا كند و یكی از ملائكه باشد.
سوال بسیار خوبی است مسأله به خصوص خود نیت انسان برمیگردد و این كه شیطان در میان ملائكه بوده به وضعیت ظاهری برمیگردد انسان دارای مراتبی است مرتبه ظاهر و باطن و همین طور باطن و بواطن ممكن است این در مرتبه باطن این دارای یك نوع كفر باشد یك نوع عناد باشد ولی در مرتبه ظاهر نه حال او حال مناسبی باشد و از ظاهر حال او كسی تشخیص ندهد البته اهل ... تشخیص میدهند و حال خلاف از غیر حال خلاف را تشخیص میدهند.
یكی از افراد بستگان مرحوم آقا كه او هم به رحمت خدا رفته آمده بود خدمت مرحوم آقا بعد از چند هفته آمد و رفت جریانی آمد و مرحوم آقا فرمودند كه حالا شما واقعا آمدی و گریه میكرد و قسم میخورد كه به جان شما كذا و كذا ...
ایشان بعد به من فرمودند كه من همان موقع به او گفتم كه من بعید میدانم كه حتی خود شما هم الان درست آمده باشید و همین طور هم شد بعد از گذشت زمانی كه همه به حال او غبطه میخوردند و كارهای غیر عادی انجام میداد و میگفتند: ای كاش حال ما مثل حال او بود ... و امثال ذلك ... دچار بعضی حالات شدند و خلاصه زمینه را خلاصه خالی كردند و نتوانستند دوام بیاورند مسأله شیطان هم از این باب است هنوز به مرتبه باطن كه به خود نفس او قضیه میخورد برخورد نكرده بود هنوز امری را كه خداوند به او بكند و او را ملزم كند كه خود را در مقابل آدم خاضع كند و خاشع كند هنوز این امر نیامده بود هنوز آن مسائلی كه دقیقا به خود انسان برخورد میكرد هنوز این مسائل پیدا نشده بود و ما باید از خدا بخواهیم كه در یك همچنین امتحاناتی ما را نگه دارد چون از این مسائل برخورد میكنیم اما در بعضی جاها كه مسأله دقیق میشود و دیگر با خودیت انسان مسأله ارتباط پیدا میكند انسان ممكن است در آن جا لنگ بزند و قضیه شیطان هم همین طور است.
