
اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب
موضوع:جایگاه سالک الهی وکیفیت نگرش او نسبت به امور 1 تفاوت سالك با ديگران در كيفيت بينش و نگرش به قضايا است كه همه را بايد از خدا ببيند و راضي به قضای او باشد. 2 هر مكتبي كه در تعارض با ارزشهايي فطریت انسان باشد آن مكتب ، مکتبی شيطاني است. 3 تطبيق خواستههاي مرد با مسائل اسلامي در محيط خانواده بر عهدۀ زن است. 4 بهترين راه تمركز حواس توجه به حضور الهي است، محوريت نماز بر احساس حضور پروردگار است. 5 بیان حكايت مسافرت عجيب مرحوم علامه طهرانی با مرحوم انصاري رضوان اللَه عليهما از همدان به طهران. 6 بیان کیفیت علاج حالت اضطراب و عجله در امور. 7 معناي خضوع و خشوع در نماز. 8 راه مبارزه با خيالات باطله در نماز و حضور قلب.
اهمیت جایگاه نماز و کیفیت بدست آوردن حضور قلب
1أعوذ باللَه من الشيطان الرجيم
بسم اللَه الرحمن الرحيم
یكی از مسائلی كه بسیاری از دوستان به این نكته توجه دارند تصور میشود كه آن چنانكه باید بشود برداشت صحیح و مناسبی از این نداشته باشند كیفیت سلوك مخدرات با توجه به تقدیر و كیفیت امضاء مشیت الهی است خیلی سوالاتی میشود كه در خواست دعا درخواست طلب برای رفع گرفتاری رفع مرض گشایش در امور و سایر مسائلی كه به یك نحوی با زندگی عادی و روزمره ما در ارتباط است نسبت به اینها مطلب گفته میشود به نظر میرسد راجع به این قضیه من قبلا خدمت دوستان عرض كرده باشم ولی به نظر دیدم به عنوان مقدمه چون بسیاری از سوالاتی كه شده بود در دفعه اول راجع به این قضیه است من چند تای آن را نگاه كردم چون بنابر این دارم كه در جلسه امروز راجع به سوالات مطرح شده در جلسه قبل در حد وسع و مقدار اطلاع خودمان پاسخ بدهم از این نظر به عنوان مقدمه این را مطرح میكنم و بعد به پاسخ سوالات جلسه قبل میپردازم تا وقتی كه وقت اجازه بدهد.
ببینید قضیه سلوك در پیمودن راه خدا این یك مسألهای است در راستای امضاء و قبول تقدیر و مشیت الهی نه جدای از آن مسأله مشیت الهی و تقدیر الهی بر این است كه در این عالم علی كل حال مسائلی به وجود میآید حوادثی در این عالم به نسبت به هر شخصی انجام میگیرد مرض هست سلامتی هست تضییق هست وسع هست گرفتاری هست رفاه هست اینها مطالبی است كه در این عالم میآید بسیاری از اینها در اختیار انسان است و بسیاری هم در اختیار انسان نیست و این مطلب برای بزرگان بوده برای ائمه بوده برای پیغمبران بوده آنها مریض میشدند، خوب میشدند. گاهی اوقات در شدت بودند، گاهی اوقات در رفاه بودند. گاهی در تضییقاتی بودند در حبس و امثال ذلك گاهی نه به نحو آزاد و متعارف بودند این مسأله بوده موسی بن جعفر بوده تا چند سال قبل از همان ایام حبس خب به نحو عادی حضرت زندگی میكردند در بعضی از اوقات فشار میدید در بعضی از اوقات تحت نظر بودند حضرت سجاد همین طور سیدالشهدا همین طور امام رضا همین طور اینها حالات مختلفی داشتند فرزندانشان شاگردان ایشان به طور كلی این جریانی است جریان گذران زندگی بر طبق شرایط و بر طبق آن حوادثی كه برای انسان انجام میشود این جریان زندگی شكل میگیرد با توجه به این مسأله است كه یك سالك الهی باید راه خودش را انتخاب كند پس در مسأله سلوك و در مسأله انتخاب راه مسأله منحصر به رفاه و آسایش و رفع گرفتاری و از هر جهت حاجات برآورده شده و رسیدن به آن نیت و تمنیات و اینها نیست قضیه با سایر افراد تفاوتی ندارد فقط در كیفیت بینش و كیفیت نگرش انسان با
