
فلسفۀ قربانی و لزوم دفاع از حق
خطبۀ عید سعید قربان
حکمت تشریع حکم قربانی. میزان تأثیر ظاهر عمل در ارزش آن. ارزش یافتن عمل بهواسطۀ جنبۀ باطنی و الهی آن. معنای عید. علّت جعل عید فطر بهعنوان عید. علّت جعل عید قربان بهعنوان عید. لزوم حسن ظنّ به خدا در حج. قربانی حج به عوض فدا کردن و قربانینمودن نفس خود. عید گرفتن عید قربان بهسبب حصول حالات تجرّدی حج. علّت جعل عید غدیر بهعنوان عید. خطر انحطاط از اعیاد حقیقی به اعیاد اعتباری و موهومی. تنافی سلطۀ کفار بر مؤمنین با محوریّت توحید در اسلام. وجوب هجرت از دارالکفر به دارالإسلام. لزوم دفاع و حمایت از حق. آثار سوء بیتفاوتی و عدم دفاع از حق. حکایت کنارهگیری سعد بن وقّاص از دفاع و حمایت از حقّانیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام. محاجّۀ معاویه و سعد وقّاص. استشهاد سعد وقّاص به فضائل خاصّۀ امیرالمؤمنین. احتجاج معاویه علیه کنارهگیری سعد وقّاص از یاری علی با وجود علم به فضائلش. علّت حرمت شدید و اکید احتیاطکاری بیمورد در دفاع از حق. اعتراض منتصر عبّاسی به هتک حرمت نمودن پدرش متوکّل نسبت به اهلبیت علیهم السّلام. حفظ اعتدال و انقیاد تام نسبت به ولایت در مکتب تشیّع.
فلسفۀ قربانی و لزوم دفاع از حق
11من تمام عمرم را در اروپا و آمریکا و دانشگاهها و خلاصه هرچه بگویید، مصرف کردهام. یک سال یکی از همین رفقای ما به من گفت: «آقا شما همه کار کردهاید، حالا دیگر توبهای بکن و حجّی برو!» گفتیم: علَی اللَه؛ این سفر را هم برای تماشا میرویم! و این سفر مکّه را بهعنوان تماشا گرفتیم؛ ولی خدا شاهد است که آن لذّتی که من از آن سفر بردم، تا بهحال هیچ لذّتی در دنیا به پای آن لذّت نرسیده است و اصلاً نمیشود با آن قیاس کرد! از آن سفر تا بهحال این سفر یازدهم است، که امسال با پسر عمّهات میخواهم بروم، و هر سال رفتهام!
[اینطور میگوید]: چون قلبِ ماهیّت پیدا کرده است، و این همان تقوا است!
بنابراین ما مسلمانها باید متوجّه این جهت باشیم که اساس زندگی خود را بر تقوا قرار بدهیم و بدانیم که عید، روز جایزه و قبولی است. عید قربان برای کسی قبول است که اعمالش قبول است، عید قربان برای کسی بهتر است که جایزۀ بهتری گرفته باشد، نمرۀ عالیتر گرفته باشد، حال بهتری پیدا کرده باشد، تجرّدش بیشتر شده باشد؛ این برای او عید است، پس باید نماز عید بخواند و شکر خدا را بجا بیاورد، چون این برای او عید است.
علّت جعل عید غدیر بهعنوان عید
عید برای خوردن و آشامیدن و... نیست؛ اصلاً عید حقیقی این عید است! عید حقیقی عید غدیر است که ما به مقام ولایت معرّفی شدهایم! در روایت آمده است: «امیرالمؤمنین در عید غدیر به ما معرّفی شده و ما او را شناختهایم.»1 اگر ما امیرالمؤمنین را نمیشناختیم تکلیف ما چه بود؟ اگر نمیشناختیم، ما از این مسیر تبعیّت نمیکردیم و براساس تشیّع و ولایت نبودیم؛ آنوقت اگر تمام بدن ما از الماسها و لباس الماسبافت بود، این برای ما چه فایدهای داشت؟! امیرالمؤمنین دست روی عقل ما گذاشت و با عقل ما سر و کار پیدا کرد، یعنی ما را از مرحلۀ بهیمیّت به انسانیّت رسانید و به ما شرف داد؛ امّا مکتبهای دیگر، این عقل را به انسان نمیدهند و در عقل انسان تصرّف نمیکنند، بلکه در مادّۀ انسان تصرّف میکنند؛ هر مکتبی را شما میخواهید ببینید، ببینید.
- إقبال الأعمال، ج ١، ص ٤٧٤؛ تفسیر فرات الکوفی، ص ١١٨.
