
عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان
موضوع: اختیار وازادی 1 یک از مهمترین شاخصه های دین اسلام که موجب برتری آن بر سایر ادیان می شود اختیار و آزادی فرد در انتخاب راه و مسیر می باشد. 2 توضیحی راجع به فرمایش سیدالشهداء علیه السلام در ارتباط با آزادی و حرّیت افراد:لا تکُن عبد غیرک فقد جعلک اللَه حرّاً 3 ادراکات وتصمیمات بسیاری از مردم براساس احساسات و امور اعتباری می باشد. 4 عدم ادراک واقعیت شخصیت پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم ومکتب او توسط افراد منجر به مخالفت ایشان به نصّ پیامبر اکرم نسبت به جانشینی وخلافت امیرالمؤمنین علیه السلام شد. 5 مقایسه ای میان کیفیت به خلافت رسیدن امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر خلفاء. 6 ضرورت حرکت در مسیر سیر وسلوک الهی بر اساس مبانی منطقی وعقلانی. 7 توضیحی در ارتباط با کیفیت مقام عصمت در اولیاءالهی وجایگاه افراد درقبال آن. 8 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با جایگاه والای مرحوم حداد رضوان اللَه علیه.
عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان
توضیحات:
موضوع: اختیار وازادی 1 یک از مهمترین شاخصه های دین اسلام که موجب برتری آن بر سایر ادیان می شود اختیار و آزادی فرد در انتخاب راه و مسیر می باشد. 2 توضیحی راجع به فرمایش سیدالشهداء علیه السلام در ارتباط با آزادی و حرّیت افراد:لا تکُن عبد غیرک فقد جعلک اللَه حرّاً 3 ادراکات وتصمیمات بسیاری از مردم براساس احساسات و امور اعتباری می باشد. 4 عدم ادراک واقعیت شخصیت پیامبر اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم ومکتب او توسط افراد منجر به مخالفت ایشان به نصّ پیامبر اکرم نسبت به جانشینی وخلافت امیرالمؤمنین علیه السلام شد. 5 مقایسه ای میان کیفیت به خلافت رسیدن امیرالمؤمنین علیه السلام و سایر خلفاء. 6 ضرورت حرکت در مسیر سیر وسلوک الهی بر اساس مبانی منطقی وعقلانی. 7 توضیحی در ارتباط با کیفیت مقام عصمت در اولیاءالهی وجایگاه افراد درقبال آن. 8 فرمایش مرحوم علامه طهرانی در ارتباط با جایگاه والای مرحوم حداد رضوان اللَه علیه.
عدم ادراک واقعیت پیامبر اکرم علت انحراف پس از ایشان
13یك شخصی بود یك فردی بود خیلی ... و خیلی محترم در زمان مرحوم آقا، وقتی كه ایشان به مشهد رفته بودند، تقریبا ده سال پیش آمده بودند پیش ایشان خیلی فرد ... در اجتماع خیلی شخص ... ایشان یك مقداری صحبت كرد كه وضعیت خود شما چطور است و حالمان و خصوصیات ما و ما چه باید بكنیم؟ تكلیف را چطور باید تشخیص بدهیم؟ صدق نیت خود را چگونه تشخیص بدهیم؟ چگونه بیابیم كه صادقیم؟ چگونه خود را بیابیم كه دروغ نگفتیم؟ چگونه خود را بیابیم كه خود را گول نزیم؟
مرحوم آقا بعد از صحبتهایی كه كردند گفتند: انسان باید خود را ببیند كه اگر این موقعیت و این بیا و برو این مسائل از او گرفته شد و به او گفتند كه آقا برو فرض كنید كه در یك مسجدی در یك ده بنشین نماز بخوان و چند تا مسئله بگو با همان افراد دِه و ... آیا تغییر میكند یا نمیكند؟
یك مرتبه آن شخص آهی كشید و گفت آقا پس تمام عمر ما بر فنا رفته! یعنی خیال میكند دارد برای خدا كار میكند ولی دارد برای نفس كار میكند، خیال میكند دارد الان راهش را راه خدا قرار داده! نه! وقتی كه موقعیت تغییر پیدا كند آن گاه روشن میشود كه چقدر به تكلیف عمل كرده و چقدر به نفس عمل كرده؟ مسئله خیلی مسئله مهمی است. و از آن جایی كه خدا همان طوری كه عرض شد برهههای مختلفی دارد و زمانهای مختلفی دارد، انسان باید در هر زمانی به آن وظیفه و آن تكلیف عمل كند. تكلیفی را كه در زمان عدم استاد خاص، مرحوم آقا داشتند در این طول زمان خیال نكنید كه ایشان را به جلو نبرد، نخیر ایشان را به جلو برد و آمادگی را برای رسیدن به آن استاد كامل را به ایشان عنایت كرده. همان مسئله الان در این زمان اتفاق افتاده است من نمیتوانم بگویم كه شخصی نیست نه ممكن است باشد. من، شخص بنده از این مسئله اطلاعی ندارم و نمیتوانم سرسری و سبك سرانه راه خودم را كه از بزرگان آموختهام و تجربهای را كه سالهای سال در خدمت بزرگان كسب كردم به شایعات و به مسائل مجازی بفروشم و نمیتوانم آن چه را كه خدا برای من روشن كرده است او را ندیده بگیرم. این وظیفه من است. و در ارتباط با همین مسئله است كه خدمت دوستان و رفقا این مطلب را عرض كردم راهی را كه من تشخیص میدهم راهی است كه مرحوم آقا فرمودند: كسی كه به این مطالب عمل كند و صدق نیت داشته باشد و اهتمام رسیدن به استاد را داشته باشد ولكن خب استاد نیست بنابر مصالحی وجود ندارد بعدا ممكن است باشد انسان اطلاع ندارد، از آینده این شخص در راه است و به مقصود میرسد. همین مطلب را من به دوستان گفتم همین مطلب را شما سوال كنید از افراد، از خودتان سوال كنید، از مردها سوال كنید، از دوستان سوال كنید، یك مورد آیا تا به حال من در ملأ عام یا به طور خصوصی به یك نفر گفتم كه ولی هستم؟ بروید سوال كنید، از زمان مرحوم آقا یك مورد آیا من به یك نفر خصوصی ...؟ قسم بدهید بنده الان این مسئله را واگذار كردم به شما بروید بپرسید. یك مورد بوده است كه من به یك نفر خصوصی بگویم من استاد طریق هستم ولی به كسی نگو؟ خب تا به حال بوده یك مورد آیا تا به حال بوده كه من به شخصی گفته باشم كه من ولی كامل هستم این سر است ولی به كسی نگو؟ یك مورد آیا تا به حال بوده كه حتی استاد ظاهر هم؟؟ نه استاد كامل و اینها كه اصلا جای بحثش نیست، همین استادهایی كه الان مطرح است، این آیا بوده است به یك نحوی كه من به یك شخصی گفته باشم؟ من قسم میخورم كه تا به حال یك همچنین كلامی از دهان من خارج نشده. چرا خارج نشده؟ من حساب این حرفها را میكنم، حساب روز قیامت را میكنم و باید نسبت به كارم و باید نسبت به سخنانم پاسخگو باشم. من اهل این خودم را نمیبینم كه بتوانم جواب این مسئله را بدهم. و از آن طرف مگر چند روز دیگر ما زنده هستیم ... مگر چند روز دیگر ما در این دنیا هستیم؟ آیا ارزش این را دارد كه انسان بخواهد این چند روز دنیا را با این حرف و نقل و این ولی و آن كامل است آن نیمچه است ... آن پنجاه درصد ... آن ٢٧ درصد است ... آن فرض كنید كه ... این حرفها یعنی چه؟ این مسائل یعنی چه؟ آیا ما هیچ گرفتاری نداریم؟ آیا هیچ مشكلی در زندگی نداریم؟ همهمشكلات ما حل شده فقط مسئلهولایت مانده است؟
