
خلوص نیّت اصل و اساس در حکومت اسلام
1 از جمله مهمترین مسایل سیر و سلوک الهی در مواجهه با حوادث و مسایل اجتماعی جمع میان هدف و غایت انسان با اینگونه مسائل می باشد. 2 اشعار حافظ از ادراک او سرچشمه می گیرد و شبیه به الهام وحی می باشد. 3 عدم تفاوت میان سالک و غیر سالک در مورد ابتلاء به امراض و مشکلات و... 4 اصل و اساس در حکومت اسلام بر خلوص نیّت استوار می باشد. 5 درخواست معاویه از سمرة بن جندب نسبت به جعل روایت بر ضد امیر المؤمنین علیه السلام. 6 انسان در حرکت توحیدی خود فقط باید خدا را در نظر داشته باشد وبس. 7 علامه طهرانی در ارتباط خود با دیگران فقط خلوص نیت را در نظر داشتند. 8 فراز و نشیب های زندگی نباید در هدف و مسیر انسان خلل و اشکالی ایجاد کند. 9 مرحوم آیت اللَه حاج سید جمال الدین گلپایگانی می فرمودند: کسی که عرفان ندارد نه دنیا دارد و نه آخرت. 10 بیا ن کیفیت تقسیم التذاذات نفسانی به شیطانی و نفسانی در حجب نورانی.
خلوص نیّت اصل و اساس در حکومت اسلام
توضیحات:
1 از جمله مهمترین مسایل سیر و سلوک الهی در مواجهه با حوادث و مسایل اجتماعی جمع میان هدف و غایت انسان با اینگونه مسائل می باشد. 2 اشعار حافظ از ادراک او سرچشمه می گیرد و شبیه به الهام وحی می باشد. 3 عدم تفاوت میان سالک و غیر سالک در مورد ابتلاء به امراض و مشکلات و... 4 اصل و اساس در حکومت اسلام بر خلوص نیّت استوار می باشد. 5 درخواست معاویه از سمرة بن جندب نسبت به جعل روایت بر ضد امیر المؤمنین علیه السلام. 6 انسان در حرکت توحیدی خود فقط باید خدا را در نظر داشته باشد وبس. 7 علامه طهرانی در ارتباط خود با دیگران فقط خلوص نیت را در نظر داشتند. 8 فراز و نشیب های زندگی نباید در هدف و مسیر انسان خلل و اشکالی ایجاد کند. 9 مرحوم آیت اللَه حاج سید جمال الدین گلپایگانی می فرمودند: کسی که عرفان ندارد نه دنیا دارد و نه آخرت. 10 بیا ن کیفیت تقسیم التذاذات نفسانی به شیطانی و نفسانی در حجب نورانی.
خلوص نیّت اصل و اساس در حکومت اسلام
17یكی از همین افرادی كه اخیرا هم نسبت به او كتاب نوشته شده و دارای حالاتی دارد و خود من هم از ایشان قضایایی دارم، من جمله از قضایایی كه بنده از ایشان دارم این بود كه یك شخصی كه مبتلا به سرطان شده بود سرطان لنفاوی و سرطان خون و رفته بود در آمریكا و آنها هم جوابش كرده بودند و برگشته بود، مادر این بواسطه بعضی از افراد میرود در یكی از شهرستانها كه او بود و به او مراجعه میكند و میگوید چون سید اولاد پیغمبر هستی حالا من [حاجت] تو را استدعا میكنم كه برآورده بشود و دعا میكند و این شخص شفا پیدا میكند و الان هم این شخص زنده است و سالها از این قضیه میگذرد بیست سال از این قضیه میگذرد. راجع به این شخص كتاب نوشته شده است و مسائلش هم روشن است و همه میدانند، شاید اگر اسمش را ببرم خیلی از افراد راجع به این اسم آشنایی داشته باشند.
این شخص میرود در كربلا خدمت مرحوم آقای حداد میرسد ببینید فرق بین عارف و [دیگران در چیست؟] این را میگویند حجب نور خدمت ایشان میرسد. مرحوم آقای حداد رو میكنند به ایشان و میگویند چه به دست آوردی؟ میگوید به واسطه توسلاتی كه به ائمه علیهم السلام داشتم آثار اسم اعظم را به من دادند و من تصرف میكنم و واقعا هم تصرف میكرد البته بنده ایشان را ندیده بودم مرحوم آقا ایشان را دیده بودند و جلساتی هم با ایشان داشتند و در منزل آقای حداد هم رفت و آمد میكرد ولی بعد از آقای حداد جدا شدو حتی شنیدم كه پشت سر ایشان هم مطالبی را میگوید، علی كل حال گفت به من اسم اعظم را دادند ایشان فرمودند با آن اسم اعظم چه میكنی؟ ایشان در جواب میگوید هر ارادهای كه بكنم در خارج تحقق پیدا میكند. خب این چیز كمینیست، ایشان رو میكند و میگوید میخواهی این ا سم اعظم را از تو بگیرم؟ تا این حرف را میزند این شخص شروع میكند بدنش به لرزیدن! این جناب عارف باللَه! خب چرا میلرزی؟ شروع میكند بدنش به لرزیدن و میگوید نه آقا! نمیتوانم نمیتوانم! ایشان دیگر هیچ نمیگویند. وقتی كه میرود رو میكند به [افراد] میگوید كه از دست داد.
