
جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
موضوع: همۀ مبانی وملاکات شریعت ومکتب عرفان برپایه واساس عقل می باشد 1 توضیحی در ارتباط با فرمایش نبی اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در ارتباط با جایگاه عظیم و رفیع عقل. 2 همۀ مبانی وملاکات شریعت ومکتب عرفان و سیر وسلوک برپایه واساس عقل می باشد. 3 حقیقت راه و مسیر سیر وسلوک الی اللَه تنها پرداختن به عبادات واعمال واذکار نیست بلکه رسیدن به رشد وتکامل عقلی می باشد. 4 ادراک حقیقت شریعت وقرآن ومراتب آن تنها از طریق تصفیه باطن وحرکت درمسیر سیر وسلوک اللَه امکان پذیر می باشد. 5 توضیحی پیرامون چگونگی احسن بودن نظام خلقت. 6 اساس حرکت انبیاء و رسل الهی بمنظور رشد و به تکامل رساندن قوا وجنبه های عقلانی افراد وجلوگیری از غلبه تخیّلات وتوهّمات واحساسات برآن می باشد. 7 دیدگاه نادرست برخی از افراد نسبت به مکتب عرفان ونقد آن. 8 توضیحی در ارتباط با عملکرد حضرت اباالفضل علیه السلام در واقعۀ عاشورا وجنود عقل وعشق در نزد آنحضرت. 9 کیفیت ربط واتصال حضرت اباالفضل علیه السلام نسبت به سید الشهداء علیه السلام. 10 توضیحی درارتباط با حقیقت ولایت امام زمان علیه السلام وکیفیت احاطه و اشراف حضرت نسبت به همۀ موجودات. 11 تفسیرآیه شریفه: وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا. 12 یکی از اموری که ائمه اطهار علیهم السلام و اولیاءالهی بسیار نسبت به آن تأکید می کردندعدم ورود والتزام افراد نسبت به امور غیر یقینی می باشد. 13 توضیحی درارتباط با کیفیت نزول قرآن وحقیقت وحی بر قلب رسول اکرم صلوات اللَه علیه. 14 تفسیر فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام در ارتباط با اهمیت یقین:نومٌ علی یقین افضل من صلاة علی شک.
جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
توضیحات:
موضوع: همۀ مبانی وملاکات شریعت ومکتب عرفان برپایه واساس عقل می باشد 1 توضیحی در ارتباط با فرمایش نبی اکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در ارتباط با جایگاه عظیم و رفیع عقل. 2 همۀ مبانی وملاکات شریعت ومکتب عرفان و سیر وسلوک برپایه واساس عقل می باشد. 3 حقیقت راه و مسیر سیر وسلوک الی اللَه تنها پرداختن به عبادات واعمال واذکار نیست بلکه رسیدن به رشد وتکامل عقلی می باشد. 4 ادراک حقیقت شریعت وقرآن ومراتب آن تنها از طریق تصفیه باطن وحرکت درمسیر سیر وسلوک اللَه امکان پذیر می باشد. 5 توضیحی پیرامون چگونگی احسن بودن نظام خلقت. 6 اساس حرکت انبیاء و رسل الهی بمنظور رشد و به تکامل رساندن قوا وجنبه های عقلانی افراد وجلوگیری از غلبه تخیّلات وتوهّمات واحساسات برآن می باشد. 7 دیدگاه نادرست برخی از افراد نسبت به مکتب عرفان ونقد آن. 8 توضیحی در ارتباط با عملکرد حضرت اباالفضل علیه السلام در واقعۀ عاشورا وجنود عقل وعشق در نزد آنحضرت. 9 کیفیت ربط واتصال حضرت اباالفضل علیه السلام نسبت به سید الشهداء علیه السلام. 10 توضیحی درارتباط با حقیقت ولایت امام زمان علیه السلام وکیفیت احاطه و اشراف حضرت نسبت به همۀ موجودات. 11 تفسیرآیه شریفه: وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا. 12 یکی از اموری که ائمه اطهار علیهم السلام و اولیاءالهی بسیار نسبت به آن تأکید می کردندعدم ورود والتزام افراد نسبت به امور غیر یقینی می باشد. 13 توضیحی درارتباط با کیفیت نزول قرآن وحقیقت وحی بر قلب رسول اکرم صلوات اللَه علیه. 14 تفسیر فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام در ارتباط با اهمیت یقین:نومٌ علی یقین افضل من صلاة علی شک.
جایگاه عقل و عشق در مکتب عرفان
19بنده در جلسهای بود كه یك وقت عصر جمعه بود مشهد نشسته بودم مرحوم آقا صحبت میكردند مرحوم آقا صحبت میكردند، و یكی از دوستانی كه در كنار بنده نشسته بودند یكی از پزشكان بود كه آن موقع در مشهد بود و ایشان الآن یكی از فوق تخصّصها است و ظاهراً رفقا شاید ایشان را خیلی بشناسند. ایشان هم كنار من بود و داشت مطالب ایشان را مینوشت و من گاه گاهی نگاه میكردم به آن نوشتهها و میدیدم مطالبی كه مینویسند گاهگاهی اشتباه است. من كه گوش میدادم و از قضیه اطّلاع داشتم متوجّه میشدم. آخر سر گفتم این نوشته را بده من تصحیح كنم بعد از نماز عشا به تو میدهم و چند تا اسم را خط زدم و گفت امن این جور شنیدم. گفتم نه آقاجان قضیه این است. این یك آدم تحصیل كرده ولكن این آیا از روی تعمّد این كار را انجام میدهد یا نه؟ خطا میكند. خیلی هم آدم خوب است گوشش اشتباه میشنود، توجّه انسان نمیشود به دو جا كاملًا متمركز باشد. یا باید گوشش و حواسش متوجّه گوینده و چشمش متوجّه او باشد، یا این كه باید فقط مشغول دقیقاً نوشتن باشد و دیگر چشمش را نیاندازد و نگاه كند. واین حالتی كه برای انسان گاهی پیش میآید. ممكن است كه خیلی از افراد، فرد صادقی باشد ولیكن در نقل مطالب اشتباه بكند ولی من میدانستم این قضیه قضیهای نیست كه بخواهد اشتباه باشد. هم برای من صداقت یقینی بود و هم عدم خطا و اشتباه برای من یقینی بود.
شما بدانید همین یك حكایت زندگی مرا از این رو به آن رو كرد، تمام شد. یعنی در آن موقع كه سنّم فرض كنید كه این جریان یك سال قبل از انقلاب بود حدود سنّم ٢٣ سال بود كه خوب ما یك افكار خاصّ خودمان را داشتیم، نه اینكه همه مسائل را تأیید كنیم. همه مطالب را ولیكن افكار خاص خودمان را داشتیم. همین یك مسئله همین یك حكایت ببینید چقدر این مسائل عجیب است!! زندگی یك فرد، سرنوشت یك فرد، تفكّرات یك فرد را میآید تغییر میدهد و بعد كه مواجه میشود با مسائل و حوادث میبیند درست بوده. مسئله همین طور بوده است نه اینكه فقط به همان یك قضیه من اكتفا كنم و دیگر چشم و گوش خودم را و عقل خودم را دیگر نسبت به همه مطالب ببندم نخیر!! هیچگاه برای من تا این لحظه توفیقی كه خداوند برای بنده داده این است كه تا این لحظه بنده هیچگاه از تحقیق نسبت به مطالب و اخباری كه میشنوم و شنیدهام دست بر نمیدارم. خودم بروم تحقیق كنم. خودم بروم پیگیری كنم و خودم بروم و این راه و مكتبی است كه مرحوم پدرم به من نشان داد به صرف اینكه فلان شخص چیزی به من میگوید و یك مطلبی از رادیو و تلوزیون و روزنامه بشنوم نه این طور نیست، فقط میشنوم بعد میروم خودم تحقیق میكنم. تمام جوانب را میبینم. تمام جوانب را میبینم و عجیب این جاست كه میبینیم كه ائمّه هم به ما همین دستور را دادند. ائمّه هم به ما همین طور میگویند.
