أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات
أهمیت رعایت مراقبه و عمل براساس مبانی بمنظور خارج كردن نفس از تعلقات
19جواب: خب این حال كه برای ما همیشه هست ما كه همیشه گنگیم و گیجیم حالا برای شما بعضی اوقات حالات پیش میآید.
سؤال: در عین اینكه متوجّه حالات اطرافیان و حرفهای آنها و عكس العملهای آنها و خودم هستم در همان حال ... بله این موضوع مرا اذیت میكند.
جواب: نه، این مسئلهای نیست و به این مسئله توجّه نكنید، این مسائل مسائل مقطعی است.
سؤال: بیشتر میل به تنهایی دارم و این موضوع گاهاً كم و زیاد میشود.
جواب: این هم مهم نیست، چیز بدی نیست.
سؤال: گاهی اوقات احساس ضعف و بی حالی بدون علت میكنم به دكتر هم مراجعه كردم ....
جواب: نه اینها مطالب قابل توجهّی نیست.
سؤال: در سوره ص خداوند اشاره میكند به داستان ملائكه كه به شكل آدم درآمدند و مخاصمه خود را به نزد حضرت داوود علینبینا وآله وعلیهالسّلام آوردند از نظر ظاهر حضرت داوود علیهالسّلام درست قضاوت فرمودند پس از چه چیز توبه نمود و استغفار كرد و این چه آزمایشی بود؟
جواب: نه، اتفاقاً ایشان قضاوت درستی نكردند، صحبت همین است در این قضیه ملائكه آمدند و به حضرت داوود عرضه داشتند:1 این برادر من ٩٩ گوسفند دارد و من یكی دارم این میخواهد این یكی را هم از من بگیرد بله2 نه بیخود میگوید، زور میگوید نباید این یكی را از تو بیگرد، خب ببینید حضرت داوود در این جا زود قضاوت كرد. حضرت داوود در این جا نپرسید، شاید این یكی هم مال این است، این دارد دروغ میگوید شاید هر صد تا گوسفند مال این است.
بیبنید این مثل بلانسبت بلانسبت مثل حكومتهایی هستند كه اینها خلاصه اگر فرض بكنید كه یك شخصی یك مالی داشته باشد، این حتماً از راه خلاف به دست آورده و باید ضبط بشود و گرفته بشود، نه، ممكن است یك شخصی ثروتمند باشد و ثروتش را هم از راه حلال به دست آورده باشد، دلیل نیست این و آن فقیر هم فقیر است یا خودش تنبلی نكرده، بالاخره تنبلی كرده یا قضا و تقدیر مشیت، او را به این كیفیت نگه داشته، حالا چون آن شخص ثروتمند است باید مال را از او گرفت و به این داد، نه، یك همچنین مطلبی نیست. این جا بود كه حضرت داوود تا این حرف را زد كه این خلاف كرده، یك مرتبه دید كه آن دو ناپدید شدند، ناپدید كه شدند فهمید نه این دو انسان نبودند، اینها ملائكه بودند آمدند امتحانش كنند، آن جا بود كه فهمید سریع قضاوت كرده، میبایست بپرسد كه آیا این یك گوسفند را از كجا داری؟ از كجا به دست آوردی؟ شاید مال برادرت باشد، این برادر بزرگترت كه صد گوسفند دارد، لذا توبه كرد و متوجّه شد كه هنوز مطالبی وجود دارد، بنده در كجا است، ظاهراً در مقدّمه كتاب افق وحی در كیفیت مراتب انبیا، آن طوری كه به نظرم میرسد دوستان مراجعه كنند آن جا در مسئله علم یا در مسئله وحی در آن جا این قضیه را توضیح دادم كه انبیا كه عصمت داشتند، عصمت ظاهری بوده یعنی در مقام خطاب با مردم انبیا نمیبایستی اشتباه كنند ولی در خودشان و حالات خودشان بین خود و بین خدا نه، خود انبیاء ممكن است حالاتی داشته باشند و در آن حالات خودشان آنها دارای مراتب مختلفی باشند از نقطه نظر عصمت، آن عصمتی كه عصمت مطلق است و به مقام طهارت مطلقه رسیده، آن عصمتی است كه فقط اختصاص به چهارده معصوم دارد اینها به مقامیرسیدند كه آیه برای آنها آمده است: انّما یرید اللَه لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا این جا است كه همه انبیاء باید به ائمّه علیهمالسّلام و به چهارده معصوم التجاء كنند، توسّل كنند برای این است فقط عصمت دروغ گفتن و تهمت زدن و اینها نیست، عصمت در سرّ داریم، عصمت در ضمیر داریم، عصمتهایی داریم كه اصلًا به طور كلّی شرحش و طرح كردنش شاید حتّی قابل فهم نباشد، آنها در آن مراتب هستند ولكن نه انبیا از نقطه نظر این كه فرستاده الهی هستند حتماً باید در قضاوتهایی كه میكنند در میان مردم باید قضاوت صحیح باشد و اگر این دو نفر انسان بودند، قطعاً حضرت داوود این جور قضاوت نمیكرد، چون این دو ملك بودند، آمدند تا بعضی از موارد نقصان و موارد خلاء را به حضرت داوود عرضه كنند كه خلاصه این جای كار گیر است، این جای قضیه گیر است و باید متوجّه این نكته باشیم.
- ١- سوره ص (٣٨) آيه ٢٣
- ٢- سوره ص (٣٨) قسمتى از آيه ٢٤

