أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك
أهمیت آرامش و طمأنینه در سیروسلوك
17يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ خودتان را بپایید فقط به فكر خودتان باشید مرحوم آقا میفرمودند: سالك آن كسی نیست كه بلند شود رسماً بیاید در این جا و در مجلس ما شركت كند و فرض كنید كه علّامه آقا سیدمحمدحسین طهرانی را ببیند و یواشكی با او نمیدانم جلسه بگذارد و سه ساعت و دو ساعت و بعد هم بلند شود به بقیه پز دهد و افتخار كه هر وقت من بروم در مشهد ایشان به من بدون وقت قبلی وقت به اینها نیست، اینها نیست. چقدر از علّامه طهرانی گیرت آمد؟ آن است، چقدر گیرت آمد؟ چقدر توانستی بهره ببری هان؟! توانستی بهره ببری كه بعد از فوتش بتوانی خودت را نگه داری یا نه در دام شیطان افتادی و بعد از پانزده سال عجب حالا میفهمم فلانی پانزده سال پیش كه میگفت برای چه میگفت؟! این حرفها نیست. آمدن و وقت خصوصی گرفتن و ملاقات كردن نیست. انسان هزارتا مصلحت دارد به یك مصلحت به یكی میگوید نیا به یكی میگوید بیا مصالح زیاد است. با یواشكی رفتن و به جای خصوصی شما بدانید حرف خصوصی من همین حرف عمومی است این.
مرحوم آقا میفرمودند هی به من میگویند خصوصی وقت خصوصی میآیند در میزنند، زنگ میزنند من باید از پشت میز بلند شوم برو. م این آیفون را باز كنم وقت میخواهم ده نفر آمدند آقا شما از من چه میخواهید؟ مرحوم آقا میفرمودند. یك وقت آمدند دم در بنده هم بودم میخواهیم شما را ببینیم خب بعدش چه دیدید میخواهیم نصیحت كنید میخواهید نصیحت كنم؟ گفتند: بله. گوش میدهید؟ بله. اطاعت میكنید؟ بله. حرف من حجّت است بله بلند شوید بروید این كتابهای من را بخوانید میخواهید نصحیت بشنوید دیگر. بلند شوید بروید كتابها را بخوانید آقا ما خصوصی میخواهیم گفت آقا خصوصی من همین است واللَه و باللَه و به پیر و به پیغمبر همان را كه من باید در خصوصی به شما بگویم همان را آوردم در كتاب معادشناسی گفتم. همان را در امام شناسی گفتم. همان را گفتم. واللَه قسم به روح پدرم قسم من بعد از پنجاه و چهار سال الآن شبها كتاب ایشان را میخوانم من الآن دارم كتاب ایشان را میخوانم و من الآن احساس میكنم كه كتابها را برای الآن من نوشته است دیگر چه قسم صریح و صادقانه مطالب را خدمت رفقا دوستان بگویم.

