أهمیت مراقبه بعد از ماه مبارك رمضان
أهمیت مراقبه بعد از ماه مبارك رمضان
7مرحوم آقا میفرمودند دوران خوشی پیغمبر كی بود؟ آن زمانی كه در غار حراء بود، آن زمانی كه فاصله گرفته بود و انعزال. و پیغمبر در غار حراءدر مراتبی بود كه صحبت با ملائكه مقرب توجه كنید! عبارت عبارت من نیست، عبارت آنهاست صحبت با ملائكهی مقرب مانند جبرئیل را نمیخواست، یعنی حالش را میگرفت، در یك مرتبهای بود، جبرئیلی كه برای انبیاء وحی میآورد و واسطهی بین آنها و بین مقام تقدیر و مشیت و نزول فیض وحی بود، پیغمبر حاضر نمیشد از آن مرتبهی ذات كه مرتبهی هوهویت ذات رسول اللَه با ذات پروردگار است و در آنجا فقط یك حقیقت و یك فهم و یك شعور میماند نمیتوانست خود را نزول بدهد و با بلندمرتبهترین ملك مقرب پروردگار كه ملك علم است، حضرت جبرائیل كه ملك علم است و تمام علومی كه برای همهی خلائق از ناحیهی پروردگار آن علوم حاصل میشود به واسطهی حضرت جبرائیل است، قضیه چی است؟ مسئله چی است؟ نمیتوانست پایین بیاید
لذا ایشان میفرمودند وقتی كه امر به رسالت آمد كه خداوند امر كرد كه جبرائیل آمد و دستور برای رسالت داد، بسم اللَه الرحمن الرحیم اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ العلق، ١ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ العلق، ٢ و حضرت مامور شد كه دیگر در غار حراء نماند، آن دوران ساختگی و پرداختگی رسول خدا صلی اللَه علیه و آله، آن دوران به مرتبه كمال رسید حالا باید با بقای به ذات یعنی بقاء باللَه كه ذات پروردگار را با او اتحاد پیدا كرده است با آن موقعیت بیاید با مردم، نه قبلش، قبلش یك بشر است، بشر توهم دارد، تخیل دارد، سلیقه دارد.
من الان كه دارم با شما صحبت میكنم براساس توهم و تخیلم دارم با شما صحبت میكنم، براساس نقائصم دارم با شما صحبت میكنم، براساس آن میزان ناقص مدركاتم دارم با شما صحبت میكنم، لعل اینكه صحبت من اشتباه باشد، شما باید تصحیح كنید، شاید صحبت من دارای ضعفهایی باشد، شاید در صحبت من حب و بغضهایی دخالت دارد و داشته باشد، كدام یك از ما از این مسئله مبرا هستیم؟ حالا فهمیدید فرق بین رسالت پیغمبر با غیر پیغمبر را؟ حالا متوجه شدید فرق بین خلافت امام علیه السلام و غیر او را؟ فهمیدید؟ یا هنوز نفهمیدید؟ ها؟ چرا؟ همهی ما دارای نقص هستیم، همهی ما دارای ضعف هستیم، و همهی ما بر اساس مطالب و مسائلی كه به واسطههای مختلف و به وسائل مختلف كه چه بسا آن وسائل، وسائل اشتباه و وسائل خطا بودند ذهنیتی به یك مطلب پیدا كردیم و با آن ذهنیت داریم حالا با مردم صحبت میكنیم، آنوقت مسئله چطوری میشود؟ ذهنیتی كه من دارم از یك قضیه به واسطهی مسائل و جریاناتی استكه آن جریانات جریانات اشتباه بوده، اشتباه برای من مطالب را نقل كردند، اشتباه برای من مطالب را آوردند، كیفیت بیان مسئله كیفیتی بوده كه درش غرضورزی شده و من باور كردم و با این باور ترتیب اثر میدهم، آنوقت چه خواهد شد؟ نتیجه چه خواهد شد؟ واویلاست دیگر! اما پیغمبر چی؟ آیا پیغمبر هم با هر حرفی فورا عكس العمل ایجاد میكند؟ براساس هر گفتهای فورا ترتیب اثر میدهد؟ براساس هر نوشتهای در روزنامه و رادیو و تلویزیون فورا موضع انتخاب میكند؟ او هم مثل ماست؟ امام علیه السلام هم مثل ماست؟ ها؟ مانند ما عمل میكند؟ چون به ما كه وحی نمیشود، اتصال هم نداریم، با این فكر و اطلاعات محدود حالا بنده دارم با شما صحبت میكنم خب شاید اشتباه باشد، شاید غلط باشد، برداشتم برداشت اشتباه باشد، اینجاست كه اولیاء الهی فرمودند آن كسانی كه مسئولیت بزرگی را به عهده میگیرند حتما باید با عالم ملكوت در ارتباط باشند وگرنه هلاكت آنها و سایرین قطعی خواهد بود، قطعی خواهد بود نه احتمالی، قطعی خواهد بود.

