اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

أهمیت همت عالی در سیروسلوک

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

أهمیت همت عالی در سیروسلوک

22
  • یكی از مطالب چرت و پرت و مزخرفی كه در یكی از نوشته‌هایی كه راجع به مرحوم آقا اخیرا نوشتند یك جلد كتاب كلفت هم هست كه نوشتند و اینها، خیلی مطالب خلاف توش هست، یكیش این است كه مرحوم آقا نسبت به استادشان آقای حداد، شاگرد نبودند دو تا رفیق بودند، كی گفته كه ایشان استادند؟ اینها شاگرد بودند، در آن زمان این رفیق او بود شاگرد نبودند آن رفیق این بود این هم رفیق این بود! جالب این است كه این مطالب از یكی از نزدیكان و بستگان مرحوم آقا نوشته شده یعنی صحبت شده، بسیار این مطلب مطلب مزخرف است، بارها من شنیدم از ایشان كه استاد من حداد است، بارها من شنیدم كه گفتند من در مقابل حداد صفر هستم، حالا چی؟ كسر شأن ایشان می‌شود؟ نه حتما باید رفیق باشند تا اینكه آن عظمت آن جلالت، آن ابهت، آن در اینجا حاصل شود؟ ها این ننگ است كه اگر یك شخصی شاگرد كسی دیگر باشد؟ ها؟ تابحال كسی دیده كه مرحوم آقای حداد بفرمایند من در قبال سید محمد حسین صفر هستم؟ چرا فقط از اینطرف بوده؟ اگر رفیق هستند خب او هم بگوید دیگر، همانطوری كه این دارد می‌گوید خب یكی هم او بگوید، دو دفعه هم او بگوید، تابحال یكی‌ شنیده كه گفتند كه من فرض كنید كه هر چه سید محمد حسین دارد همه را به من داده است؟ یا عكسش بوده؟ گفتند هر چه من داشتم به سید محمد حسین دادم، چرا این حرفهای خلاف را دارند می‌زنند كسانی كه خودشان منتسب به مرحوم آقا هستند؟ این مزخرفات چیه؟ حالا می‌خواهیم موقعیت یك فردی را در چیز بالا ببریم؟ این بالا بردن است یا پایین آوردن است؟ ببینید اینها همه مطالب خلاف است.

  • این افرادی كه در آن زمان، در همان موقع می‌آمدند اینها با خواست‌های خودشان بودند، با خواست‌های خودشان بودند، آمدند آمدند به یك جا رسیدند، دیدند خواستشان با خواست استاد با همدیگر تطبیق نمی‌كند، یك روز صبر كردند دو روز صبر كردند خداحافظ شما، بعد شروع كردند طعنه زدن، حالا هم كه می‌روند كه ول نمی‌كنند، اینها همش دكان است، اینها همش دستگاه است، اینها برای مرید بازی است، اینها نمی‌دانم فلان، حتی بالای منبر بنده خودم شنیدم ازشان در یك مجلس ختم كه با طعنه داشتند به مرحوم آقا می‌گفتند كه نه هر كه چهره برافروخت دلبری داند، كه شعر حافظ راجع به این مراتب معرفت و اینها هست، اینها یك وقت خودشان شاگرد آقا بودند، آنوقت حالا بالای منبر دارند آقا را مسخره می‌كنند، دارند طعنه می‌زنند، البته خدا هم بیكار نشسته، خدا هم می‌آید می‌آید همچین پس گردنی می‌زند پس كله كه می‌رود طرف تا آن قعر جهنم و كارش به كجاها می‌رسد كه دیگر بماند.

/ 12