أهمیت همت عالی در سیروسلوک
أهمیت همت عالی در سیروسلوک
8تا چی؟ تا آن مرتبهای كه ذات انسان از مرتبه اسمی تجاوز كند و بالا برود، دیگر در آن مرتبه علم لا یتناهی پروردگار به آن حقیقت نفس میخورد كه دیگر در آنجا حتی جبرئیل جا ندارد كه میفرماید: لو دنوت انملة لحترقت1، اگر یك بند انگشت من بالاتر بیایم من لحترقت آتش میگیرم، آتش گرفتن یعنی دیگر آن قدرت وجودی من توانِ برای این محیط علمی را ندارد، این محیط قدرت را دیگر ندارد، اگر زین نمد ذرهای برپرم فروغ تجلی بسوزد پرم، یك ذره اگر بیایم بالاتر آن فروغ تجلی برایم ...، یعنی جبرائیل امین هم اینجا شما میبینید بار زمین گذاشت، یعنی آنی كه تمام موجودات عالم، همه را دارد از نقطه نظر علمی اشراب میكند آن میبینید در اینجا بار زمین گذاشت و همینطور مسئله برمیگردد به سایر ملائكه مقرب،
مرحوم آقا میفرمودند كه سالك باید به جایی برسد كه حتی ملائكه نمیتوانند به آنجا برسند، این باید به آنجا برسد، همت را باید آنجا قرار بدهد، همت را باید در یك همچنین موقعیتی قرار بدهد، وقتی كه خداوند میفرماید كه وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً، اینجا معنای این آیه روشن میشود قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها، ملائكه گفتند خدایا سرت درد گرفته برای اینكه میخواهی خلاصه در زمین آشوب به پا كنی؟ من یفسد فیها، فساد كند فتنه بكند چی كار بكند، خب ملائكه فقط لابد ماها را دیدند و این اوضاع و حق هم دارند بگویند كه اینها كاری [میكنند] كه دست شیطان [را] هم از پشت میبندند، در كلك و دروغ و حقهبازی و تقلب، اینها دیگر دست شیطان هم از پشت میبندند! خب حق هم دارند اما خدا میگوید كه قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ البقرة، ٣٠، یك چیزی است من میدانم كه شما تابحال بهش نرسیدید، انی اعلم ما لا تعلمون، خب ملائكه میدانند، ملائكه اطلاع بر غیب دارند، ملائكه اطلاع بر آینده دارند میدانند این انسانی كه خدا میخواهد درست كند شكلش چیست، چند سانت است، قدش چقدر است، میزان اطلاعاتش چقدر است، میزان قابلیت و استعدادش چقدر است، همه اینها را ملائكه میدانند خب تا این مقدار حق با ملائكه است، آدم در این دنیا میآید تا وقتی كه بچه است با همدیگر رفیق هستند وقتی كه بزرگ میشود تازه اول گرفتاری شروع میشود، این میگوید من آن میگوید من، این میگوید مال من آن میگوید [مال] من، آن میگوید ریاست من آن میگوید ریاست من، این میگوید این آمد در حوزه ریاست و اقتدار من دخالت كرد آن میگوید فرض كنید كه آمد در آنجا آن حرف را به او زد به او ارتباط نداشت، شروع شد دیگر، شروع شد، بابا دو دقیقه بشین سر جایت، حالا آمد آن كار را كرد، كرد كه كرد دیگر اینی كه در حوزه من دخالت كرد! آن یكی در میآید میگوید نمیدانم آمد آن كار را بدون اجازه من كرد، آن یكی درمیآید میگوید كه بدون چیز من رفته تلفن كرده آن یكی میآید میگوید كه ....! اینها همه برای چیه؟ اینها همانهایی است كه ملائكه به خدا اعتراض كردند در این محدوده ملائكه همه را میبینند.
- ١. مناقب آل أبى طالب عليهم السلام، ج ١، ص ١٧٩.

