عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال
عقل و عشق، دو بال سالك براي رسيدن به كمال
16یعنی فرض كنید كه اگر احساس میكند كه اگر حالا یك همچنین ظرفی كه در دكور بخواهد بگذارد، حالا این ظرف را هم نگذارد، به جایش پولش را كنار بگذارد. یك وقتی مصرف ضروری است مصرف آب و نان و پزشك و درمان و غذا و مدرسه و لباس و امثال ذلك هست خب اینها جزو مصارف ضروری هستند یا سفرهایی كه خب اینها سفرهایی هستند كه ضروری هستند، سفر امام رضا، سفر برای رفع خستگی حتی اشكال ندارد، برای رفع دلتنگی اگر كسی سفری انجام میدهد اینها هم اشكالی ندارد، اما فرض كنید یكی یك سفری حالا كه پرخرج است میخواهد انجام بدهد و خیلی ضرورت هم ندارد و صرف یك دیدن و اینها هست، خب در اینجا بهتر این است كه این پول را كنار بگذارد و ذخیره كند برای رسیدن به آن حد نصاب، یا اینكه فرض كنید كه خرجهایی كه آن خرجها جزو ضرورتهای زندگی نیست حالا انسان بخواهد هی مرتب مهمانی بیندازد در منزلش، مرتب دعوت كند، فلان، حالا یك وقتی چند نفر بیایند، اقوام بیایند، اینها بیایند اشكال ندارد، اما اگر بخواهد به عنوان یك مسئله مستمر بشود و به واسطه این قضیه نتواند به استطاعت برسد توجه كنید خب باید از اینها یك مقداری كم كند،
علی كل حال مسئله استطاعت یك قضیهای نیست برخلاف آن چیزی كه الان در اذهان هست و مطرح است كه انسان بنشیند یك دفعه فرض كنید كه اموالش یك سودی بكند آن سود را بگذارد كنار، یا فرض بكنید كه منتظر باشد برای اینكه همینطوری به راحتی یك همچنین تهیوئی برای او پیدا شود، بلكه مسئله استطاعت بالاتر از این هست، یك وقتی یكی از دوستان بود دچار یك ناراحتی شده بود، ناراحتی دیسك بود و آن میگفت كه من در اینجا نمیتوانم معالجه شوم آیا برای معالجه در یك كشور دیگر میتوانم بروم یا نه؟ گفتم بله، اگر شما بدانید، نه اینكه فقط صرف توهمات و تخیلات، الان در اینجا خب بحمدلله اطبائی كه هستند اطبائی ما در ایرانداریم كه حتی در دنیا هم نظیر ندارند، در هر قسمت، در هر خصوصیت و اینها و امكاناتی كه خب در اینجا هست امكاناتی است كه برای رسیدن به این امراض و تدابیر برای اینها كافی است، حالا شذ و ندر ممكن است بعضی موارد باشند، در حالتی كه ما الان مشاهده میكنیم بسیاری از افراد به صرف اینكه در امریكا و انگلیس و امثال ذلك مداوا میشوند اینها صاف حركت میكنند به آنجا براساس توهمات و تخیلات. بله اگر انسان بداند كه معالجه او منحصر است در فلان كشور خب میتواند برود و میتواند برای رفتن به آنجا هم حتی اموالی را ذخیره كند تا اینكه به آن حد نصاب برسد، گفتم كه آیا تو اطمینان داری بر اینكه در كشور دیگر این بیماری تو علاج پیدا میكند؟ گفت بله، من اطمینان به این دارم البته خودش هم پزشك هست اطمینان به این قضیه دارم، گفتم اگر اینطور است تو میتوانی از الان برای آن مخارج پسانداز كنی!

