مراقبه و اهمیت آن در خارج کردن انسان از حیات حیوانی
15امیرالمومنین علیهالسلام در نامهای كه به مالك اشتر مینویسند بهترین وقت بیست و چهار ساعتهات را برای خودت بگذار نه برای مردم، خب مالك چی كار میكرد؟ آن مالك اشتر، آن نماینده امیرالمومنین، آن چه كار میكرد، صبح در منزلش را باز میكرد محتاجها، فقرا، تقاضامندها، اسباب دعاوی و شكایاو امثال ذالك میآمدند، خب بیایند! گرچه به مصر و اینها نرسید، خب بنابراین بود دیگر، برنامه این بود ولی خب تقدیر خدا به نحو دیگری بود. خب بهترین كاری كه مالك اشتر میكند چه كار میكند؟ بیاید به مسائل مردم، نیازمندان، نمیدانم آنهایی كه مشكل دارند، مسائل دارند به آنها برسد و نماز جماعتی بخواندو بعد هم بلند شود برود در منزلش و دوباره به كار اینها هم رسیدگی كند، یعنی رسیدن به خلق خدا و امور خلق خدا این دیگر بهترین است، حضرت میفرماید خب این مربوط به خلق خداست خودت چی؟ بالاخره تو هم جزو خلق خدا هستی یا نیستی؟ این خدا تكلیف به تو نكرده كه تمام بیست و چهار ساعت خودت را از خواب هم بزنی از زندگی هم بزنی از استراحت بزنی و از همه چیزت بزنی و به مردم برسی، خب دو روز دیگر از بین میروی میافتی و از بین میروی، خودت چی؟ ارتباط با خدا چی؟
این ارتباط با خدا یعنی خدا برای انسان تكالیف متعددی قرار داده است یكیآن رسیدگی به امور مردم است نه همهآن، یك مقداری آن در این ساعت رسیدگی به امور مردم، در یك موقع دیگر رسیدگی به خودت، بشین، فكر كن، چه كار باید بكنی، چه كار نباید كنی، امروزت چگونه گذشت، امروزت چطور فكر كردی، چه خطوراتی امروز بر تو گذشت؟ خطوراتی كه امروز داشتی با خطورات یك ماه پیشت فرق كرد یا نكرد؟ آنچه را كه در دل میگذراندی، آنذهنیاتت را كه در دل داری نسبت به شش ماه قبل، مطالبی كه میگذشت، مسائلی كه نسبت به افراد، اینها را بنشینید بررسی كنی، اگر ترقی كردی خدا را شكر كن و بگویی خدایا بهتر كن، لطیفتر كن، تجرد این خطورات رابیشتر كن، از كثرت دورتر كن و به خودت و به عالم قرب خودت نزدیكتر كن. و اگر دیدی نه حقدت نسبت به برادر و خواهر ایمانی بیشتر شده، كینهات در دلت نسبت به خواهر و برادر ایمانی بیشتر شده ببین چی شده قضیه؟ چه مسئلهای اتفاق افتاده، آن كه همان است، تو چرا بدتر شدی؟ چرا این قضیه در تو بیشتر رسوخ كرده به فكر بیا، به دنبال برو، به دنبال علاج برو و خودت را درست كن، خودت را درست نكردی باختی، خودت باختی. این دو روز میگذرد ما را متوقف نمیكنند ما به سمت جلو داریم حركت میكنیم، ما را متوقف نمیكنند میرسیم به یك جا میگویند حالا دیگر بفرمایید تمام شد پروندهتان. قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً المؤمنون، ٩٩ ١٠٠

