مراقبه و اهمیت آن در خارج کردن انسان از حیات حیوانی
16خدایا ما را برگردان، یك وقت چشم باز میكنیم ای داد بیداد به جای اینكه مینشستیم فكر میكردیم در آن دنیا، شروع میكردیم اس ام اس كردن، وقت گذشت! به جای اینكه بشینیم فكر كنیم به دردمان و درمانمان را هی تلفن با این حرف زدن، با آن حرف زدن، گذشت! سفره پهن شد و ما هی نشستیم به سفرهنگاه كردیم، نیامدیم سر این سفره، سفره را جمع كردند، سفره كه همیشه پهن نیست جمع میكنند، دیگر جمع شد.
مرحوم آقا مگر نفرمودند آنهایی كه محروم شدند از توفیق مصاحبت و زیارت و استفاده از مرحوم حداد، گفتند دیگر تمام شد. خب این حرف را برای ما میزدند، من یك دفعه به مرحوم آقا گفتم این روح مجرد برای ماست در واقع چیز خودتان را نوشتید برای ما، ایشان خندیدند و گفتند: حالا هر طوری میخواهی فرض كن. گفتیم واقعا این یك دستورالعمل برای ماست. گذشت! آقای حداد رفت دیگر. البته كسی كه بخواهد در آن راه باشد آن ارتباط دارد تفاوتی نمیكند، نه برای افراد عادی، برای افراد عادی دیگر تمام شد، مرحوم آقا هم رفت تمام شد، خب حالا بشینیم یك كسی مثل مرحوم آقا پیدا بكنیم مگر میشود دیگر؟ الان از شما سوال میكنم واقعا سوال میكنم، شما الان در دنیا یك نفر را به من نشان بدهید كه به اندازه یك دهم معرفت مرحوم علامه والد رضوان اللَه علیه معرفت داشته باشد، من امشب شب یكشنبه را به فردا نمیاندازم میروم پیشش نشان بدهید، حالا نمیگویم نیست و فلان، ما نمیدانیم حداقل اینكه ما نمیدانیم فرقی نمیكند چه من ندانم چه نباشد هر دو یك نتیجه دارد نتیجه یكی اس.، خب چرا وقتی یك همچنین سفرهای پهن است انسان نیاید سرش بنشیند، بابا مردم دارند در دنیا له له میزنند پیدا نمیكنند، حالا برای آدم گذاشتند و میكشند میگویند بیا! نه! ناز میكند، نه اینجایش این است، ابرویش كج است، نمیدانم گوشش اینطور است، دیگر ناز كردن ندارد، توجه میكنید.

