مراقبه و اهمیت آن در خارج کردن انسان از حیات حیوانی
9این خیلی تربیت است ها! خیلی این حرف حرف عجیبی است كه شما هم باید همینطوری باشید. این كه آمده الان از روی نفهمی، از روی جهالت، آمده به من یك جسارت كرده آیا به نفس من جسارت كرده، به روح من جسارت كرده؟ روح من یك جایی است كه اصلا خبر ندارد كه بخواهد بهاو جسارت بكند یا بخواهد ازاو تعریف و تمجید كند. این به همین قیافه من به همین لباس من، این فقط در همین حد از من شناخت دارد، به همان مقدار شناختش هم حالا یك چیزی گفته، خب این كه من نبودم، لباس من بود، این قبای من بود، توجه میكنید! این مثل یك آب سرد كه بریزند روی شخص و او را از آن حالت التهاب و حالت موضع خصمانه و دشمنانه است، از اینها خارج كنند و آن را بكشانند به یك وادی معرفت، به یك وادی شناخت.
بین تو سالك و بین بقیه چه فرقی است خب این حرف و كارها را بقیه هم دارند میكنند، این كارها رو هم بقیه دارند میكنند، این حرفها را هم بقیه دارند میزنند تو در اینجا چه تفاوتی با بقیه داری؟ تو در اینجا چه فرقی باید با بقیه بكنی؟ تو در اینجا این چند سال كه هستی چه یاد گرفتی؟ توجه میفرمایید؟ این چند سال كه اینجا بودی پای صحبتهای ما بودی، یعنی مرحوم آقا شبهای سه شنبه حرفهای ما را شنیدی، روزهای جمعه پای صحبت و منبر ما بودی در جلسات خصوصی و غیرخصوصی از مطالب ما و مبانی ما، آنچه را كه شنیدی چقدر به گوش جان سپردی؟ چقدر بهآن عمل كردی؟ خب این اینجا به درد میخورد.
لذا من وقتی كه از درب منزل او آمدم اصلا انگار نه انگار كه ناراحت شدم، باور كنید به اندازه سر سوزنی ناراحت نشدم. همانطوری كه آقا میخندیدند من هم هر هر داشتم میخندیدم به جهالت او، كه چطور انسان باید اینقدر جاهل باشد، حالا درب را باز میكردی ما میآمدیم داخل، بابا نمیخوردیمت كه، میآمدیم مینشستیم یك چای میخوردیم، یك افطاری میكردیم و حالا حرف ما را قبول نمیكردی نمیكردی كسی اجبارت نكرده؟ این كار یعنی چه، این كار چیست؟ و تاسفم برای این بود كه چرا یك سفرهای را كه، توجه كنید! چرا یك سفرهای را كه یك ولی خدا در كنار تو گسترده بر سر آن ننشستی و از غذا و اطعمهای كه برای تو ... خب این سفره است دیگر، فرستادن من سفره است یعنی بفرما ما درب را نبستیم درب ما باز است، برای همه باز است، حتی تو كه به ما جسارت كردی، برای تو هم درب باز است حتی برای تو.

