اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اوامر تکوینی

تصرفات تکوینی انبیا، ائمه و اولیا

19٬679

ادامه تفسیر آیۀ شریفۀ 30 از سورۀ بقره که مبتنی بر مسئله خلافت انسان است و بیان معانی عرفانی این آیه که از نظر حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، دقیق‌ترین و مهم‌ترین آیۀ قرآن است و تبیین اوامر تکوینی و تشریعی موضوعی است كه حضرت استاد به صورت عالمانه و دقیق آن را مورد بحث قرار داده است. ایشان با اشاره به حدیثی از امام علی علیه السلام به تأثیر مقام ولایت، در پذیرش اوامر تکوینی توسط موجودات می‌پردازند. حضرت استاد غرائز و شاکله‌ها و تصرف خداوند در موجودات را مربوط به اوامر تکوینیه می‌دانند که نیاز به علل و اسباب ندارد و نفس ارادۀ پروردگار، موجد آنهاست و با این کار به مقایسه تصرفات ما با تصرفات خداوند می‌پردازند. در ادامه حضرت استاد با اشاره به عدم تفاوت فعل انبیا و ائمه و اولیا با فعل خداوند، بیان می‌کنند که نفس ارادۀ ولی موجد فعل است و معجزات حضرت عیسی از این قبیل است. ایشان با اشاره به معجزۀ امام رضا علیه‌السلام در خلق تصویر شیر پرده، معجزۀ حضرت را از معجزۀ حضرت عیسی بالاتر و دقیق‌تر دانسته و به مراتب مختلف اوامر تکوینی در اولیا می‌پردازند. حضرت استاد با اشاره به افق فکری مرحوم حداد در مسئلۀ معجزه، متفاوت دیدن امور خارق‌العاده با امور عادی را با وجود اتحاد در سلسلۀ علل و عوامل، ناشی از عدم بصیرت افراد می‌دانند. در پایان حضرت استاد با اشاره به حقیقت روح انسان، پشت سر گذاشتن جنبه‌های نباتی و حیوانی را لازمه رسیدن انسان به کمال می‌دانند.

اوامر تکوینی

توضیحات:

ادامه تفسیر آیۀ شریفۀ 30 از سورۀ بقره که مبتنی بر مسئله خلافت انسان است و بیان معانی عرفانی این آیه که از نظر حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، دقیق‌ترین و مهم‌ترین آیۀ قرآن است و تبیین اوامر تکوینی و تشریعی موضوعی است كه حضرت استاد به صورت عالمانه و دقیق آن را مورد بحث قرار داده است. ایشان با اشاره به حدیثی از امام علی علیه السلام به تأثیر مقام ولایت، در پذیرش اوامر تکوینی توسط موجودات می‌پردازند. حضرت استاد غرائز و شاکله‌ها و تصرف خداوند در موجودات را مربوط به اوامر تکوینیه می‌دانند که نیاز به علل و اسباب ندارد و نفس ارادۀ پروردگار، موجد آنهاست و با این کار به مقایسه تصرفات ما با تصرفات خداوند می‌پردازند. در ادامه حضرت استاد با اشاره به عدم تفاوت فعل انبیا و ائمه و اولیا با فعل خداوند، بیان می‌کنند که نفس ارادۀ ولی موجد فعل است و معجزات حضرت عیسی از این قبیل است. ایشان با اشاره به معجزۀ امام رضا علیه‌السلام در خلق تصویر شیر پرده، معجزۀ حضرت را از معجزۀ حضرت عیسی بالاتر و دقیق‌تر دانسته و به مراتب مختلف اوامر تکوینی در اولیا می‌پردازند. حضرت استاد با اشاره به افق فکری مرحوم حداد در مسئلۀ معجزه، متفاوت دیدن امور خارق‌العاده با امور عادی را با وجود اتحاد در سلسلۀ علل و عوامل، ناشی از عدم بصیرت افراد می‌دانند. در پایان حضرت استاد با اشاره به حقیقت روح انسان، پشت سر گذاشتن جنبه‌های نباتی و حیوانی را لازمه رسیدن انسان به کمال می‌دانند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اوامر تکوینی

15
  • این سلسلۀ علل و عوامل چه فرقی کرد؟ این سلسلۀ علل که در هر دو یکی شد! این امر در هر دو از آنجا تکوُّن پیدا کرده است، منتها صورتش فرق می‌کند؛ در آنجا [یعنی هنگام دعا] نفس شما تعلق می‌گیرد به آنجا [یعنی عالم ملکوت] و کارسازی می‌کند و آنها را به جنب‌وجوش وامی‌دارد، ولی در آنجا [جاری شدنِ آب شیر] بدون اختیارِ شما این سلسلۀ علل و عوامل انجام می‌گیرد؛ منتها چشم شما اعمیٰ است و بصیرت ندارید و نمی‌توانید به واقع نگاه کنید! [لذا] آن [بالا آمدن آب به‌واسطۀ دعا] را غیرعادی و از پروردگار می‌بینید و این [آمدن آب از شیر] را امر عادی و از خود می‌بینید؛ اما هر دو یکی است و فرقی نمی‌کند.

  • در این آیه می‌فرماید: ﴿إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِندَ ٱللَهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُۥ مِن تُرَابٖ﴾؛ «مَثَلِ عیسی مَثَلِ آدم است؛ آدم را از خاک خلق کرده است.» در اینجا می‌فرماید «آدم را از خاک خلق کرد» و نفرمود «هیئت آدم را از خاک آفرید»؛ یعنی نشئت، ریشه، هستی و اصل و اساس خلقتِ نفسِ ناطقۀ انسان از همین خاک است؛ همین خاکی که می‌بینید! ﴿ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾؛ آن‌گاه به‌واسطۀ حرکت جوهریه و تغییر و تبدلاتی که باید در این خاک انجام گیرد، این خاک تبدیل به آدم و آن نفس ناطقه شد.

  • پس گرچه خطاب ﴿كُن﴾ به نفس ناطقه است، اما آن ریشه و اساس خلقت ما از خاک است. خدا خاک را آفرید و آن خاک را تبدیل به آدم کرد. اینکه می‌گوید: ﴿ثُمَّ قَالَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾ یک کلمه است؛ بین خاک و آن نفس آدمی، این لفظ ﴿كُن﴾ فاصله است؛ اما هرچه هست در همین یک ﴿كُن﴾ نهفته است! ریشه و اساس از خاک است و بعد وقتی ﴿كُن﴾ به او تعلق می‌گیرد، این خاک را به یک انسان ملکوتی تبدیل می‌کند. همان خاک در سلسلۀ کمالیّۀ خود به انسان تبدیل می‌شود.

/ 260