
حقیقت تشریع
نقش ادراک و شعور موجودات در تشریع احکام و هدایت
تبيين حقيقت اوامر تکوینی و تشریعی و تناسب هدایت و تشریع احکام با خصوصیات و شاکلۀ خاص هر موجودی و محدودیت علم انسان در این زمینه موضوعي است كه حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند و در ادامه جلسه قبلی به آن میپردازند. ایشان با اشاره به وجود سه صفت علم و حیات و قدرت در همۀ موجودات و عدم ادراک ما از حیات و شعور موجودات، به ذکر شواهدی مبنی بر وجود شعور در موجودات میپردازند؛ از جمله شهادت سنگریزه به رسالت پیامبر و شهادت حجرالاسود به امامت. ایشان حقیقت معجزۀ انبیا را بهکار انداختن قوای درونی افراد برای ادراک شعور موجودات دانسته و با ذکر شواهدی، نظام عالم وجود و تمام اثراتی که موجودات دارند را بر اساس شعور و ادراک آنها میدانند. در انتها به تبیین حقیقت تشریع میپردازند که عبارت است از توقع خداوند از هر موجودی بر اساس دادههای او.
حقیقت تشریع
4اختصاص خصوصیّات هر موجودی به خود آن
بنابراین آنچه پروردگار متعال در هر شیئی قرار میدهد، اختصاص به آن دارد. خیلی خوب به این مطلب توجه کنید که انشاءالله وقتی بحث تشریع را بیان میکنیم، دچار اشکال نشوید. هر خصوصیتی که پروردگار متعال به شخص یا موجودی داده است مختصّ خود اوست و این امر قابل گسترش و سرایت و انتشار نخواهد بود؛ این قضیه هم در حیوانات اینطور است و هم در افراد انسان.
خصوصیّاتی که من دارم، صفات و غرائز و مقدار تحمل و طاقتی که من دارم با طاقت و تحمل و استعدادات و غرائز و بینش و بصیرتِ تکتکِ افراد شما تفاوت دارد. آن استعدادات و طاقت و تحمل و بینش که شما دارید و غرائزی که خداوند در شما قرار داده است، قطعاً با من تفاوت دارد. این مطلب در اینجا محفوظ بماند؛ اگر رسیدیم در امروز والا اگر خدا توفیق داد در جلسات بعد، در بحث تشریع با این مسئله کار داریم.
روی این حساب، خداوند تمام موجودات را براساس خصوصیتی خلق فرموده است که مختص به خود آنهاست و براساس آن داده و آن شاکله، به تمام آنها فهم و بینش داده است. این عجیب است!
وجود علم، حیات و قدرت در تمام ذرات هستی
تمام ذرات و آنچه اسم وجود بر آن تعلق میگیرد و در خارج تحقق پیدا میکند دارای سه صفت هستند: علم و حیات و قدرت. حیات عبارت است از بقاء؛ [یعنی] اینها باقی هستند و فنا پیدا نمیکنند و از بین نمیروند. قدرت [یعنی] اینها قادر هستند؛ در امور خود، در حفظ و بقای خود و در آنچه مربوط به خودشان است دارای قدرتاند؛ منتها ما احساس نمیکنیم. الان این آهنی که در مقابل من است دارای علم و حیات و قدرت است؛ اگر حیات نداشت که معدوم بود؛ اگر قدرت نداشت که به این کیفیت باقی نمیماند؛ صورتش تغییر پیدا میکرد و ماهیتش عوض میشد. و سوم که از همۀ اینها مهمتر است دارای علم هستند؛ علم یعنی شعور، علم یعنی فهم، علم یعنی ادراک.
