
حقیقت تشریع
نقش ادراک و شعور موجودات در تشریع احکام و هدایت
تبيين حقيقت اوامر تکوینی و تشریعی و تناسب هدایت و تشریع احکام با خصوصیات و شاکلۀ خاص هر موجودی و محدودیت علم انسان در این زمینه موضوعي است كه حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند و در ادامه جلسه قبلی به آن میپردازند. ایشان با اشاره به وجود سه صفت علم و حیات و قدرت در همۀ موجودات و عدم ادراک ما از حیات و شعور موجودات، به ذکر شواهدی مبنی بر وجود شعور در موجودات میپردازند؛ از جمله شهادت سنگریزه به رسالت پیامبر و شهادت حجرالاسود به امامت. ایشان حقیقت معجزۀ انبیا را بهکار انداختن قوای درونی افراد برای ادراک شعور موجودات دانسته و با ذکر شواهدی، نظام عالم وجود و تمام اثراتی که موجودات دارند را بر اساس شعور و ادراک آنها میدانند. در انتها به تبیین حقیقت تشریع میپردازند که عبارت است از توقع خداوند از هر موجودی بر اساس دادههای او.
حقیقت تشریع
6تا وقتی ما در این محدوده هستیم، از آلات و ادواتی که خداوند برای ما قرار داده است بیش از این کار برنمیآید؛ آنچه در حیطۀ ادراک و قابل جذب و هضم نیست، نمیتوانند احساس کنند. برای شنیدن آن صدا، آلت و دستگاه دیگری لازم است. لذا میفرماید: ﴿وَلٰكِن لَّا تَفۡقَهُونَ تَسۡبِيحَهُمۡ﴾؛ «شما [تسبیح موجودات را] احساس نمیکنید.
اولین شاهد شعور موجودات: شهادت سنگریزه به نبوت
بنابراین [طبق] آنچه از آیات قرآن و روایات ائمه علیهم السّلام و اخبار و مشاهدات اولیاء بهدست ما رسیده است، مسلّم است و قابل شک و شبهه نیست که تمام موجودات، دارای حسِ شعور هستند و ادراک میکنند؛1 سنگریزهای که در دست پیغمبر به رسالت پیغمبر شهادت میدهد،2 رسالت پیغمبر را احساس میکند.
دومین شاهد شعور موجودات: شهادت سوسمار به رسالت پیامبر
آن مردِ عرب حیوانی از جیب خود بیرون میآورد و در قبال پیغمبر اکرم قرار میدهد که: «یا محمد، اگر تو رسول هستی [باید] این حیوان شهادت بدهد!» آن حیوان شهادت میدهد و رسالت پیغمبر را احساس میکند.3
سومین شاهد شعور موجودات: شهادت حجرالاسود به امامت زینالعابدین
وقتی محمد بن حنفیه که عموی حضرت سجاد علیه السّلام است، داعیّۀ امامت و خلافت بعد از سیدالشهداء علیهالسلام داشت و احساس میکرد که بعد از آن حضرت باید او خلیفه باشد و مقام امامت را ادراک نکرده بود و به آن مقام نرسیده بود و خیال میکرد که امامت [فقط] تا حدودی دارای شأن غیرعادی و دارای شئونات علمی است و امامت یکی از صفاتی است که ممکن است هر شخصی به آن دسترسی پیدا کند. وقتی بعد از سیدالشهدا خودش را اَسَنّ و بزرگتر از همۀ افراد دید، ادعای امامت و خلافت کرد و بعضی را به دور خودش جمع کرد. پیش حضرت سجاد میآید و میگوید: «یا بنَ أخی، شما ادعای امامت میکنید درحالتیکه من از میان افراد فامیل و اهلبیت پدرم از همه بزرگتر هستم؛ سوابق من در جهاد و اسلام برای همه روشن است.» حضرت میفرمایند: «مقامی را که شایستۀ آن نیستی ادعا نکن!» خلاصه مسئله به شهادت حجرالاسود میرسد و حضرت در آنجا دعا میکنند و حجرالاسود به امامت حضرت سجاد علیه السّلام شهادت میدهد.4
- رجوع شود به تفسیر العیّاشی، ج 2، ص 293 و 294؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 536 ـ 538.
- الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 47؛ الأمالی، شیخ طوسی، ص 283.
- الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 38.
- الکافی، ج 1، ص 348.
