اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معنای شریعت و تفاوت آن در هر امّتی

انطباق احکام شریعت با شاکلۀ افراد

15٬879

ارتباط موجودات با یکدیگر در عین داشتن وجود مستقل، بررسی معنای شریعت و تفاوت آن در هر امت براساس شاکله و بینش و سعۀ وجودی افراد، موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این جلسه به تبیین آن می‌پردازند. حضرت استاد می‌فرمایند آنچه خداوند برای هر فردی تکلیف کرده است، شریعه‌ای است که او را به واقع برساند. بر این اساس مسئلۀ شرع فقط آنچه در رساله‌های عملیه نوشته‌اند، نیست؛ اینها حکم داروخانه‌ای را دارد که در آن، داروهای متعددی برای بیماری‌های متعدد قرار داده شده است و انسان از پیش خود نمی‌تواند برای خود دارو تجویز کند. شرع یعنی راهی که ما را از این عالم و این نفْس و این هوا جدا کند و به واقع و حقیقت برساند؛ لذا بین سلوک و دستورهای عمومی مانند نماز و روزه و حج دیگر فرقی وجود ندارد. ما دو مطلب به نام طریقت و شریعت نداریم؛ یک راه بیشتر نیست و آن شریعت است. عمل به دستورات شرعی باید براساس امر و نظر ولیّ ‌خدا باشد و الاّ فایده‌ای ندارد. ایشان در ادامه می‌فرمایند هر‌کسی باید براساس بینش و ارتباطی که خداوند در آن ولیّ‌اش قرار داده حرکت کند. آنچه در رساله‌های عملیه می‌نویسند، باید به‌انضمامِ دستورات سلوکی در یک کتاب جمع‌آوری شود.

معنای شریعت و تفاوت آن در هر امّتی

توضیحات:

ارتباط موجودات با یکدیگر در عین داشتن وجود مستقل، بررسی معنای شریعت و تفاوت آن در هر امت براساس شاکله و بینش و سعۀ وجودی افراد، موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این جلسه به تبیین آن می‌پردازند. حضرت استاد می‌فرمایند آنچه خداوند برای هر فردی تکلیف کرده است، شریعه‌ای است که او را به واقع برساند. بر این اساس مسئلۀ شرع فقط آنچه در رساله‌های عملیه نوشته‌اند، نیست؛ اینها حکم داروخانه‌ای را دارد که در آن، داروهای متعددی برای بیماری‌های متعدد قرار داده شده است و انسان از پیش خود نمی‌تواند برای خود دارو تجویز کند. شرع یعنی راهی که ما را از این عالم و این نفْس و این هوا جدا کند و به واقع و حقیقت برساند؛ لذا بین سلوک و دستورهای عمومی مانند نماز و روزه و حج دیگر فرقی وجود ندارد. ما دو مطلب به نام طریقت و شریعت نداریم؛ یک راه بیشتر نیست و آن شریعت است. عمل به دستورات شرعی باید براساس امر و نظر ولیّ ‌خدا باشد و الاّ فایده‌ای ندارد. ایشان در ادامه می‌فرمایند هر‌کسی باید براساس بینش و ارتباطی که خداوند در آن ولیّ‌اش قرار داده حرکت کند. آنچه در رساله‌های عملیه می‌نویسند، باید به‌انضمامِ دستورات سلوکی در یک کتاب جمع‌آوری شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

معنای شریعت و تفاوت آن در هر امّتی

10
  • عاشقم بر لطف و بر قهرش به‌جِد***بوالعجب من عاشق این هر دو ضد1
  • همۀ حرف روی این «به‌جِد» است؛ یعنی «به‌واقع»! می‌گوید: «عاشقم!» نمی‌گوید که درست است و من هر دو را به مصلحت می‌بینم و هر دو را دوست دارم؛ [بلکه] می‌گوید: «من عاشقم به هر دو!» یعنی لطف و هم قهر تو، از یک مشیّت نشئت گرفته است. از یک مشیّت ناشی شده هم لطف تو عینِ مصلحت است و هم قهر تو عینِ مصلحت است؛ وقتی هر دو عینِ مصلحت باشد، چه عیبی دارد که صورتش تفاوت کند؟! چه فرقی می‌کند؟!

  • [مثلاً] شما یک مرض پیدا می‌کنید و برای این کسالتتان می‌گویند: «باید فلان قرص را بخوری!» یک‌وقت آن قرصی که به شما می‌دهند، تلخ است؛ یک‌وقت شیرین است. چه فرقی می‌کند؟! هردوی اینها کسالت شما را رفع می‌کند. باید به این مثال‌ها خوب دقت کنید! اینها مثال است ولی در باطنش یک مسائلی هست. وقتی شخصی کسالت خیلی خطرناکی دارد و دارای یک مسئلۀ حیاتی است و بین موت و حیات گیر کرده است و می‌بیند که دارد از بین می‌رود، و چارۀ خود را در این دوا می‌بیند، آیا به مزۀ دوا (تلخی و شیرینی) فکر می‌کند؟! یا فقط به دکتر می‌گوید: «دوا را بده بخورم»؟ در مسائل روحی هم قضیّه همین است؛ کسی که یک درد باطن دارد، نباید به تلخی و شیرینی راه فکر کند؛ چون مسئلۀ مرگ و زندگی است؛ مسئلۀ حیات است!

  • خب، به ما چه مربوط است؟! این حرف‌ها را برای شما می‌گوییم! می‌گویند: «حالا این حرف‌هایی که می‌زنی خودت چه؟! [آیا عمل می‌کنی؟!]» می‌گویم: «من از اول حساب خودم را تسویه کرده‌ام!» [سعدی] می‌گوید:

  • مرد آن است که گیرد اندر گوش***ور نوشته است نقش بر دیوار2
  • حالا من را دیوار [فرض کنید یا] نواری فرض کنید که دارم می‌چرخم! ولی مطلب همین است و درست است.

  • انسان به تلخی و شیرینی دارو فکر نمی‌کند، انسان به مزۀ دارو نگاه نمی‌کند،چرا؟ چون مسئلۀ مهمی است. مسئله، مسئلۀ زندگی‌است؛ همین‌طور در مسائل روحی هم قضیه همین است!

    1. مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر اول، ص 72.
    2. گلستان سعدی (ایزدپرست)، ص 101.
/ 0