
معنای شریعت و تفاوت آن در هر امّتی
انطباق احکام شریعت با شاکلۀ افراد
ارتباط موجودات با یکدیگر در عین داشتن وجود مستقل، بررسی معنای شریعت و تفاوت آن در هر امت براساس شاکله و بینش و سعۀ وجودی افراد، موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این جلسه به تبیین آن میپردازند. حضرت استاد میفرمایند آنچه خداوند برای هر فردی تکلیف کرده است، شریعهای است که او را به واقع برساند. بر این اساس مسئلۀ شرع فقط آنچه در رسالههای عملیه نوشتهاند، نیست؛ اینها حکم داروخانهای را دارد که در آن، داروهای متعددی برای بیماریهای متعدد قرار داده شده است و انسان از پیش خود نمیتواند برای خود دارو تجویز کند. شرع یعنی راهی که ما را از این عالم و این نفْس و این هوا جدا کند و به واقع و حقیقت برساند؛ لذا بین سلوک و دستورهای عمومی مانند نماز و روزه و حج دیگر فرقی وجود ندارد. ما دو مطلب به نام طریقت و شریعت نداریم؛ یک راه بیشتر نیست و آن شریعت است. عمل به دستورات شرعی باید براساس امر و نظر ولیّ خدا باشد و الاّ فایدهای ندارد. ایشان در ادامه میفرمایند هرکسی باید براساس بینش و ارتباطی که خداوند در آن ولیّاش قرار داده حرکت کند. آنچه در رسالههای عملیه مینویسند، باید بهانضمامِ دستورات سلوکی در یک کتاب جمعآوری شود.
معنای شریعت و تفاوت آن در هر امّتی
توضیحات:
ارتباط موجودات با یکدیگر در عین داشتن وجود مستقل، بررسی معنای شریعت و تفاوت آن در هر امت براساس شاکله و بینش و سعۀ وجودی افراد، موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این جلسه به تبیین آن میپردازند. حضرت استاد میفرمایند آنچه خداوند برای هر فردی تکلیف کرده است، شریعهای است که او را به واقع برساند. بر این اساس مسئلۀ شرع فقط آنچه در رسالههای عملیه نوشتهاند، نیست؛ اینها حکم داروخانهای را دارد که در آن، داروهای متعددی برای بیماریهای متعدد قرار داده شده است و انسان از پیش خود نمیتواند برای خود دارو تجویز کند. شرع یعنی راهی که ما را از این عالم و این نفْس و این هوا جدا کند و به واقع و حقیقت برساند؛ لذا بین سلوک و دستورهای عمومی مانند نماز و روزه و حج دیگر فرقی وجود ندارد. ما دو مطلب به نام طریقت و شریعت نداریم؛ یک راه بیشتر نیست و آن شریعت است. عمل به دستورات شرعی باید براساس امر و نظر ولیّ خدا باشد و الاّ فایدهای ندارد. ایشان در ادامه میفرمایند هرکسی باید براساس بینش و ارتباطی که خداوند در آن ولیّاش قرار داده حرکت کند. آنچه در رسالههای عملیه مینویسند، باید بهانضمامِ دستورات سلوکی در یک کتاب جمعآوری شود.
معنای شریعت و تفاوت آن در هر امّتی
16ما در روایات ائمه علیهم السّلام [از این موارد] بسیار داریم. [مثلاً] افرادی خدمت امام صادق علیه السّلام میآیند و حضرت به آنها مطلبی میفرماید، دیگری که میآید مطلب را به او کمرنگتر میگوید؛1 امام صادق میداند که وظیفۀ این افراد است که این کارها را انجام بدهند، ولی اگر همین حکم را بخواهد برای راوی دیگر بیان کند، از عهدهاش برنمیآید و ممکن است زیرِ بارِ دین هم [نرود].
از اینجاست که بین فقها، اشتباه و اشکال پیش آمده و تعارض و تناقض در احکام به وجود آمده و نتوانستهاند این مسائل را حل کنند؛ چون اطلاع ندارند و نمیدانند. فنّشان نیست؛ باید هم [در تحیّر] بمانند!
یک دفعه من از جایی به جای دیگر مسافرت میکردم. راننده ما را کنار خودش نشاند؛ سوار اتوبوس بودیم. وقتی که مقداری با ما صحبت کرد، دید ما از آن لولوخُرخُرههایی که پیش خودش حساب میکرد نیستیم! با او میگفتیم، میخندیدیم و گرم میگرفتیم. از ما خوشش آمد و شروع کرد به دردِدل کردن! افرادی که در این موقعیت هستند، دیگر معلوم است چه وضع و چه اقتضایی دارند. گفت: «حاج آقا، ما خیلی گناه کردیم!» گفتم: «نوش جانت!» گفت: «حاج آقا، ما سی سال است نماز نخواندهایم!» گفتم: «ولِلِش!» همینجوری گفتم! نهاینکه الآن به شما [اینگونه] بگویم! شما از اینجا ببینید که بقیّۀ مطلب چه بوده! گفت: «حاج آقا، ما یک کارهایی کردهایم، خلاصه حتی پیش زن شوهردار هم رفتیم!» [حرفش را قطع کردم و] گفتم: «رها کن این حرفها را! [اینها] چیست که میگویی؟! تو اصلاً کاری نکردهای! چهکار کردهای؟!» گفت: «من کاری نکردهام؟!» گفتم: «نه، چهکار کردی؟! کاری نکردهای!» گفت: «آخر من سی سال نماز نخواندهام!» گفتم: «خب نخوان! چیزی نیست؛ نخواندهای که نخواندهای؛ مسئلهای نیست! حالا میخواهی چهکار کنی؟!» گفت: «آخر این آخوندها میگویند: ”باید سی سال نماز قضا کنی!“ من هم به آن آخوند گفتم: ”برو دنبال کارت! من سی سال نماز قضا کنم؟! [اصلاً] نخواستم!“»
- رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج 11، ص 61 و 62.
