اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اوامر تشریعی و تکوینی الهی

بررسی تشریعی یا تکوینی بودن امر خدا به سجده ملائکه بر آدم

0

«وجوب امر به معروف و نهی از منکر» و «اوامر تکوینی و تشریعی الهی» دو موضوع مهمی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند در جمع مشتاقان و علاقه‌مندان به بیان آن‌ها پرداخته اند. حضرت استاد در محور اول سخنرانی بعد از تبیین وجوب امر به معروف و نهی از منکر با استناد به آیات و روایات، به بررسی شبهۀ منافات وجوب این دو مسئله با آزادی انسان در امور فردی می‌پردازند. ایشان در ادامه با بیان اینکه انسان نسبت به جهات مختلف فعل افراد آگاهی ندارد و باید فعل برادر مؤمن را حمل به صحت کرد، بر لزوم امر به معروف و نهی از منکر تأکید نموده وتبیین می‌کنند که این وجوب با حمل به صحت منافاتی نداشته و هر کدام جایگاه خود را دارا است. در بخش دوم نیز حضرت استاد در ادامۀ سلسله‌مباحث ولایت تکوینی به تبیین اوامر تشریعی و تکوینی الهی و فرق این دو پرداخته و در مورد اینکه امر خدا به ملائکه برای سجده بر آدم تکوینی یا تشریعی است مطالب ارزشمندی را مطرح می‌نمایند.

اوامر تشریعی و تکوینی الهی

9
  • مسئلۀ دیگر اینکه اگر شخص این عمل خلاف را انجام داد، راه او به‌سوی خدا چگونه است؟ خدا با او چه معامله‌ای انجام می‌دهد و او چگونه شخصی خواهد بود؟ و خصوصیات راه او چگونه است؟ [در این موارد ما نمی‌توانیم حکمی بکنیم] چون انسان بر این قضیه اطلاع ندارد و ما هیچ‌گاه بر زوایای دل شخص اطلاع پیدا نخواهیم کرد، این مسئله جداست.

  • تفاوت وظیفۀ حضرت موسی و حضرت خضر و عمل هریک به وظیفۀ خود

  • لذا انبیا و رسل مکلف‌اند که احکام الهی را به‌نحو عموم برای مردم بازگو کنند. درعین‌حال که خود آنها می‌دانند و مطلع هستند که در اجرای احکام الهی و تکالیف، هرکدام از بندگان راهی به‌سوی خدا دارد.

  • حضرت موسی می‌بیند که خضر اعمالی انجام می‌دهد که به‌حسبِ ظاهرِ تکلیف و اشتراک در تکلیفی که برای همۀ امت است، حرام است؛ از بین بردن کشتی و کشتن آن طفل حرام است؛ ساختن آن بِنا در میان مردم مکروه و ناپسند است. وقتی حضرت موسی می‌بیند حضرت خضر این قضیه را انجام می‌دهد، بر حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام واجب است که امر به معروف و نهی از منکر کند [و] خضر را از این عمل باز دارد [و بگوید]: «این عمل را انجام نده!» وظیفۀ خضر [هم] این است که بگوید: «من راهی دارم [که] به تو مربوط نیست؛ تو کار خودت را انجام بده [و] من کار خودم را انجام می‌دهم.»

  • وقتی به نقطه‌ای می‌رسد که حضرت خضر می‌بیند دیگر حضرت موسی نمی‌تواند مطلب او را بپذیرد، از آن‌طرف خود موسی هم نمی‌تواند این اعمال خضر را تصحیح و تأیید کند، راهش را جدا می‌کند [و می‌گوید:] ﴿هَٰذَا فِرَاقُ بَيۡنِي وَبَيۡنِكَ﴾؛1 تو به‌ رسالت خودت برو و تکالیفی که خدا برعهدۀ تو گذاشته است عمل کن! وظیفۀ من هم این است که همین کارهایی که تابه‌حال دیدی، ادامه دهم. ﴿هَٰذَا فِرَاقُ بَيۡنِي وَبَيۡنِكَ﴾؛ من از این به بعد همین کارهایی که تابه‌حال [و در] این دوسه روز [که] با من بودی و دیدی، [انجام می‌دهم]. دیدی من آن بچۀ بی‌گناه را کشتم؛ دیدی من آن کشتی را از بین بردم و در آن منقصت ایجاد کردم؛ دیدی من آن کاری را کردم که در ذهن تو ناپسند افتاد؛ اعمال من از این به بعد هم همین است؛ خاطرت جمع! نه تو توانستی من را عوض کنی، نه من توانستم تو را عوض کنم! تو به راه خودت برو، من به راه خودم.

    1. سورۀ کهف (18) آیۀ 78. اسرار ملكوت، ج ‌2، ص 325:
      «زمان آن فرا رسيده است كه بين من و تو جدايى افتد.»