
سر وجودی انسان
اطاعت ملائکه از خداوند در امر سجده بر انسان و امتناع کردن ابلیس
خلقت عالم براساس نظم و قاعدۀ علیت و لزوم سنخیّت بین علت و معلول، سرّوجودی انسان و فلسفه اطاعت ملائکه از خداوند در امر سجده بر انسان، برخی از موضوعات و مطالبی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به بیان آنها میپردازد. ایشان در ابتدا به این نکته اشاره میکند که طبع مادی بودنِ این عالم, اقتضای این را دارد که از نقطهنظر اشتدادِ نورِ وجودی و افاضۀ پروردگار، در پستترین مراحل وجود قرار بگیرد؛ بنابراین لازمۀ اینکه پروردگار متعال از آن عالم عنایتی به این عالم داشته باشد, این است که عنایت او سلسلهمراتبی را طی کند؛ بدینجهت ملائکهای در این واسطه در حرکت هستند که در نزول رحمت و عذاب الهی و نیز در خلقت موجودات نقش دارند. حضرت استاد در ادامۀ مباحث به سجدۀ ملائکه بر آدم و امتناع کردن ابلیس از آن و اشتراک آن دو در عدم علم نسبت به سرّ خلقت انسان, پرداخته و این مطلب را روشن ميكند که اگر ما با علم، اطاعت امر پروردگار کنیم که هنر نکردهایم؛ اطاعت و انقیاد در مقام عدم علم است و اطاعتِ انسان در موارد عدم علم, شباهت به انقیاد ملائکه دارد. در انتها به این نکته اشاره میکند که ملائکه هرچند در خلقت مخلوقات و انسان نقش داشتهاند اما به سرّ وجودی انسان که خداوند بهخاطر آن خود را ﴿أحسَنُ ٱلخالِقین﴾ نامید, پی نبرده بودند.
سر وجودی انسان
توضیحات:
خلقت عالم براساس نظم و قاعدۀ علیت و لزوم سنخیّت بین علت و معلول، سرّوجودی انسان و فلسفه اطاعت ملائکه از خداوند در امر سجده بر انسان، برخی از موضوعات و مطالبی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به بیان آنها میپردازد. ایشان در ابتدا به این نکته اشاره میکند که طبع مادی بودنِ این عالم, اقتضای این را دارد که از نقطهنظر اشتدادِ نورِ وجودی و افاضۀ پروردگار، در پستترین مراحل وجود قرار بگیرد؛ بنابراین لازمۀ اینکه پروردگار متعال از آن عالم عنایتی به این عالم داشته باشد, این است که عنایت او سلسلهمراتبی را طی کند؛ بدینجهت ملائکهای در این واسطه در حرکت هستند که در نزول رحمت و عذاب الهی و نیز در خلقت موجودات نقش دارند. حضرت استاد در ادامۀ مباحث به سجدۀ ملائکه بر آدم و امتناع کردن ابلیس از آن و اشتراک آن دو در عدم علم نسبت به سرّ خلقت انسان, پرداخته و این مطلب را روشن ميكند که اگر ما با علم، اطاعت امر پروردگار کنیم که هنر نکردهایم؛ اطاعت و انقیاد در مقام عدم علم است و اطاعتِ انسان در موارد عدم علم, شباهت به انقیاد ملائکه دارد. در انتها به این نکته اشاره میکند که ملائکه هرچند در خلقت مخلوقات و انسان نقش داشتهاند اما به سرّ وجودی انسان که خداوند بهخاطر آن خود را ﴿أحسَنُ ٱلخالِقین﴾ نامید, پی نبرده بودند.
سر وجودی انسان
14آتش است این بانگ نای و نیست باد *** هرکه این آتش ندارد نیست باد دو دهان داریم گویا همچو نی *** یک دهان پنهانْست در لبهای وی یک دهان نالان شده سوی شما *** های و هویی درفکنده در سما لیک داند هرکه او را منظر است *** کاین دهان این سری هم زان سر است1 معنای مصرع «دو دهان داریم گویا همچو نی»
خیلی قشنگ میگوید: «دو دهان داریم گویا همچو نی»؛ نی را که نگاه میکنی، میبینی دو طرف دارد: اگر بلد باشید یک طرفش را روی لبتان میگذارید، از یک طرفش هم صدا درمیآید. وقتی نینواز نی مینوازد، صدا از آن طرفِ دیگر درمیآید. میگوید: «ما یک سرمان اینجا و یک سرمان آنجاست. ما فقط این طرف را میبینیم و از آن طرف خبر نداریم.»
لیک داند هرکه او را منظر است *** کاین دهانِ این سری هم زان سر است هرچه در اینجاست، اصل و مبدأش در آنجاست.
اینها مطالبی است که ما اینطرف و آنطرف، در کتابی میبینیم و میآییم بیان میکنیم و الاّ واقعیت این است که خبری [از این معانی در ما] نیست. خدا توفیق دهد و قسمت کند انسان به رأیالعین و وجدان اینها را ادراک کند.
کار پیغمبر این است که این دو سر را یک سر میکند. این کار پیغمبر است. این دو دهان را یک دهان میکند! اینطرف را آنطرف میبَرد؛ میگوید: «از آن بالا آمدهای پایین؛ چرا خودت را اینجا معطّل کردهای؟! دوباره برگرد سر جای اول خودت!» اما اینکه وقتی برمیگردی آنجا جریان چه میشود، دیگر بماند! این کار پیغمبر است.
واقعاً این پیغمبر چه کرد و بهراستی این مردم چگونه اجر زحماتش را دادند! ﴿وَمَآ أَرۡسَلۡنَٰكَ إِلَّا رَحۡمَةٗ لِّلۡعَٰلَمِينَ﴾!2 این تاریخ پیغمبر عجیب است! 23 سال این اوضاع [ایشان بود.] آنوقت این مردم باید اینطور اجر زحمات او را بدهند!
روضه
قضیۀ اسارت اهلبیت یک مسئلۀ واقعی و خیلی عجیبی بود؛ شوخی نبود! در جایی دیدهام؛ [اما] مدتی میگذرد الآن درست به خاطر ندارم ولی مجملاً اینکه راوی نقل میکند:
- گزیدۀ ابیاتی از مثنوی معنوی (میرخانی) دفتر اول، ص 1.
- سورۀ انبیاء (21) آیۀ 107. معادشناسی، ج 9، ص 143:
«و ای پیغمبر! ما نفرستادیم تو را مگر رحمت برای تمام عالمیان.»
