اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سر وجودی انسان

اطاعت ملائکه از خداوند در امر سجده بر انسان و امتناع کردن ابلیس

0

خلقت عالم بر‌اساس نظم و قاعدۀ علیت و لزوم سنخیّت بین علت و معلول، سرّوجودی انسان و فلسفه اطاعت ملائکه از خداوند در امر سجده بر انسان، برخی از موضوعات و مطالبی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی ارزشمند به بیان آن‌ها می‌پردازد. ایشان در ابتدا به این نکته اشاره می‌کند که طبع مادی بودنِ این عالم, اقتضای این را دارد که از نقطه‌نظر اشتدادِ نورِ وجودی و افاضۀ پروردگار، در پست‌ترین مراحل وجود قرار بگیرد؛ بنابراین لازمۀ اینکه پروردگار متعال از آن عالم عنایتی به این عالم داشته باشد, این است که عنایت او سلسله‌مراتبی را طی کند؛ بدین‌جهت ملائکه‌ای در این واسطه در حرکت هستند‌ که در نزول رحمت و عذاب الهی و نیز در خلقت موجودات نقش دارند. حضرت استاد در ادامۀ مباحث به سجدۀ ملائکه بر آدم و امتناع کردن ابلیس از آن و اشتراک آن دو در عدم علم نسبت به سرّ خلقت انسان, پرداخته و این مطلب را روشن مي‌كند که اگر ما با علم، اطاعت امر پروردگار کنیم که هنر نکرده‌ایم؛ اطاعت و انقیاد در مقام عدم ‌علم است و اطاعتِ انسان در موارد عدم علم, شباهت به انقیاد ملائکه دارد. در انتها به این نکته اشاره می‌کند که ملائکه هرچند در خلقت مخلوقات و انسان نقش داشته‌اند اما به سرّ وجودی انسان که خداوند به‌خاطر آن خود را ﴿أحسَنُ ٱلخالِقین﴾ نامید, پی نبرده بودند.

سر وجودی انسان

10
  • من در خدمت بزرگی از بزرگان بودم. بین مکانی که آن شخص بزرگ جای داشت تا مکان من، فرسنگ‌ها (من‌باب‌مثال بیست‌سی فرسخ) فاصله بود. و من هر دو هفته یک بار می‌آمدم و ایشان را زیارت می‌کردم و به منزل خودمان برمی‌گشتم. روزی به آنجا آمدم و دیدم یکی از افرادی که معاند با این شخص بزرگ است و از دشمنان اوست و افراد را از دور او پراکنده می‌کند و با بیان خود، وابستگان و متعلقین به ایشان را از دور ایشان دور می‌کند، در آنجا نشسته است. خیلی ناراحت شدم که بعد از دو هفته که ما با [وجود] مشکلات و ترتیب مسائل و امثال‌ذلک آمده‌ایم که خدمت این بزرگ برسیم، این آدمِ معاندِ بی‌دین ِلا مذهبِ کذا و کذا هم در اینجا نشسته است. خلاصه این حال را از ما گرفت؛ دیگر ما نمی‌توانیم با آن بزرگ صحبت و رفتار و برخورد و اختلاط کنیم.

  • موقع نماز که شد، چون آن شخص اهل علم بود، ایشان به او تعارف کردند؛ [آن شخص] برای نماز [جلو] ایستاد و خودشان پشت سر او قرار گرفتند، به من هم گفتند: «بیا نماز بخوان!» من شروع به استنکاف کردم: «آقا من بعد از یکی‌دو هفته، بیست فرسخ راه آمده‌ام که به یک نماز شما برسم، حالا شما می‌گویید: ”[پشت سر او] بایست!“» ([وقتی به تو می‌گویند:] «بخوان»، بخوان دیگر! این حرف‌ها را ندارد.) پایم را در یک کفش کردم که من اِلاوبلاّ نماز او را باطل می‌کنم یا اینکه شما باید بلند شوید نماز بخوانید!

  • خلاصه و بالأخره قضیه به ناراحتی انجامید و آن بزرگ را از خودش خیلی ناراحت کرد که آخر این چه وضعی است؟! این چه حسابی است؟! اگر تو شاگرد منی، این کارها چیست که می‌کنی؟! و از این کارها می‌کرد که بالأخره مرخص شد.

  • شباهت اطاعتِ انسان در موارد عدم علم، به انقیاد ملائکه

  • روی‌هم‌رفته مسئلۀ انقیاد و اطاعت، اختصاص به مواردی دارد که انسان علم نداشته باشد. پس اگر [در اطاعت از ولی] مسئله‌ای پیش آمد و شما در آن قضیه تردید داشتید، بدانید امر پروردگار به سجدۀ ملائکه و ابلیس، در همان مورد برای شما آمده است، اگر شما با عدم علم اطاعت کردید، سجده کرده‌اید، و اگر اطاعت نکردید، بدانید که در جنود ابلیس رفته‌اید! بحث بر سر این است که اگر ما اطلاع داشته باشیم، قضیه روشن است و مسئله‌ای ندارد! انقیاد و سلوک در این موارد است، نه در موارد دیگر! در موارد دیگر خود انسان حرکت می‌کند و این کاری ندارد.