اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت خیر و شر و نسبیت آن

17٬817
جلسات

‏نظراتی در باب وجود خیر و شرّ در عالم. مثالی برای تحقیق و اثبات نظریۀ مورد قبول. منشأ پیدایش عنوان «بدی» و «شر». عنوان «بد»، مفهومی برای ارائۀ حدودِ وجودات خارجیّه. منظور از اتّحاد و اختلاف ائمّه با همدیگر. اختلاف تمام موجودات با همدیگر، از عجائب خلقت. وحدت تجلّی و ظهور پروردگار. کمال تامّ همۀ موجودات در ماهیّت و هویّت خود. عدم برتری مخلوقات خدا بر دیگری، از نظر مخلوقیّت. زهر برای مار داروست و برای ما نیش و زهر!. تصحیح دید انسان، باعث خیر محض دیدن همه چیز. پیدایش عنوان «بدی» در مقام مقایسه، نه مطلق‌نگری. اختصاص سرای آخرت به متواضعان نه سرکشان. استعداد رسیدن به بالاترین کمالات در هر انسان. وحدت هر موجود لازمۀ وحدت عالم وجود. معنی: «لا تکرارَ فِی التَّجَلِّی». حضرت مولانا: پس بد مطلق نباشد در جهان. علّت اعتراف به پایین‌ترین درجات توسّط انبیا و اولیا. در عالم حقیقت همۀ موجودات در صف واحدی هستند. حکومت بندگی، عبودیّت و فقر مطلق در حریم قدس ربوبی. تنزّل به عالم کثرات، منشأ اختلاف‌ها و تفاوت‎ها. اختلافات، مانع اصلّی وصول به حقیقت وحدت.

حقیقت خیر و شر و نسبیت آن

توضیحات:

‏نظراتی در باب وجود خیر و شرّ در عالم. مثالی برای تحقیق و اثبات نظریۀ مورد قبول. منشأ پیدایش عنوان «بدی» و «شر». عنوان «بد»، مفهومی برای ارائۀ حدودِ وجودات خارجیّه. منظور از اتّحاد و اختلاف ائمّه با همدیگر. اختلاف تمام موجودات با همدیگر، از عجائب خلقت. وحدت تجلّی و ظهور پروردگار. کمال تامّ همۀ موجودات در ماهیّت و هویّت خود. عدم برتری مخلوقات خدا بر دیگری، از نظر مخلوقیّت. زهر برای مار داروست و برای ما نیش و زهر!. تصحیح دید انسان، باعث خیر محض دیدن همه چیز. پیدایش عنوان «بدی» در مقام مقایسه، نه مطلق‌نگری. اختصاص سرای آخرت به متواضعان نه سرکشان. استعداد رسیدن به بالاترین کمالات در هر انسان. وحدت هر موجود لازمۀ وحدت عالم وجود. معنی: «لا تکرارَ فِی التَّجَلِّی». حضرت مولانا: پس بد مطلق نباشد در جهان. علّت اعتراف به پایین‌ترین درجات توسّط انبیا و اولیا. در عالم حقیقت همۀ موجودات در صف واحدی هستند. حکومت بندگی، عبودیّت و فقر مطلق در حریم قدس ربوبی. تنزّل به عالم کثرات، منشأ اختلاف‌ها و تفاوت‎ها. اختلافات، مانع اصلّی وصول به حقیقت وحدت.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت خیر و شر و نسبیت آن

10
  • پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت***
  • ***آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد1
  • یعنی با این کلام خودش، آن خطاهایی را که در ذهن می‌آید اصلاح می‌کند و می‌گوید: «خطا بر قلم صنع نرفت!»

  • معنی: «لا تکرارَ فِی التَّجَلِّی»

  • سؤال: آیا این اختلافِ بِالدِّقَةِ العَقلیّة در فلسفه آمده است؟

  • جواب: «لا تکرارَ فِی التَجَلّی!» این عبارت عرفاست2 نه فلاسفه. عرفاء می‌گویند: «لا تکرارَ فِی التَجَلّی»؛3 ولیکن در فلسفۀ ملاصدرا، برای تمام مطالب عرفانی اقامۀ دلیل شده است.

  • سؤال: اگر کسی بگوید: چیزی برای فردی خوب و برای دیگری بد است! یعنی خوبی، یک أمر نسبی است؛ یک چیز در نزد ما خوب است، در نزد دیگری بد است. پس همان خوب، بد است.

  • جواب: حالا این جنبه امر اعتباری است، از این بگذریم؛ در واقعیّات، همین زنبوری که بنده مثال زدم، خُب زنبور انسان را می‌زند و می‌کشد دیگر! این‌طور نیست؟! بنده می‌گویم: این من را می‌کشد، شما هم می‌گویید، همه همین حرف را می‌زنید؛ حالا ما می‌توانیم بگوییم: اصلاً زنبور بد است؟! او برای ما بد است نه برای خودش!

  • حضرت مولانا: پس بد مطلق نباشد در جهان

  • مولانا شعرهای خوبی دارد که همین نیش زنبور که برای انسان مَمات است، برای خود او حیات است:

  • پس بد مطلق نباشد در جهان***
  • ***بد به نسبت باشد، این را هم بدان‌4
  • یعنی آن زنبور که انسان را می‌زند، حیات انسان باید ادامه پیدا بکند امّا حیاتش نصف می‌شود، وجودِ ده درجه تبدیل به وجودِ پنج درجه می‌شود؛ ما از او به‌عنوان بدی تعبیرمی‌کنیم.

  • سؤال: پس نمی‌شود خوب را نسبی حساب کرد؟

  • جواب: در عالم اعتبار می‌شود خوب را نسبی حساب کرد، ولی در عالم واقع، نه؛ در عالم واقع یعنی در عالم تجلّی و خلقت و ظهور، تمام موجودات بدون اختلاف، همه وجود حضرت پروردگار هستند. در آنجا بین انسان و حیوان و سگ و روباه و جبرئیل و میکائیل هیچ این حرف‎ها نیست؛ در آن‌ عالم! در عالم ظهور، در عالم خلقت که پروردگار این موجود را خلق کرد؛ و این موجود با ذات پروردگارِ خودش معیّت دارد. و معلول، وجود نازلۀ علّت است؛ اگر علّت را بیاوریم پایین می‌شود معلول، اگر معلول را ببریم بالا می‌شود خود علّت. در آنجا یک نظر بر همۀ عالم افتاد و همۀ موجودات خلق شدند؛ یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد.5

    1. دیوان حافظ، غزل ١٦٧.
    2. شرح فصوص الحکم، القاسانی، ص ١٢٩ و ص ٣١١؛ الإسفار عن رسالة الأنوار، ص ١٤٤؛ شرح الأسماء الحسنیٰ، ص ٦٤٥.
    3. رجوع شود به توحید علمی و عینی، ص ١٤٥ و ١٥٣؛ امام شناسی، ج ١، ص ١٠٨؛ مهر تابان، ص ٢٣٢:
      «تلمیذ: مطلبی که در کتب عرفانیّه بسیار به چشم می‌خورد، و در کتب‌ فلاسفه نیز آمده است که: لا تَکرارَ فی التَّجَلّی؛ منظور از تجلّی در این کلام چیست؟
      علاّمه: منظور، تجلّی وجودی است. یعنی در تحقّق خارجی، وجود یک وجود است؛ دو مرتبه نمی‌شود یک موجود تحقّق پیدا کند. وجود زید یکی است، یک تحقّق دارد، نمی‌شود دوبار زید تحقّق داشته باشد؛ با اینکه زید یکی است ولی دوبار تحقّق داشته باشد، این معنی ندارد. زید یکی است، دوبار زید نداریم؛ دوتا أمیرالمؤمنین نداریم.
      معنی آن این نیست که وجود شخص، متعیّن به دو أین یا دو مَتیٰ (دو مکان یا دو زمان) نمی‌شود. آن دلیل دیگری دارد، ولی آن را تکرار در تجلّی نمی‌گویند.
      اگر یک جوهر دو عرض داشته باشد، این را تکرار در تجلّی نمی‌گویند؛ مثل اینکه زید در آنِ واحد در دو زمان یا در آن واحد در دو مکان بوده باشد.
      یعنی یک جوهر دو جوهر نمی‌شود؛ یک تحقّق وجودی، دو تحقّق وجودی نمی‌شود؛ تحقّق وجودی یکی بیش نیست، تکرار ندارد.
      عدد یک، عدد دو نمی‌شود؛ وجود و تحقّق، واحد است؛ تحقّق واحد دو تا نمی‌شود.
      پس تمام عالم کون، یک تجلّی است؛ از اوّل عالم خلقت تا انتهای آن، هر تحقّقی یک تحقّق است، تکرار ندارد؛ یک واحد است، یک هویّت واحده است. اگر تمام عالم را نظر کنیم یک هویّت است و یک تحقّق دارد؛ بعضش را نظر کنیم یک هویّت و یک تحقّق دارد.
      این همه عکس می و نقش مخالف که نمود ** 
      ** یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد»*
      *. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل ١١١.
    4. مثنوی معنوی، دفتر چهارم، ص ٥٥٨.
    5. دیوان حافظ (پژمان)، غزل ١٧٧: 
      عکس روی تو چو در آینۀ جام افتاد ** 
      ** صوفی از خندۀ می در طمع خام افتاد
      حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد ** 
      ** این همه نقش در آئینۀ اوهام افتاد
      این همه عکس می و نقش و نگاری که نمود ** 
      ** یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
/ 0