
جبر و اختیار و منطق عایشه در جنگ جمل
عایشه در جنگ جمل و منطق جبر. تحلیلی لطیف از مجبور یا مختار بودن انسان. جایگاه اختیار در اعمال انسان. عدم تنافی خواست خدا با اختیار و ارادۀ افراد. حکم شرع و وجدان و عقل به ضامن بودن انسان نسبت به خطای خویش. ارادۀ انسان، شرط آخر تحقّق عمل در خارج. عقاب تجرّی، عین عقاب عصیان. اختیار، سبب بهشتی و جهنّمی بودن انسان. نسبت عمل انسان و مکافات عمل در دیدگاه اهل توحید. نصیحت پیامبر اکرم صلّی اللَه علیه و آله به عایشه در هنگام ارتحال. گریۀ پیغمبر خدا بر امّت خویش هنگام رحلت. سیاست غلط عایشه در جریان جنگ جمل. منطق جبر، راهی برای فرار از پذیرش مسئولیّت اعمال خویش. عدم تنافی دیدگاه توحیدی، با ثبوت مسئولیّت اعمال افراد. معنای مغالطهکاری.
جبر و اختیار و منطق عایشه در جنگ جمل
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشّیطانِ الرَّجیم
بسم اللَه الرحمن الرحیم
و صَلَّی اللَه عَلی مُحَمَّدٍ و آلِهِ الطَّیِّبین
و لَعنَةُ اللَه عَلَی أعدائِهِم أجمَعین
عایشه در جنگ جمل و منطق جبر
[آن شخص به عایشه گفت: «محبوبترین افراد در نزد رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم چه کسی بود؟» گفت: «علیّ بن ابیطالب.»
گفت: «پس چه چیزی سبب خروج تو بر علی شد؟»]
عایشه به او گفت: «آیا پدرت با مادرت ازدواج کرد یا نه؟» گفت: «بله!»
گفت: «به چه علّت ازدواج کرد؟» گفت: «تقدیر خدا بود.»
گفت: «خُب این کار من هم تقدیر خدا بود.» و آن شخص هم هیچ نگفت.
این مطلب از کتاب کنزُ العُمّال است.1
حالا شاهد ما: این منطق عایشه به عنوان جواب، یک منطقی است که از قرون متمادی، بسیاری از خواصّ و عامّۀ مسلمانها را به خود مشغول کرده است؛ و از جهت اینکه: ”امری است واقعشده و از تقدیر خدا خارج نیست“، میخواهند خودشان را در آن اموری که اختیار و ارادۀ آنها دخالت داشته، رفع مسئولیّت کنند. ما این منطق را در کلام أبابکر و عمر و معاویه و تمام حکّام بنیامیّه و بنیمروان و بنیعبّاس در طول مدّت حکومتشان میبینیم که این اریکۀ سلطنت و این حکومت و به تبعِ آن، تمام اعمالی که انجام میدهند، براساس تقدیر خداست؛ و بنابراین، نهتنها رفع مسئولیّت نمیکنند بلکه عملشان را مُمضا و صحیح هم میدانند.
تحلیلی لطیف از مجبور یا مختار بودن انسان
حالا این منطق عایشه و به تبعِ آن، این منطق کلّی، درست است یا نه؟ اگر درست است، خُب جنگ عایشه با امیرالمؤمنین به تقدیر خدا بوده است دیگر و هر کاری هم که میشود در عالم، بدون اراده و تقدیر خدا که نمیشود باشد؛ و بنابراین این کار صحیح بوده، چون عین تقدیر خدا بوده است و کار صحیح هم که از آن مؤاخذه نمیشود.
حالا آن شخص میگوید: «پس بنابراین به گفتار خودت چون علیّ بن ابیطالب از همۀ مردم در نزد رسول خدا محبوبتر بود، چرا با او جنگ کردی؟!»
- کنز العمّال، ج ١١، ص ٣٣٤.
