اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء

17٬069

1 بزرگترین مصیبتی که بر سر اسلام و سایر ادیان الهی آمده است مسأله جعل و تحریف می باشد. 2 بیان اقسام و مراتب جعل. 3 حرمت کتمان حق و عدم بیان واقع. 4 یکی از اقسام جعل توجیه و تأویل غیر موجه کلام می باشد. 5 تأویل و توجیه نادرست برخی افراد در ارتباط با روایت پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم راجع به کثرت اولاد. 6 انکار واقعه غدیر توسط برخی از اهل سنت و توجیهات بی پایه و سست برخی دیگر نسبت به آن واقعه. 7 توضیحی درارتباط با فرمایش پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدیر و دلالت آن بر خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام :اَلست أولی بکم من أنفسکم. 8 تبحّر و قدرت بی بدیل مرحوم اشراقی در فن خطابه و سخنوری. 9 توضیحی در ارتباط با عذاب استدراج. 10 کیفیت نفوذ استعمار در اعتقادات دینی مردم و دور ساختن آنها ازفرهنگ دینی و معنوی.

انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء

توضیحات:

1 بزرگترین مصیبتی که بر سر اسلام و سایر ادیان الهی آمده است مسأله جعل و تحریف می باشد. 2 بیان اقسام و مراتب جعل. 3 حرمت کتمان حق و عدم بیان واقع. 4 یکی از اقسام جعل توجیه و تأویل غیر موجه کلام می باشد. 5 تأویل و توجیه نادرست برخی افراد در ارتباط با روایت پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم راجع به کثرت اولاد. 6 انکار واقعه غدیر توسط برخی از اهل سنت و توجیهات بی پایه و سست برخی دیگر نسبت به آن واقعه. 7 توضیحی درارتباط با فرمایش پیامبراکرم صلی اللَه علیه وآله وسلم در روز غدیر و دلالت آن بر خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام :اَلست أولی بکم من أنفسکم. 8 تبحّر و قدرت بی بدیل مرحوم اشراقی در فن خطابه و سخنوری. 9 توضیحی در ارتباط با عذاب استدراج. 10 کیفیت نفوذ استعمار در اعتقادات دینی مردم و دور ساختن آنها ازفرهنگ دینی و معنوی.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

انواع جعل حدیث و تحریف در دین توسط علمای سوء

12
  • مدّت‌ها از این زمان و از این جریان گذشت. یک روز گرم تابستانی بود و من در بالاخانۀ منزل نشسته بودم که یک‌مرتبه دیدم در می‌زنند و یکی از فرزندانم آمد و گفت: ” یک شخص ریش‌تراش کراواتی با کلاه شاپویی و یک عصا آمده است و می‌پرسد: اینجا منزل حاج سیّد جمال گلپایگانی است؟ گفتم: بله. گفت: با ایشان کار دارم و می‌خواهم ایشان را زیارت کنم!“ گفتم: بگویید: بالا بیاید!

  • در این هنگام مردی وارد اطاق شد که ظلمت همه فضا را اشغال کرد؛ به او گفتم: شما کیستید؟ گفت: ”آیا مرا نمی‌شناسید؟!“ گفتم: نه‌خیر! گفت: ”من فلانی، هم‌بحثی شما هستم!“ تا من این حرف را شنیدم گفتم: قَبَّحَ اللَه وَجهَک!1 این چه قیافه و سیمایی است که برای خود ساخته‌ای؟! آمد نشست و مشغول صحبت شد. از او پرسیدم: چرا این‌طوری شده‌ای؟ گفت: ”آن موقعی که ما به شاهرود رفتیم و مشغول رتق و فتق امور شدیم، حاکم هر حکمی که می‌خواست برخلاف اسلام بکند، ممانعت می‌کردیم و نمی‌گذاشتیم. از این قضیّه گذشت، کم‌کم دیدیم آن افرادی که در اطراف ما بودند کم شدند؛ اینها مشغول شدند و آن اطرافیان را یکی‌یکی گرفتند! مدّتی از این قضیّه گذشت، روزی حاکمْ ما را به منزلش دعوت کرد؛ رفتیم و دیدیم سفره‌ای خیلی مفصّل و عجیب به افتخار جناب حجّة الإسلام فخرالأعلام آیة اللَه شیخ فلان کذایی، انداخته‌اند.“»

  • آیة اللَه بود؛ شوخی نیست! هم‌بحث آقا سیّد جمال‌الدّین گلپایگانی بود و طلبۀ عادی نبود! جریانش مفصّل است، من خیلی به‌طور خلاصه نقل می‌کنم تا بفهمیم و متوجّه باشیم که این مطالبی را که به ما می‌گویند، شوخی نیست؛ اینها قضایایی واقعی است تا موقعیّت خودمان را باز بیابیم!

  • «می‌گفت: ”سفره انداختند؛ وقتی‌که سفره را برچیدند، خادمان و ندیمان آمدند، دیدم آهسته باهم صحبت می‌کنند و اشاره می‌کنند که آیا بیاوریم یا نیاوریم چون آقا تشریف دارند؟! گفتم: قضیّه چیست؟ بیاوریم یا نیاوریم چیست؟! و اینکه آقا تشریف دارند خوب نیست و بد است، یعنی چه؟! یکی گفت: آقا اینها می‌خواهند چند گیلاس (لیوان) [شراب میل کنند! عادت دارند بعد از غذا حتماً شراب بنوشند! ما از شنیدن این حرف برآشفتیم و با ناراحتی و غضب مجلس را ترک کردیم!]

    1. ترجمه: «خدا صورتت را کریه و زشت گرداند!» (محقّق)
/ 0