
معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(1)
1 تفسیرآیه شریفه: خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلينَ. 2 تبیین معنای معروف و منکر و ملاک تعیین آن. 3 تفسیرآیه شریفه: وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ و... 4 عمل مردم و توده نمی تواند ملاک برای معروف و منکر باشد. 5 دیدگاه نادرست اعراب جاهلی در ارتباط با زنان و دختران. 6 تفسیرآیه شریفه: وَ إِذا بُشِّرَ أحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظيمٌ... 7 توضیحی در ارتباط با کیفیت نادرست اداء مناسک حج در زمان جاهلیت. 8 هر عملی که موجب تهییج و تحریک غرائز و شهوات در وجود انسان شود به حکم عقل و فطرت و شرع محکوم است. 9 درختکاری و سرسبز نمودن قبرستانها با مبانی و ملاکات اسلامی درتعارض و تضاد است. 10 فرمایش مرحوم قاضی در ارتباط با زمان و کیفیت زیارت اهل قبور.
معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(1)
3پس این آیۀ مبارکه که میفرماید: ﴿وَلۡتَكُن مِّنكُمۡ أُمَّةٞ يَدۡعُونَ إِلَى ٱلۡخَيۡرِ وَيَأۡمُرُونَ بِٱلۡمَعۡرُوفِ﴾، منظور از معروف، کدام معروف است؟ آیا معروفی که عرف به آن معروف عمل میکند؟ و بهعبارت دیگر، تشخیص معروف با عرف و با مردم است؟ أبداً؛ اهواء و آراء مردم در تشخیص یک معروف دخالت دارد و این نمیتواند ملاک برای معروف و منکر باشد! هر فرهنگ و هر تمدّن و جامعهای به مقتضای آراء جاهلی که دارد، اموری را معروف قرار میدهد و اموری را منکر؛ چهبسا این امور از نقطۀ نظر ثبوت و واقعیّت در دو نقطۀ مقابل هم قرار گرفته باشند؛ ﴿وَإِن تُطِعۡ أَكۡثَرَ مَن فِي ٱلۡأَرۡضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ ٱللَهِ﴾.1 اموری که مردم به آن عمل میکنند و تخطّی از آن را منکر میپندارند، چهبسا تفاوت فاحشی با امور ثبوتی و نفسالأمری داشته باشد و بَونِ بعیدی با واقعیّت داشته باشد؛ لذا عمل مردم نمیتواند ملاک برای عمل ما قرار بگیرد. خیال میکنم مطالبی که در روزهای گذشته در اینباره عرض شد، کافی و وافی برای ادای این منظور باشد.
«کشتن فرزندان از ترس تنگدستی» نمونهای از امور پسندیده در عرف جاهلیّت
در جاهلیّت بهخاطر ترس از إملاق و تنگدستی، فرزندان خودشان را میکشتند و کشتن فرزند را برای راحتی زندگی، یک امر پسندیدهای میپنداشتند! اگر میخواهی راحت زندگی کنی، بچّههایت را بکش! اگر میخواهی آسایش داشته باشی، فرزندانت را به قتل برسان! اگر میخواهی در این دنیا بیدردسر زندگی کنی، بچّههایت را از بین ببر!
﴿وَلَا تَقۡتُلُوٓاْ أَوۡلَٰدَكُمۡ خَشۡيَةَ إِمۡلَٰقٖ﴾؛ «بهخاطر ترس از تنگدستی فرزندانتان را نکشید و از بین نبرید!» ﴿نَّحۡنُ نَرۡزُقُهُمۡ وَإِيَّاكُمۡ﴾؛2 «روزی آنها به دست ما است و ما بر طبق تقدیر و اندازهای که مقدّر کردهایم، روزی آنها را میرسانیم.»
شما کاری نداشته باشید و به تعهّد خودتان عمل کنید! این بچّه اگر مریض شد به شما ربطی ندارد، این بچّه اگر سالم ماند به شما مربوط نیست، این بچّه اگر از دنیا رفت به شما ربطی ندارد! شما چهکاره هستید؟! مگر حیات خود شما به دست خودتان است؟! شما عرضه ندارید یک ثانیه خودتان را نگهدارید، آنوقت به فکر دیگری هستید؟! بر طبق وظیفهای که دارید باید تعهّدتان را انجام بدهید، دیگر هر طوری شد به شما مربوط نیست!
- سوره أنعام (6) آیه 116امام شناسی، ج 2، ص 90:
«اگر از اکثریّت آراء مردم روی زمین پیروی کنی، تو را از راه خدا گمراه میکنند.» - سوره إسراء (17) آیه 31.
- سوره أنعام (6) آیه 116امام شناسی، ج 2، ص 90:
