
معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(2)
1 آیا شریعت اسلام دارای احکام و ملاکات کلی می باشد. 2 ذکر مصادیقی از ملاکات کلی ارائه شده در شریعت اسلام. 3 تفسیر آیه شریفه: وَ أعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ 4 چگونه استعمار از بی لیاقتی پادشاهان مسلمان استفاده کرده و دست به تجزیه ممالک اسلامی زد. 5 توضیحی در ارتباط با روایت : ووَقِّروا كِبارَكُم، وَارحَموا صِغارَكُم، در ارائه ملاک کلی. 6 آداب و سنن ملت ها در صورتی که با مبانی اسلامی منافات نداشته باشد مورد تأیید و امضاء اسلام است. 7 بیان برخی از قوانین نادرست حقوق بشر و تصادم آنها با قوانین اسلامی. 8 جریان صلح حدیبیه و مخالفت و سرپیچی بعضی از اصحاب از دستور و فرمان رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم مبنی بر حلق و خروج از احرام. 9 فرمایش امیرالمؤمنین علیه السلام به مالک اشتر در ارتباط با پایبندی و عدم نقض سنت های حسنه مردم. 10 در فرهنگ تشیع لفظ امام منحصر است در امام معصوم علیه السلام.
معنای معروف و منکر در فرهنگ اسلام و جاهلیت(2)
5خدا انگلیس را لعنت کند! هرچه هست زیر سر همین انگلیس است! هرچه بد و بیراه میخواهید بگویید، به این انگلیس بگویید! تمام دنیا را این دارد میگرداند!1
در تمام مدّتی که از سابق به یاد داریم، یک نفر همچون امیرکبیر هم که چند صباحی آمد تا ایران را قدری جان بدهد، فوراً او را برداشتند و فوراً قطعش کردند! عجب، میخواهید برای ما دُم دربیاورید؟! میخواهید نفس بکشید؟! او را بردارید!
در زمان ناصرالدّین شاه، مخترعی در ایران قبل از اینکه هنوز در دنیا تفنگ دولول دربیاید، تفنگ دولول ساخت، از وزارت داخله دستور دادند و دستش را قطع کردند و بریدند و گفتند: غلط کردی این را ساختهای، این کارها به ما نیامده است!
البتّه دیگر کار از این حرفها گذشته است! نیروهای اهریمنی آنچنان بر نظام عالم مسلّط شدهاند که غیر از توسّل به حضرت بقیّةاللَه و استدعای تعجیل در فرج، هیچ کاری از ما ساخته نخواهد بود!
صحبت در این است که این آیه میفرماید:
﴿وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱسۡتَطَعۡتُم مِّن قُوَّةٖ وَمِن رِّبَاطِ ٱلۡخَيۡلِ﴾.2
و «إعداد» را در اینجا بهعنوان یک مسئلۀ کلّی ذکر کرده است، و در تحت این إعداد، قوّه و رباط الخیل را آورده است؛ یعنی برای نبرد با دشمنان، اسبهای جنگی و نیرو و اسلحه آماده کنید! امّا همۀ اینها در تحت إعداد و تهیّۀ قوّه است. قطعاً در این زمان، آن وسائل با وسائل دیگری جایگزین میشوند. این را میگویند: مصادیق متعدّده در تحت یک حکم کلّی با یک ملاک کلّی.
کیفیّت اجرای ملاک کلّی «احترام به والدین و بزرگان» در دورانهای مختلف
یا من باب مثال: ما این همه تأکید در احترام به والدین و در احترام به بزرگان و عطوفت و رحمت به کوچکتران و امثال ذلک داریم:
وَقِّروا کِبارَکُم و ارحَموا صِغارَکُم؛3 «بزرگان را احترام کنید و کوچکان را ترحّم کنید و از آنها دلجویی نمایید!»
این حکم و این مسئلۀ کلّی، در هر فرهنگ و در هر برههای مصادیق خاصّی دارد. نحوۀ احترام به بزرگان در این روایت و در این کلام اخلاقیِ شریف، ذکر نشده است و واضح است که در هر فرهنگی، احترام به یک قسم و به یک نحو است و تمام آنها داخل در تحت این حکم کلّی هستند؛ و لازم نیست که اسلام آن نحوه را بیان کند، بلکه بهواسطۀ بیان یک حکم کلّی و بهدست دادن یک ملاک, مصادیقْ جایگاه خودشان را پیدا میکنند.
- جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج 3، ص 126 و 164؛ رسالۀ نکاحیه (کاهش جمعیّت ضربهای سهمگین بر پیکر مسلمین)، ص 102 و 235؛ اسرار ملکوت، ج 3، ص 199.
- سوره أنفال (8) آیه 60.
- الأمالی، شیخ صدوق، ص 94.
