
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
جایگاه امام زمان علیهالسلام، حقیقت وجود و سلوک ولایی در کلمات اولیای الهی
در دومین جلسه از مصاحبه پیرامون حالات عارف واصل حضرت حاج سید هاشم حدّاد رضوان الله علیه، حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی به شرح و تبیین مطالب مهمی در باب حقیقت توحید و ولایت میپردازند. تربیت و تزکیه در عرفان را امری پیچیده دانسته و در همین راستا به تفصیل مسألۀ معاشرت و ارتباطات سالک را تشریح مینمایند. از نکات دقیق مطرح شده در این جلسه، کلمات حضرت حدّاد پیرامون وحدت وجود و توحید میباشد. در بخش پایانی این جلسه پربار فقره «یا مُمتَحَنَةُ امتحنکِ اللهُ الذی خلقکِ قبل أن یَخلُقکِ» از زیارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تشریح شده و نکاتی دربارۀ علوّ مقام آن حضرت بیان گردید است.
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
توضیحات:
در دومین جلسه از مصاحبه پیرامون حالات عارف واصل حضرت حاج سید هاشم حدّاد رضوان الله علیه، حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی به شرح و تبیین مطالب مهمی در باب حقیقت توحید و ولایت میپردازند. تربیت و تزکیه در عرفان را امری پیچیده دانسته و در همین راستا به تفصیل مسألۀ معاشرت و ارتباطات سالک را تشریح مینمایند. از نکات دقیق مطرح شده در این جلسه، کلمات حضرت حدّاد پیرامون وحدت وجود و توحید میباشد. در بخش پایانی این جلسه پربار فقره «یا مُمتَحَنَةُ امتحنکِ اللهُ الذی خلقکِ قبل أن یَخلُقکِ» از زیارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تشریح شده و نکاتی دربارۀ علوّ مقام آن حضرت بیان گردید است.
راه وصول به حقیقت توحید و ولایت
21تمثیلی برای درک کیفیّت نزول حقیقت وجود پروردگار در عالم
من برای شما نسبت به این مطلب که آقای حدّاد ـ رضوان الله علیه ـ اشاره کردند، یک مثال میزنم. الآن شما دست من را نگاه کنید! حقیقت دست من چیست؟ گوشت و پوست و استخوان است. شما میتوانید شکل حقیقت دست من را برای من بیان کنید که این دست من به چه شکلی است؟ شما نمیتوانید! شما میگویید که: همین است این الآن با این کیفیّتی است که مستقیم است و انگشتان من همه به هم چسبیده است؛ این دست نیست، این حدّی است که به دست خورده حدّ عرضی آمده به دست خورده و شما این دست را به این شکل میبینید. حالا من دستم را میبندم، باز هم این دست است، حالا باز میکنم، باز هم دست است؛ هیچ چیزی از خارج نیامد به این دست من اضافه بشودالآن فرض کنید دست من که چند سیر است، وقتی که میبندم بشود نیم کیلو، و وقتی که باز میکنم بشود دو سیر؟! نه، به اندازۀ یک گرم هم به وزن دست من اضافه نشده است. ممکن است بر اثر تغییر و تحوّلات به رنگ اضافه بشود، که خود آن هم از اعراض است. بنابراین اگر دست را بالا ببرم، دست است؛ پایین بیاورم، دست است؛ و به هر کیفیّتی در آورم همۀ اینها دست است همین مسئله را...
و لذا اگر در اینجا بگویید: چرا دست شما اینطوری است؟ چرا مشت است؟ میگویم: نهخیر، شما نگاه به مشت میکنید، پس مشت میبینید؛ نگاهت را از این مشت بودن بردار، فقط دست میبینی درست!؛ نگاهت را از این حدّ بردار، انتساب به من را میبینی. اگر دست من در اینجا باشد آیا شما میروید پا بگذارید و بگویید که: یک مُشت است؟ خیر، زیرا گرچه در اینجا دست من به صورت مشت است ولی انتساب به من دارد و به خاطر این انتساب، شما پایتان را روی آن نمیگذارید.
