اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

وصول به مقام ولایت به‌واسطۀ استقامت در مسیر حق

اهمیت فلسفه و عرفان در فهم حقیقت توحید

0
عید غدیر
جلسات

1) رسیدن به مقام ولایت آرزوی شیفتگان حقیقت است اما چطور می‌شود به آن دست یافت؟ 2) راه اهل‌بیت در این زمینه چه بوده است؟ 3) استقامت در راه حق چقدر انسان را به مقام ولایت نزدیک می‌کند؟ 4) سختی‌های پیغمبر و امیرالمؤمنین در راه حق. 5) اهمیت فلسفه و عرفان در فهم حقیقت توحید. 6) اهمیت عمامه‌گذاری در کلام اهل‌بیت و اولیا.

وصول به مقام ولایت به‌واسطۀ استقامت در مسیر حق

5
  •  این معنای ولایت، همان چیزی است که رسول خدا می‌فرماید: «مَن کُنتُ مَولاهُ فهذا عَلیٌّ مَولاهُ!»1 من نخواستم فقط امیرالمؤمنین را نصب کنم و تاجی بر سرش بگذارم تا دیگران بگویند: «چرا این کار را برای ما نکرد؟! اینکه روابط شد! پس ضوابط کجا رفت؟!» رسول خدا می‌خواهد بفرماید که امیرالمؤمنین مراقبه و مجاهده و سعی و کوشش کرد، جلو آمد، خون دل خورد، امتحان پس داد، شب و روز و تمام کارهای خود را در اختیار رسول خدا قرار داد، نه در اختیار خود! خود را در قبال پیغمبر صفر به‌حساب آورد، ارادۀ خود را سلب کرد و ارادۀ پیغمبر را به‌جای ارادۀ خود نشاند و خود را وقف تمام و تامّ پیغمبر کرد؛ همین‌طور نبود که پیغمبر عمامه بر سر امیرالمؤمنین بگذارد و دستش را بالا بگیرد و «مَن کُنتُ مَولاهُ» بگوید. خیال کردید اینجا هم تشریفات و درجه و قُپّه دادن است که یک‌دفعه دو تا درجه به سرباز بدهند بشود ارتشبُد؟! ولایت که اعتبار نیست و این تشریفات و مسائل را ندارد!2

  • استقامت امیرالمؤمنین در راه حق

  •  دو سه سال قبل از رحلت مرحوم آقا، چون ایشان ناراحتی قلبی داشتند، به توصیۀ اطبّا، یکی دو هفته‌ای بیرون مشهد رفته بودیم. یک شب راجع به امیرالمؤمنین علیه السّلام و اینکه ایشان در جنگ‌ها از اسب استفاده نمی‌کردند، صحبت شد. می‌فرمودند که حضرت سوار قاطری می‌شدند که ظاهراً از مصر برایشان فرستاده بودند و در جنگ‌ها و در جنگ صفّین از آن قاطر استفاده می‌کردند و اسب سوار نمی‌شدند.3

  •  من به نیّت خطا و فکر قاصر خودم، خواستم اظهار سلیقه کنم، گفتم: «آقا این قاطری که امیرالمؤمنین سوار می‌شدند، قاطر نبود، از اسب‌ها هم جلوتر بود!» البته داریم که قاطر خیلی سریعی بود و.... مرحوم آقا تأمّلی کردند و فرمودند:

  • نه آقاجان، نه آقاجان! قضیه این نیست، این نیست! امیرالمؤمنین به‌خاطر تواضعش سوار قاطر می‌شد، نه به‌خاطر اینکه خیلی سریع بود و.... مسئله، مسئلۀ تواضع بود. می‌خواهد بگوید: من که فرماندۀ ارتش و خلیفۀ رسول «خدا هستم، در جنگ‌ها سوار قاطر می‌شوم و سربازان من و اُمرا همه باید سوار اسب بشوند!»

    1. الکافی، ج ١، ص ٤٢٠. امام شناسی، ج ٢، ص ١٧٨:
      «حضرت فرمود: ”هر کس که من صاحب اختیار او هستم بداند که اینک این علی صاحب اختیار او است.“»
    2. برای اطّلاع از عدم اعتباری بودن ولایت، رجوع شود به امام شناسی، ج ٥.
    3. رجوع شود به الکافی، ج ١، ص ٤٥٠؛ المسترشد فی امامة علی بن أبی‌طالب علیه السّلام، ص ٦١٢؛ وقعة صفّین، ص ٤٠٣. کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ج ٢، ص ٩٠٢.