اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین

عید غدیر برای ما یعنی بیعت با امام زمان

19٬079
عید غدیر
جلسات

1) ارتباط مراتب ایمان افراد با میزان محبّت آنها نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام. 2) معنای عید غدیر در امروز برای ما چیست؟ 3) حکایتی در اهمّیت انصاف و صداقت و پذیرش و اعلان اشتباه. 4) علی و حسین زمانِ ما کیست؟ 5) اهمّیت و پاداش بی‌حدّ هدایت یک فرد به‌دست انسان.

رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین

توضیحات:

1) ارتباط مراتب ایمان افراد با میزان محبّت آنها نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام. 2) معنای عید غدیر در امروز برای ما چیست؟ 3) حکایتی در اهمّیت انصاف و صداقت و پذیرش و اعلان اشتباه. 4) علی و حسین زمانِ ما کیست؟ 5) اهمّیت و پاداش بی‌حدّ هدایت یک فرد به‌دست انسان.

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

رابطۀ مراتب ایمان با میزان محبّت به امیرالمؤمنین

11
  •  تا دیروز پشت سر پیغمبر می‌ایستادیم، از امروز پشت سر یکی دیگر می‌ایستیم! چرا؟ چون حدّ و میزان و باور ما همین‌قدر است و بیش از این نیست! معنایش این است که بین پیغمبر و ابی‌بکر فرقی نمی‌گذاریم و همان‌طور که وقتی پیغمبر مطلبی می‌گفت حرفش را گوش می‌دادیم، امروز هم که ابی‌بکر دارد حرف می‌زند، همان‌طور حرفش را گوش می‌دهیم! معنایش این است که همان‌طور که دیروز پیغمبر می‌آمد و «الصّلاة الصّلاة» می‌گفت و بلال به بالای مأذنه می‌رفت و اذان می‌گفت و پشت سر پیغمبر می‌ایستادیم، همین‌طور امروز به‌جای بلال یکی دیگر به بالای مأذنه می‌رود و اذان می‌گوید و یکی دیگر به‌جای پیغمبر می‌ایستد و ما هم پشت سرش می‌ایستیم! این یعنی پیغمبر و ابی‌بکر یک اندازه هستند!

  •  اگر علی را جلو می‌گذاشتی و پشت سرش می‌ایستادی، آن‌وقت مطلب یک چیز دیگری بود و مسئله فرق می‌کرد! پس یک‌خرده به خودمان بیاییم و متوجه بشویم؛ چرا که این مسئله خیلی مسئلۀ دقیقی است! آن کسی که می‌گوید: «چه این شخص باشد و چه آن شخص!» در واقع دارد خودش را معرفی می‌کند! کسی که می‌گوید: «چه آقای فلان باشد و چه آقای فلان، هر دو یکی هستند!» در واقع دارد باور خودش را بازگو می‌کند!

  • مادح ِخورشید، مدّاح خود است***که دو چشمم روشن و نامَرمُد است1
  •  کسی که دارد خورشید را مدح می‌کند، می‌خواهد بگوید که «من دارم خورشید را می‌بینم و نابینا نیستم!» پس در واقع دارد [خودش را مدح می‌کند، چون] خورشید که سر جایش هست، پس اینکه دارد از خورشید تعریف می‌کند و آن را مدح می‌کند و اندازه‌اش را می‌گوید و نور و گرما و حرارتش را توضیح می‌دهد، معنایش این است که من این را حس کرده‌ام و دیده‌ام و آفتابش را با وجودم درک کرده‌ام و الآن دارم این مسئله را برای شما بیان می‌کنم!

  • عدم اذعان به حق به‌خاطر مصالح، موجب انحراف از مسیر

  •  پس کسی که امیرالمؤمنین را فقط به قلب دوست داشته باشد اما به زبان نیاورد، مثل همان افرادی است که در روز عید غدیر با امیرالمؤمنین بیعت کردند ولی بعداً به‌دنبال ابوبکر رفتند؛ پس این قسمت از روایت برای آنها است و همین‌طور برای افرادی است که الآن هستند! [آنهایی که می‌گویند:] «می‌دانیم امیرالمؤمنین حق است، ولی هر چیزی را که نمی‌شود گفت و بالأخره یک مصلحت‌هایی هم داریم؛ فامیل داریم، قوم و خویش داریم، همسایه داریم، حساب و کتاب داریم، نمی‌شود دیگر! می‌دانیم که این مطلب حق است، ولی بالأخره دلیل ندارد که انسان هر حقی را بگوید و هر مطلبی را به زبان بیاورد! [چون اگر به زبان بیاورد،] همه‌چیز از بین می‌رود و دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود! پس تقیه را برای کجا گذاشته‌اند؟!» افرادی هستند که یک‌سوم از ایمان را دارند، چون فقط حق را می‌دانند و می‌بینند و اعتقاد دارند!

    1. مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر پنجم، ص ٧٢٨.
/ 0