
لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
مکتب عرفان، یگانهراه شناخت حقیقت ولایت
1) اولیا، زبان گویای امام علیه السلام! 2) اهمّیت بصیرت و صفای دل در مسیر الهی. 3) مأموریت پیغمبر براساس شاکلۀ افراد. 4) خطر علمای کتابی برای عوام الناس! 5) ضرر مطرح کردن مسائل ظهور برای سالک!
لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
7همۀ اینها بهخاطر نفس ما است. سالک غیر از توجه به یک مرکز و یک نقطه، نباید توجه دیگری داشته باشد!
در تمام دورانی که من خدمت مرحوم حداد بودم و حضرت آقا در خدمت ایشان بودند ـ که ایشان یک روز میفرمودند که مرحوم حداد ٢٨ سالِ تمام در خدمت مرحوم قاضی بود و از مرحوم قاضی استفاده برد و من حساب کردم و دیدم که من هم ٢٨ سالِ تمام از مرحوم حداد استفاده کردهام1 ـ یک بار از مرحوم حداد صحبت از ظهور و فرج شنیده نشد! میگوید:
نام احمد نام جمله انبیاست *** چونکه صد آمد نود هم پیش ماست2 وقتی که مقام ولایت برای ما ظهور میکند، دیگر بهدنبال ظاهر رفتن خلاف است. تمام اولیا و تمام ارض و سماوات و تمام ماسویاللَه از برکت وجود حضرت بقیّةاللَه متنعم میشوند و همه از وجود آن حضرت فیض میبرند؛ منتها صحبت در این است که ما با این نفوس ضعیفه و با این چشمهای أعمیٰ و با این خصوصیاتی که داریم نمیتوانیم دو مظهر را در توحید انمحاء کنیم و به دو مظهر جنبۀ آلیّت بدهیم، لذا به یکی که جنبۀ ظهورش قویتر است استقلال میدهیم و دیگری را که جنبۀ خفاء در او اقویٰ است کنار میزنیم! روی این حساب است که توجه به یک نقطه و یک مبدأ و یک محور از اساسیترین شرایط سلوک سالک است! سالک نباید به دو محور توجه داشته باشد، بلکه فقط باید به یک محور [توجه داشته باشد!]
روی این حساب، اگرچه ما در کلمات بزرگان از این مسائل میشنویم و برای مردم هم بیان کردهاند، ولی هرگز در مورد آنچه مربوط به این حیطه و این موقعیت و خصوصیت است، دستوری از آنها نرسیده است؛ بلکه تمام صحبتهایشان در مورد گرایش به باطن و فرو رفتن در باطن و ولایت امام زمان علیه السلام است، و گرایش یک مسلک قویم و یک منهج مستقیم به توحید، مبیّن و ارزش دهندۀ به آن مکتب است، و هر مقدار که جنبۀ بطن و خفاء و ورود در آن بطنِ واقع قویتر باشد، ملاک ارزش آن مکتب هم بالاتر میرود! لذا افراد و نحلهها و مکاتبی که فقط به یکی از ائمه مثل امیرالمؤمنین یا امام زمان علیهما السلام توجه دارند، امیرالمؤمنین و امام زمان را مانع و رادع بین خودشان و بین پروردگار و مسیرشان قرار دادهاند!
- رجوع شود به روح مجرد، ص ١٠١؛ مهر فروزان، ص ١٧٧؛ حریم قدس، ص ١١٤.
- مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر اول، ص ٥٢.
