
لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
مکتب عرفان، یگانهراه شناخت حقیقت ولایت
1) اولیا، زبان گویای امام علیه السلام! 2) اهمّیت بصیرت و صفای دل در مسیر الهی. 3) مأموریت پیغمبر براساس شاکلۀ افراد. 4) خطر علمای کتابی برای عوام الناس! 5) ضرر مطرح کردن مسائل ظهور برای سالک!
لزوم توجّه به باطن مقام ولایت و اهمّیت آن در راه خدا
8آن امیرالمؤمنینی که حقیقتش عین حقیقت رسولاللَه است، از اینکه فقط اسم او را بیاورند بیزار است! امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: «من با بقیۀ ائمه چه فرقی میکنم؟!» امام زمان علیه السلام میفرماید: «من با بقیۀ ائمه چه فرقی میکنم؟! چرا فقط باید اسم من آورده بشود و چرا فقط باید من را مطرح کنید؟!»
پس اگر همه مطرح هستند، باید وِجهه روی همه باشد؛ و اگر تمام اینها وسائط و وسائل برای مردم از نظر عموم، و برای سلاّک از نظر خصوص هستند، پس ما باید بدانیم که آن نماینده و قائم مقام و جانشین و خلیفۀ آنها و آن کسی که میتواند در غیاب و نبودنِ ظاهری حضرت، نفوس را بهطرف آن مبدأ حرکت بدهد برای ما ظهور پیدا کرده است؛ گرچه ظهور او ظهور عام است و هیچگاه نمیتواند خودش را بهنحو حقیقت و باطن به ما جلوه بدهد؛ چون ما قدرت و تحمّل دیدن آن باطن را نداریم و نمیتوانیم آن حقیقت را ببینیم!
تفاوت سعۀ افراد در ادراک حقایق
حضرت آقا میفرمودند:
من مسئلهای را از مرحوم حداد دیده بودم. وقتی در یک سفر کربلا گوشهای از گوشهای از گوشهای از آن مسئله را برای یکی از افرادی که سالها کار کرده بود و در خدمت مرحوم انصاری بود نقل کردم، تا یک هفته گیج بود و نمیدانست چهکار کند!
تازه اینها به ما چیزی نشان ندادند! یک روز حضرت حداد جلوی خود بنده به حاج محمدعلی کذایی که آن مقامات را طی کرده بود فرمودند:
تو هیچگاه تحمّل مُدرکات و مقامات و شناخت من را نخواهی داشت! اگر من بخواهم گوشهای از آنچه بر من میگذرد را به تو نشان بدهم، همچون سنگ مُذاب ذوب میشوی و دود میشوی و به هوا میروی!
حاج محمدعلی کسی بود که رفقا حرفهای او را نمیفهمیدند و مسائل او را متوجه نمیشدند! صحبت در این است که اگر آن مقام ولایت بخواهد تجلّی کند، دیگر نه دِیْری باقی میماند و نه دیّاری! آنوقت ما به این مسائل میپردازیم که آن قضیه چه موقع [واقع] میشود و این قضیه چطور میشود! میگوید:
